profile - دانشکده علوم
اعضای هیأت علمی دانشکده علوم
سجاد سی سخت نژاد
دانشیار / علوم / گروه زیست شناسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| کشت سلول وبافت | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| زیست شناسی و ژنتیک سلول های بنیادی | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| زیست شناسی سلولی و مولکولی 2 | 3 | هرهفته، دوشنبه ، 08:00-10:00، هفته هاي فرد ، چهارشنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مبانی فناوری سلول های بنیادی | 2 | هرهفته، شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی زالزالک و بریونیا بر پارامترهای خونی و بافتشناسی کبدی موشهای صحرایی دیابتی شده (دیابت نوع 1)
نیلوفر دارایی 1404دیابتشیرین یکی از شایعترین بیماریهای غدد درونریز است. عوارض زودرس، مرگ و میر، کاهش امید به زندگی و هزینههای مالی دیابت آن را به یک وضعیت مهم بهداشت عمومی تبدیل کردهاست. افزایش قندخون باعث افزایش استرس اکسیداتیو و در نتیجه التهاب، فعال شدن مسیر پلیال و آسیب به اندامهای مختلف بدن از جمله کبد میشود که بزرگترین اندام داخلی بدن است. بنابراین بیماری کبدی یک مشکل شایع در این بیماران است. گیاهاندارویی دارای فواید بیشماری از جمله خاصیت آنتیاکسیدانی آنهاست که در کاهش استرس اکسیداتیو موثر است. در این تحقیق جهت بررسی اثر عصاره هیدروالکلی زالزالک و فاشرا بر درمان دیابت و همچنین اثر آن بر ساختار بافتی کبد و پارامترهای خونی از 56 سر موش صحرایی نر در هشت گروه 7 تایی استفاده خواهد شد با گروههای: شاهد بدون دریافت دارو و درمان، گروه کنترل دیابتی که استرپتوزوتوسین دریافت میکنند. گروه سالم که عصاره برگ زالزالک با دوزmg/kg ?? دریافت میکنند. گروه سالم که عصاره برگ فاشرا با دوز mg/kg 60 دریافت میکنند، گروه دیابتی که عصاره زالزالک با دوزmg/kg ?? دریافت میکنند، گروه دیابتی که عصاره برگ فاشرا با دوزmg/kg 60 دریافت میکنند، گروه دیابتی که mg/kg ?? از عصاره برگ زالزالک و mg/kg ?? برگ فاشرا دریافت میکنند،گروه دیابتی که انسولین دریافت میکنند. گروههای دیابتی با تزریق mg/kg ?? استرپتوزوتوسین دیابتی خواهند شد درحالی که گروههای غیر دیابتی همان حجم سالین دریافت میکنند. و به مدت 4 هفته گاواژ شدند و هر هفته گلوکز خون موشها با گلوکومتر اندازهگیری شد. پس از پایان 4 هفته موشها آسان کشی شدند و نمونه خون و بافتی آنها برای گرفتن تستهای لازم گرفته شد. سپس دادههای حاصل از سنجشهای مختلف با استفاده از نرمافزارهای Graph pad prism و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مصرف ترکیبی عصاره زالزالک و بریونیا توانست سطح گلوکز خون را به طور معنادار کاهش دهد، که این امر نشاندهندهی تاثیر مثبت گیاه در کنترل قند خون است. اگرچه افزایش سطح انسولین در گروه دریافتکننده عصاره مشاهده شد، اما این افزایش از نظر آماری معنادار نبود، که نشان میدهد مکانیسم کاهش قند خون ممکن است از طریق مسیرهای مستقل از افزایش انسولین صورت گیرد. همچنین، عصاره ترکیبی تاثیر مثبتی بر عملکرد کبد داشت، به گونهای که باعث کاهش معنادار آنزیمهای کبدی ALT و AST در مقایسه با گروه دیابتی شد، که نشاندهندهی نقش محافظتی عصاره بر بافت کبد و کاهش آسیبهای ناشی از دیابت است. تغییرات آنزیم ALP از نظر آماری معنادار نبود، اما روند کاهشی آن ممکن است در مطالعات طولانیتر اهمیت پیدا کند. پارامتر هماتوکریت نیز هرچند از نظر عددی در گروه درمان افزایش داشت، اما این تغییر معنادار نبود. همچنین سنجش مالون دی آلدهید نیز نشان داد که مصرف این عصاره توانست سطح مالون دی آلدهید را به طور معنادار کاهش دهد، که این امر نشاندهندهی تاثیر مثبت عصاره ترکیبی گیاه زالزالک و بریونیا است. با این وجود، این نتایج مقدماتی میتواند زمینهساز تحقیقات بیشتر در این زمینه باشد.
-
فون سوسماران مناطق شمال غربی استان کرمانشاه
زهره محمدی 1404 -
بررسی اثر محلول پاشی نانوذره کیتوسان بر برخی از پاسخ های فیزیولوژیک و کارایی گیاه¬پالایی دو رقم گیاه یولاف (Avena sativa L. وAvena nuda L.)7 تحت تنش آنتیموان
فاطمه امامی 1403 -
فون سوسماران نواحی شمالی استان همدان
حامد لطفی کمال 1403چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی فون و پراکنش سوسماران شمال استان همدان از طریق اندازهگیری صفتهای مورفولوژیکی، متریک و مریستیک بهوسیلهی کلیدهای شناسایی معتبر میباشد که ماحصل آن شناسایی و بررسی گونههای موجود در این منطقه به همراه نقشهی پراکنش نمونهها میباشد. روششناسی پژوهش: در ابتدا مطالعات آغازین در مورد منطقهی شمال استان همدان و فون احتمالی سوسماران آن به طور وسیعی انجام گردید، و اطلاعات و نقشههای موردنیاز جهت انجام این کار تهیه شد. طی سفرهای متعدد به منطقهی موردمطالعه، در فاصلهی فروردین 1402 تا مرداد 1403 تعداد 120 نمونه سوسمار از 10 ایستگاه مختلف نمونهبرداری شد. بعد از گرفتن نمونه ابتدا از آن عکس گرفته شد و موقعیت زیستگاه جانور، تاریخ و زمان جمعآوری نمونه، درجهی حرارت محیط، و شرایط جوی دیگر مانند باد در دفترچهی یادداشت ثبت شد. برای شناسایی سوسماران از کلید شناسایی خزندگان ایران استفاده شد سپس بعد از بررسیهای مریستیک و متریک، نمونه در محل آزاد شد. همچنین به کمک این صفات و بر پایهی کلیدهای شناسایی قابل اعتبار ابتدا خانوادهها مشخص، سپس جنس و گونهی نمونهها شناسایی گردید. یافتهها: در این پژوهش برای اولینبار گونههای Laudakia caucasia و Trapelus lessonae: Rastegar- pouyani, 2000 و Eremias montanus و Trapelus agilis: Anderson, 1999 در استان همدان معرفی شدند. گونههای Trapelus lessonae: Rastegar- pouyani, 2000 و Eremias montanus Laudakia, caucasaia و Trapelus agilis: Anderson, 1999 و Lacerta media و Ophisops elegans و Ablepharus bivvitatus از شهرستان رزن و از شهر کبودرآهنگ، Laudakia caucasia و Trapelus lessonae و Trapelus agilis و Ophisops elegans شناسایی شد همچنین گونههای Eremis persica blanford,1875 و Eremias velox در شهرستان فامنین گزارش شدند. همچنین گونهی Cyrtopodion scabrum در هر سه شهرستان مورد مشاهده قرار گرفت. نتیجهگیری: از خانوادهی Agamidae جنس Laudakia گونهی L.caucasia ، جنس Trapelus گونهی T.lessonae و T.agilis ، از خانوادهی Lacertidae جنس Eremias گونهی E.montanus و E.velox و E.persica , Blanford ، جنس Lacerta گونه L.media ، جنس Ophisops گونهی O.elegans ، از خانوادهی Scincidae جنس Ablepharus گونهی A.bivvitstus و از خانوادهی Gekkonidae جنس Cyrtopodion گونهی C.scabrum مشاهده گردید. کلیدواژهها: خزندگان، سوسمار، فون، شمال همدان، رزن
-
مطالعه بیوانفورماتیک miRNAs هدف گیرنده ژنهای ANO9 ،IDO1 ،SIRT1 و بررسی اثر تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی 7-M
راحیل دانش فر 1403 -
پیش بینی miRNAs هدفگیرنده ژنهای TSG6 و PLK4 و مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی MCF7
ملیحه محمدی نیا 1403کوئرستین و تیموکوئینون ترکیبات مهم شیمیایی گیاهی هستند که با مهار مسیرهای سیگنالینگ مختلف و تغییرات اپیژنتیکی، اثرات آنتیاکسیدانی، ضد التهابی و ضد سرطانی متعددی دارند. میکروآرناها نیز گروهی از RNAs کوچک غیرکدکننده هستند که با هدف قرار دادن ژنهای مختلف و تاثیر در مسیرهای سیگنالینگ، نقش مهمی در تنظیم بیان ژن و کنترل علائم سرطان سینه دارند و به عنوان نشانگرهای زیستی برای تشخیص، پیشآگهی و درمان آن مورد استفاده قرار میگیرند. هدف این پژوهش، بررسی اثر همزمان کوئرستین و تیموکوئینون بر بیان ژنهای TSG6، ANO9 و میکروآرناهای هدفگیرنده آنها در سلولهای سرطان سینه MCF-7 است. در این مطالعه، سلولهای MCF-7 کشت و تکثیر و سپس با غلظتهای مختلفی از کوئرستین و تیموکوئینون تیمار شدند. پس از استخراج RNA و میکروآرنا از سلولها و سنتزcDNA، با استفاده از سایتهای بیوانفورماتیکی شامل TargetScan، miRBase و miRDB، میکروآرناهای هدفگیرنده ژنهای مورد مطالعه پیشبینی شد. همچنین با استفاده از سایتهای مذکور و سایت miRNetو نرمافزارهای R و سایتواسکپ بهترین میکروآرناهای هدفگیرنده این ژنها برای تحقیقات آینده پیشبینی شدند. برای بررسی کمی بیان ژنها و میکروآرناها، از روش qRT-PCR استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمار سلولهای MCF-7 به طور همزمان با تیموکوئینون و کوئرستین، بیان ژن TSG6 را کاهش میدهد. زمانی که غلظت کوئرستین یا تیموکوئینون ثابت نگه داشته شد، با افزایش غلظت ماده دیگر بیان ژن به گروه کنترل نزدیک شد. ممکن است کاهش بیان TSG6 تنها در غلظت تیموکوئینون 35 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار میتواند تحت تاثیر hsa-miR-23a-3p باشد و در سایر غلظتها احتمالا در اثر دخالت مسیرها و عوامل دیگر است. همچنین مشخص شد که با افزایش غلظت کوئرستین، در غلظت 20 میکرومولار تیموکوئینون بیان ژن ANO9 مقدار چشمگیری کاهش، اما در غلظت 35 میکرومولار آن بیان ژن به گروه کنترل نزدیکتر و همچنین مثبت شد. بررسی اثر این دو ماده بر بیان has-miR-6789-3p هدفگیرنده این ژن مشخص کرد که افزایش غلظت تیموکوئینون و کوئرستین باعث افزایش بیان و غلظتهای پایین این دو ماده باعث کاهش بیان این میکروآرنا شد. ممکن است این میکروآرنا احتمالا در غلظت تیموکوئینون 20 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار، ژن ANO9 را هدف قرار دهد. دادهها نشان داد که بیان has-miR-154-3p با افزایش غلظت این دو ماده بیشتر شد. بنابراین، این دو ترکیب گیاهی نقش ضدسرطانی دارند و با اثر بر بیان ژنها و میکروآرناهای دخیل در سرطان سینه میتوانند در پیشگیری و درمان این بیماری موثر باشند.
-
بررسی بیوانفورماتیکmiRNAs هدفگیری کننده ژنهای PLK4،SIRT1،ANO9 و مطالعه اثر شرایط نورموکسی و هایپوکسی بر بیان آنها در سلولهای سرطانی سینه
زهرا صمدی شهره 1403سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است، که میتواند به دلایل مختلفی از جمله تغییرات هورمونی، ژنتیکی و عوامل محیطی ایجاد شود. در این سرطان، اختلالات در مسیرهای سیگنالینگ یا نقص در مسیرهای ترمیم DNA میتواند، به رشد و پیشرفت تومور منجر شود. شناخت زیست شناسی مولکولی سرطان سینه، در تشخیص، شخصیسازی درمان و توسعه روشهای درمانی کمک کننده است. یکی از ویژگیهای اکثر تومورهای جامد، هایپوکسی است. به طورکلی، سلولها به شرایط هایپوکسی با واکنشهای سلولی و مولکولی متفاوتی پاسخ میدهند، که به تنظیم متابولیسم، تولید انرژی و بقای سلولها در شرایط کم اکسیژن کمک میکنند. microRNAs (miRNAs)، مولکولهای کوچک و غیرکدکنندهی پروتئین، هستند که نقش مهمی در مکانیسمهای بیولوژیکی مانند آپاپتوز، تمایز سلولی، تکثیر و پاسخ به استرسها از جمله هایپوکسی دارند. در شرایط هایپوکسی، برخی از miRNA میتوانند به عنوان مهارکننده یا فعالکنندههای بیان ژنی عمل کنند. در مطالعات آزمایشگاهی، کلرید کبالت (CoCl2) برای القای شرایط هایپوکسی در سلولها استفاده میشود. در مطالعه حاضر اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) بر بیان ژنهای ANO9، SIRT1 و PLK4 و همچنین miRNAs هدف آنها در سلولهای سرطانی سینه ردهی MCF7، بررسی شد. ابتدا با استفاده از نرمافزارهای بیوانفورماتیکی مختلف، مانند Targetscan، miRDB و miRBase، miRNAs هدف گیرندهی ژنهای مورد بررسی از نظر امتیازدهی، مناسب بودن جایگاه اتصال و همپوشانی در نرمافزارهای دیگر مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت hsa-miR-6789-3P، hsa-miR-154-3p و hsa-miR-3065-5p به ترتیب به عنوان miRNAs هدف گیرندهی ژنهای ANO9، SIRT1 و PLK4 انتخاب شدند. همچنین در این مطالعه، ردهی سلولی سرطانی سینه MCF7 در شرایط مناسب کشت داده شد و با غلظتهای (75، 150 و 200) میکرومولار از کلرید کبالت (II) تیمار شدند. پس از استخراج RNA و miRNA، از نمونهها cDNA سنتز شد. در نهایت به منظور بررسی تغییرات بیان ژنها و miRNAs هدف گیرندهی آنها از روش Real-time PCR استفاده گردید. پس از آن نتایج، با روش لیواک آنالیز و با نرمافزار Graphpad prism تحلیل گردید. نتایج نشان داد که ژن ANO9 در هر سه غلظت به صورت معنیدار افزایش بیان داشته است، اما این افزایش در غلظت 150 میکرومولار کلرید کبالت (II) نسبت به غلظتهای 75 و 200 میکرومولار بیشتر بوده است. این در حالی است که بیان hsa-miR-6789-3P به عنوان miRNA هدف گیرندهی ژن ANO9 با افزایش غلظت کلرید کبالت (II)، به مراتب کاهش یافته است. نتایج حاصل از بررسی بیان ژن SIRT1 نشان داد که با افزایش غلظت کلرید کبالت (II) از 75 به 150 میکرومولار، بیان این ژن ابتدا افزایش معنیدار، سپس با افزایش غلظت به 150 میکرومولار، این افزایش بیان به نسبت کمتری مشاهده شده است. ودر غلظت 200 میکرومولار، بیان ژن به صورت معنیدار کاهش یافته است، در مقابل بیان hsa-miR-154-3p در دو غلظت 150 و 200 میکرومولار افزایش بیان معنیدار داشته است. همچنین hsa-miR-3065-5p با افزایش غلظت ماده کلرید کبالت (II) کاهش مییابد. علیرغم اینکه بیان ژن PLK4 به عنوان ژن مورد هدف آن به دلیل عدم اختصاصیت باند و کسب نتایج مطلوب حذف گردید.
-
شناسایی miRNA هدفگیری کننده ژنهای TEX10، IDO1 و TSG6 انسانی و بررسی اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) بر بیان آنها در رده سلولی MCF7
سپیده نورائی نصرآبادی 1403سرطان سینه یکی از شایعترین انواع سرطان در زنان است. که تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله فاکتورهای رشد، سیتوکینها، ترکیبات ماتریکس خارج سلولی (ECM) قرار دارد. این عوامل میتوانند موجب تغییرات در مسیرهای سلولی و افزایش رشد و تکثیر سلولهای سرطانی شوند. miRNAs نوعی از RNA کوتاه هستند که در تنظیم بیان ژنها و عملکرد سلولی نقش دارند. در سرطان سینه، تغییرات در بیان miRNA میتوانند نقش مهمی در ایجاد و پیشرفت این نوع سرطان داشته باشند. از جمله نقشهایی که آنها دارند، شامل: تنظیم بیان ژنهای مهم، تنظیم مسیرهای سلولی، مقاومت در برابر درمان، تاثیر بر اندازه و ترکیب تومور و... میباشد. بررسی نقش miRNAs در فرآیندهای سلولی و الگوی تغییرات بیانی آنها، میتواند در درک بیشتر و شناخت عمیق از سرطان سینه و همچنین رویکرد درمانی مناسب با آن بسیار موثر باشد. هایپوکسی یا کمبود اکسیژن، یکی از ویژگیهای مهم محیط تومور است که میتواند بر رشد، پیشرفت و پاسخ به درمان تومورها تاثیر بگذارد. کلرید کبالتII به عنوان یک مدل هایپوکسی مصنوعی در تحقیقات سلولی و سرطانی مورد استفاده قرار میگیرد. در این مطالعه جهت بررسی اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالتII بر بیان ژنهایی مانند TSG6، IDO1 و TEX10 و همچنین miRNAs هدف گیرندهی آنها در سلول های سرطانی سینه، بررسی شد. به همین منظور در نرمافزارهای بیوانفورماتیکی مانند Targetscan، miRDB و miRBase، با بررسی جایگاه اتصال، امتیاز دهی و همپوشانی و تکرار hsa-miR-23a-3p، hsa-miR-6728-3P و hsa-miR-576-3p به ترتیب به عنوان miRNAs هدف گیرندهی ژنهای TSG6، IDO1 و TEX10 شناسایی شدند. در فاز عملی پژوهش ردهی سلولی سرطانی MCF7 در شرایط مناسب کشت و با غلظتهای 75، 150 و 200 میکرومولار از کلرید کبالت II به مدت 24 ساعت تحت تیمار قرار گرفت. و سپس RNA و miRNA، استخراج cDNA سنتز شد. در نهایت بررسی تغییرات بیان ژنها و miRNAs هدف گیرندهی آنها با روش Real-time PCR انجام شد. نتایج حاصل از آنالیز دادههای Real-time PCR با روش لیواک نشان داد، ژن TSG6 در غلظتهای 75 و 150 افزایش یافته که این افزایش تنها در گروه اول نسبت به کنترل معنیدار بوده است که میتواند بیانگر آن باشد که واکنش برخی از ژنها به غلظتهایپوکسی وابسته است. به عبارت دیگر ممکن است در غلظت 75 میکرومولار، مسیرهایی که به بیان این ژن منجر میشوند، به علت شرایط خاص فعالیت بیشتری داشته باشند. miR23a-3p به عنوان miRNA هدف گیرندهی آن، در هرسه غلظت کاهش بیان داشت، اما کاهش معنیدار فقط در غلظت 150 میکرومولار مشاهده شد. همچنین hsa-miR-6728-3P و hsa-miR-576-3p نیز در هر سه غلظت کاهش بیان نشان دادند. که کاهش بیان hsa-miR-6728-3p در غلظتهای 150 و 200 میکرومولار و hsa-miR-576-3p در غلظت 150 میکرومولار معنیدار بود. لازم به ذکر است که ژنهای مورد هدف آنها IDO1 و TEX10 به دلیل عدم کسب نتایج مطلوب و باند غیر اختصاصی حذف گردیدند. بنابراین، نتیجه این تحقیق نشان میدهد که هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت II میتواند تاثیرات مختلفی بر بیان ژنها و miRNAs مورد نظر در سلولهای سرطانی سینه داشته باشد. این نتایج میتواند به درک عمیقتری از فرآیندهای سلولی در سرطان سینه و همچنین به توسعه روشهای درمانی موثرتر کمک کند.
-
اثرسیلیکون ونانوسیلیکون دربهبودبرخی پارامترهای فیزیولوژیک وبیوشیمیایی گیاه جوتحت تنش خشکی
شهلا صادقی 1402گیاهان با تنش های مختلفی درطول دوره زیست خود مواجه می شوند که خشکی یکی از مهم ترین این تنش هاست. تنش خشکی بر رشد و نمو و فعالیت های متابولیک گیاه تاثیر می گذارد. سیلیکون از طریق افزایش جذب آب از طریق ریشه ها و افزایش مواد مغذی و کاهش سرعت تعرق، تحمل گیاهان به استرس خشکی را بهبود می بخشد. غلظت های مختلف سیلیکون و نانو سیلیکون در بهبود مقاومت این گیاه به استرس خشکی بررسی و مقایسه شده است. طبق نتایجی که بدست آمده سیلیکون سبب افزایش تحمل گیاهان در برابر انواع تنش ها از جمله تنش خشکی می شود. استفاده از سیلیکون در شرایط تنش خشکی منجر به افزایش وزن تر و خشک ساقه شد.هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر سیلیکون و نانو ذرات سیلیکون بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه جو (Hordeum vulgare) رقم سرارود تحت تنش خشکی بود. نانوذرات با سلول های گیاهان برهمکنش داشته و بسته به خواص نانوذرات، تغییرات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی زیادی را در گیاهان ایجاد می کنند. نانوسیلیکون اکسید فلزی مهمی در بین انواع مختلف نانوذرات است که دارای ویژگی هایی از جمله خاصیت واکنش پذیری و نسبت سطح به حجم بالا به راحتی در گیاه نفوذ میکند.بنابراین نانوسیلیکون به دلیل اثر مستقیم و غیر مستقیم بر گیاهان، بهبود تغذیه معدنی گیاه، افزایش مقاومت گیاه و یا سمیت زدایی در برابر رادیکال های آزاد اکسیژن سبب افزایش رشد و نمو گیاه در شرایط تنش خشکی می شود. با توجه به نتایج حاصل از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها، مشاهده شد که تنش خشکی باعث کاهش رشد رویشی در هر بوته جو شد. با بررسی وزن تر قسمت بالای زمینی و ریشه، اثر تنش خشکی بر وزن تر قسمت بالای زمینی و ریشه معنی دار بود، اما تفاوت معنی داری در اثر تنش خشکی مشاهده نشد. با گذشت زمان، گیاه جو از نظر وزن تر در پاسخ به افزایش سطوح تیمار خشک تمایل به کاهش نشان می دهد، بنابراین کاربرد در روز چهاردهم کمترین وزن تر و روز شاهد بیشترین وزن تر را نشان می دهد. نتایج اندازه گیری در مورد وزن خشک قسمت بالای زمین و ریشه نشان می دهد که اثر تنش خشکی بر وزن خشک ریشه و قسمت بالای زمین به طور قابل توجهی متفاوت است. علاوه بر این، بررسی تغییرات پروتئین های کلروفیل a و b تحت شرایط تنش خشکی نشان داد که اثر تنش خشکی بر این خصوصیات معنی دار بوده و باعث کاهش میزان پروتئین و کلروفیل در گیاه جو می شود.
-
بررسی اثر همزمان مهار آنزیم هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و آپاپتوز در یک رده سلولی سرطان سینه
حدیث یاری 1402سرطان، بیماری است که برخی از سلولهای بدن بهطور غیرقابل کنترلی تکثیر مییابندو به سایر قسمتهای بدن نیز گسترش مییابند. سدیم بوتیرات[1]، ترکیبی با خاصیّت ضدسرطان و یک مهارکننده برای آنزیمهای هیستون داستیلاز (HDAC[2]) است و منجر به آپاپتوز و توقف چرخه سلولى سلولهای سرطانی میشود. هیستون داستیلازها، یکی از اصلیترین آنزیمها در ایجاد تغییرات اپیژنتیک، از طریق القاء تراکم کروماتین و سرکوب رونویسی میباشند. در تومورهای سرطانی، به دلیل کمبود اکسیژن، شرایط هایپوکسی وجود دارد و باعث به راه افتادن مسیرهای منتهی به مقاومت دارویی میشود. کلرید کبالت [3]II، در غلظتهای مختلف با القاء شرایطی مشابه هایپوکسی، منجر به القاء آپاپتوز و جلوگیری از رشد سلولهای سرطانی سینه میشود. در مطالعه حاضر، باهدف بررسی اثر غلظتهای مختلف از کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو بر میزان بقاء، تکثیر، آپاپتوز، چرخه سلولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، مهاجرت سلولها و بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1a[4] , HDAC1 ,c-MET وlncRNA-H19 و Casp-3 در بازههای زمانی متفاوت، رده سلولی MCF-7 تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مطلوب کشت داده شد. نتایج حاصل از تست MTT نشان داد، افزایش غلظت در تیمار با کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و نیز ترکیب این دو با هم، به طور معنادار باعث کاهش بقاء سلولهای MCF-7 میشود. همچنین، با استفاده از تست NBT ثابت شد که با افزایش غلظت در هر سه تیمار مورد نظر، میزان ROSانباشته شده در سلول، افزایش یافت. در حالیکه با گذشت زمان نمودار تجمّع مقدار ROS، بهطور معناداری نزولی شد. ارزیابی مهاجرت با غلظتهای مختلف از هر دو ترکیب و نیز مخلوطی از آن دو انجام گردید. نتایج نشان داد، تیمار با کلرید کبالت II در مقایسه با گروه کنترل، باعث افزایش مهاجرت سلولها گردید. در گروه تیمار با سدیم بوتیرات کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل، مشاهده گردید. همچنین در تیمار مخلوط از هر دو ترکیب، کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. به منظور بررسی چرخه سلولی با استفاده از تکنیک فلوسایتومتری، از کلرید کبالت IIو سدیم بوتیرات و ترکیبی از هردو، تیمار شدند. نتایج حاصل نشان داد، کلرید کبالت II منجر به تجمّع سلولها در مرحله G2/M شد. همچنین سلولهای تیمار شده با سدیم بوتیرات، در مرحله G2/M و گروه تیمار شده با غلظت بیشتری از سدیم بوتیرات، در مرحله G0/G1 تجمّع یافتند. در تیمار ترکیبی از هر دو ترکیب، جمعیت سلولها غالباً در مرحله G2/M متوقّف شدند. همچنین، اثر تیمار با کلرید کبالت II سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو ترکیب، برای بررسی بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1? ,HDAC ,Casp-3 ,c-MET و lncRNA-H19 باتکنیک Real-time PCR سنجیده شد. در تیمار با کلرید کبالت II، میزان بیان ژنهایc-MET و HDAC کاهش بیان ژنهای HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان داشته است. در تیمار با سدیم بوتیرات، بیان ژن HDAC کاهش و ژنهای HIF-1?، H19، c-MET نسبت به گروه کنترل افزایش بیان مشاهده شده است. در گروه تیمار با مخلوط دو ترکیب، دو ژن HDAC و c-MET کاهش بیان و دو ژن HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان نشان دادهاند. [1] Sodium butyrate
-
مطالعه مهار هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و آپاپتوز یک ردهی سلولی سرطان کولون
غزال پناهی 1402کارسینوم کولورکتال CRC)) یکی از شایعترین سرطانها و از علل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در جهان است. سرطان روده بزرگ معمولاً افراد مسن را تحت تاثیر قرار میدهد. اگرچه ممکن است در هر سنی رخ دهد. مهارکنندههای هیستون داستیلازها(HDACis) مانند سدیم بوتیرات باعث مهار رشد و القاء آپاپتوز در CRC میشود. از سوی دیگر غلظت اکسیژن موجود در بافت، یکی از فاکتورهای مهم در تعیین رفتار و عملکرد سولهای بافت است. کمبود اکسیژن یا هایپوکسی یکی از فاکتورهای القاء کننده در توسعه سرطانها میباشد. کلریدکبالتII با تحریک بیان فاکتور Hif1-? باعث القای هایپوکسی میشود. علیرغم مطالعات قبلی در زمینهی بررسی اثر سدیم بوتیرات و کلریدکبالت بر ویژگیهای سلولی و مولکولی سلولهای سرطان کولورکتال، اما تاکنون مطالعهای در زمینه بررسی اثر همزمان این دو ترکیب و در نتیجه مهار آنزیم هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر سرطان کولورکتال و سلولهای مشتق شده از آن انجام نشده است. بنابراین این مطالعه، به منظور بررسی اثر همزمان آنها بر خصوصیات سلولی و مولکولی یک ردهی سلولی سرطان کولون موشی به نام CT-26 طراحی شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر غلظتهای مختلف کلرید کبالت II، بوتیرات سدیم و مخلوطی از هر دو بر بقا، تکثیر، آپاپتوز، چرخه سلولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای (Oct4، c-Met، Casp-3، Hdac1، Hif1-?، lncRNA H19) در بازههای زمانی مختلف انجام شد. نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که با گذشت زمان، درصد زندهمانی سلولها به صورت وابسته به زمان و دوز کاهش مییابد. همچنین با آزمون NBT مشخص شد که میزان تولید ROS در هر سه تیمارافزایش یافت و با گذشت زمان، نمودار تجمع ROS به طور قابل توجهی کاهش یافت. ارزیابی آزمون مهاجرت سلولها با غلظتهای مختلف از هر دو ترکیب و نیز مخلوط آن دو نشان داد که مهاجرت سلولها با تیمار کلرید کبالت II در بازه زمانی 24 ساعت به مقدار ناچیزی افزایش یافت ولی بعد از گذشت 48 ساعت به مقدار ناچیزی کاهش یافت. اما تیمار سلولها با سدیم بوتیرات و مخلوط دو ترکیب در هر دو بازه زمانی 24 و 48 ساعت، منجر به کاهش مهاجرت سلولی شد. بررسی اثر تیمارها پس از 24 ساعت بر چرخه سلولی در غلظت 05/0 و 15/0 میلیمولار کلرید کبالت II، تجمع سلولها را در مرحله G2/M نشان داد. در حالیکه تیمار سلولها با غلظتهای 1/ 0 و 2/0 میلیمولار سدیم بوتیرات، سلولها به ترتیب در مراحل G2/M و G0/G1 چرخه سلولی تجمع یافتند. در تیمار ترکیبی از هر دو ماده، جمعیت سلولها غالباً در مرحله G2/M متوقف شدند. نتایج به دست آمده از آنالیز بیان ژنها با روش Real-time PCR در نمونههای تیمار شده با کلرید کبالت II نسبت به کنترل بدون تیمار، در بیان ژنهای (Oct-4، c-Met، Casp-3، Hdac1، Hif1-?، lncRNA H19) تغییر بیان معنیداری مشاهده نگردید. اما در گروه تیماری با سدیم بوتیرات، ژن c-Met به میزان 81/7 برابر افزایش بیان و در ژن Hdac1 کاهش بیان 99/4- برابری مشاهده گردید. همچنین در گروه تیماری مخلوط این دو ماده، تغییر بیان در ژن Hdac1 به میزان 62/22- برابر کاهش و در ژن Oct-4 به میزان 67/1 برابر افزایش معنیدار گزارش شد. براساس یافتههای این تحقیق، به طور کلی میتوان بیان کردکه تیمار سلولهای CT-26 با کلرید کبالتII و سدیم بوتیرات با غلظتهای مشخص، منجر به کاهش و یا توقف رشد سلولها وکاهش مهاجرت سلولها میشود. کلمات کلیدی: هیستون داستیلاز، هایپوکسی، بقاء، تکثیر، مهاجرت، آپاپتوز، سرطان کلورکتال.
-
اثر مشتقات (E)-2-(3,1-دیآریل آلیلیدین) مالونونیتریل بر رشد، تکثیر و آپوپتوز سلول های سرطان سینه MCF7
حسنی البرزی 1402 -
اثر مهار شیمیایی آنزیم هیستون داستیلاز و شرایط هایپوکسی بر خصوصیات سلولی و مولکولی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی در شرایط آزمایشگاه
مریم احمدی 1402امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی(MSCs) به عنوان یک روش درمانی مناسب جهت درمان بسیاری از اختلالات در حال افزایش است و به یک موضوع تحقیقاتی پرطرفدار تبدیل شده است. این سلولها به علت خصوصیات منحصربه فردی که در مهاجرت، تکثیر، تمایز و فعالیتهای تعدیلکنندگی ایمنی دارند، در دهههای اخیر جزء پرکاربردترین سلولهای بنیادی به شمار میآیند. از دلایل مورد توجه قرار گرفتن این سلولها میتوان به قابلیت آنها در درمان اختلالات ایمنی و ترمیم بافتهای آسیبدیده اشاره نمود. تیمار این سلولها در شرایط آزمایشگاهی با ترکیبات شیمیایی مختلفی که به نظر میرسد قادرند باعث تقویت خصوصیات منحصربه فرد سلولهای بنیادی مزانشیمی شوند، میتواند راهکاری مفید در جهت پیشبرد علم پزشکی به حساب آید. در هدایت سلولهای بنیادی مزانشیمی، اپیژنتیک و همچنین القاء هایپوکسی نقش بسیار مهمی دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر سدیم بوتیرات به عنوان یک ترکیب ایجادکننده تغییرات اپی ژنتیکی (مهارکننده هیستون داستیلاز)، کلرید کبالت II به عنوان ترکیب القاءکننده هایپوکسی و همچنین مخلوط این دو ترکیب بر توانایی بقاء، تکثیر، مهاجرت و تنظیم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی در شرایط آزمایشگاه میباشد. در مورد اثر این ترکیبات روی سلولهای مختلف بررسیهای زیادی صورت گرفته است. ولی تاکنون چنین مطالعهای روی اثر این دو ترکیب و همچنین مخلوط آنها روی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی صورت نگرفته است. در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط این دو ترکیب بر بقاء، تکثیر و تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن(ROS) سلولهای بنیادی مزانشیمی به ترتیب توسط تستهای MTT، تریپان بلو وNBT مورد سنجش قرار گرفت. در ادامه اثر این ترکیبات بر چرخه سلولی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای مورد مطالعه نیز به ترتیب توسط تستهای فلوسایتومتری، ترمیم زخم و RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده گردید که سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط دو ترکیب، بقاء سلولی را کاهش میدهند و باعث افزایش سطح ROS در سلولهای بنیادی مزانشیمی میشوند. همچنین مشاهده شد که سدیم بوتیرات چرخه سلولی را در فاز G0/G1 و G2/M، کلرید کبالت II در فاز G0/G1 و مخلوط دو ماده چرخه سلولی را در فاز G2/M و G0/G1 متوقف میکنند. در ادامه مشاهده شد کلرید کبالت II بر توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی اثر افزایشی دارد ولی سدیم بوتیرات و مخلوط این دو ترکیب چنین اثری ندارند. با توجه به تاثیرات متعددی که این ترکیبات بر MSCs دارند. اثر این ترکیبات در سطح مولکولی مورد بررسی قرار گرفت و بیان ژنهای TLR3، H19،HIF1? ، c-MET، HDAC1 و SOX2 تحت تاثیر این سه ترکیب سنجیده شد. مشاهده شد تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با کلرید کبالت II باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. همچنین در تیماراین سلولها با سدیم بوتیرات مشاهده شد این ماده باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، HIF1?، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. درادامه این مطالعه مشاهده شد تیمار این سلولها با مخلوط دو ترکیب، باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژنهای c-MET و HIF1? میشود. در مجموع این مطالعه نشان میدهد هرسه ترکیب باعث افزایش خاصیت تعدیلکنندگی ایمنی MSCs میشوند و ترکیب کلرید کبالت II نقش بسزایی در تقویت توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی دارد.
-
کشف مهارکنندههای بالقوه برای ناقل MCT1 انسانی در کانفورماسیون باز به داخل به کمک روشهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار
فاطمه جباری نامرودی 1402سلولهای سرطانی به دلیل تکثیر بیشازحد، مقادیر زیادی گلوکز مصرف میکنند. تومورها مسیر گلیکولیز را با سرعت بالایی انجام میدهند که منجر به افزایش غلظت لاکتات میشود. ریز محیط تومور شامل دو نوع سلول سرطانی است: سلولهای گلیکولیزی و اکسایشی. سلولهای گلیکولیزی لاکتات تولید میکنند که توسط سلولهای اکسایشی جذب میشود و در چرخه کربس به پیروات تبدیل میشود. این یک همزیستی متابولیک بین دو نوع سلول ایجاد میکند. خانواده ناقل مونوکربوکسیلات (MCTs) از 14 عضو تشکیلشده است که MCT1-4 ناقلهای جفت شده با پروتون هستند که میتوانند مونوکربوکسیلاتهای کوتاهزنجیر مانند لاکتات و پیرووات را در سراسر غشای سلولی منتقل کند. سلولهای سرطانی بیان بالایی از MCT1 و MCT4 را نشان میدهند. MCT1 ورود لاکتات به سلولهای اکسایشی را تسهیل میکند، درحالیکه MCT4 عمدتاً در سلولهای گلیکولیزی یافت میشود. بیان بیشازحد این ناقلان با بدخیمیهای مختلف مانند سرطان سینه، معده، لنفوم، مغز، ریه، پوست و سرطان بافت نرم همراه بوده و آنها را به اهداف جذابی برای کشف داروهای ضد سرطان تبدیل میکند. با مهار MCT1، میتوان جذب لاکتات توسط سلولهای اکسایشی را متوقف کرد که سپس آنها را مجبور به جذب گلوکز میکند. این فرآیند دسترسی سلولهای گلیکولیزی را به گلوکز کاهش میدهد و درنهایت منجر به مرگ سلولی میشود. برای این پژوهش، از تکنیکهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار برای کشف ترکیبات شیمیایی کوچکی که قادر به مهار ناقل مونوکربوکسیلات 1 هستند استفاده شد. مختصات اتمی پروتئین MCT1 در ساختار باز به داخل از پایگاه داده پروتئین با کد 7CKO تهیه شد و از کتابخانهای از ترکیبات شیمیایی شامل دوازده میلیون مولکول قابل خرید از پایگاه داده زینک و 4683 دارو تایید شده توسط FDA استفاده شد. پس از آمادهسازی کتابخانه، یک رویکرد توافقی با انجام داکینگ مولکولی با سه برنامه AutoDock Vina،Molegro Virtual Docker و DOCK بهکارگرفته شد. لیگاندهای با انرژی اتصال بالا مورد تجزیه و تحلیل بیشتر قرار گرفتند و میانکنش آنها با باقی ماندههای کلیدی جایگاه فعال پروتئین بررسی شد. ترکیباتی که نتایج امیدوارکنندهای را نشان دادند، تحت آنالیز دینامیک مولکولی، ازجمله محاسبات RMSD، RMSF و تجزیهوتحلیل برهمکنشهای لیگاند-پروتئین قرار گرفتند. بر اساس یافتهها، مشخص شد که اناسیدنیب به عنوان داروی خوراکی که برای درمان لوسمی حاد میلوئیدی استفاده میشود، میتواند با باقیماندههای مهمی مانند Tyr34، Lys38 و Ser154 که در محل اتصال لاکتات یافت میشوند، اتصال قوی ایجاد کند. درنتیجه، این پتانسیل را دارد که بهطور موثر پروتئین موردنظر را مهار کند.
-
سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانوذرات منگنز دی اکساید اصلاح شده با آلانین و بررسی اثرات آنها بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و پتانسیل تنظیمایمنی یک رده سلول بنیادی مزانشیمی انسانی
متین رحیمی 1402سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهایی با تواناییهای ویژه مانند چندتوانی، قدرت تکثیر بالا، خود نوزایی، تمایز، گریز از سیستم ایمنی و... هستند و از منابع متعدد و در تمامی سنین به دست میآیند. کاربردهای روز افزون این سلولها در زمینههای مختلف از جمله سلولدرمانی، پزشکی شخصی، پزشکی بازساختی و دارورسانی نشان دهنده پتانسیل بالای این سلولها برای استفاده در بالین است. به دلیل اهمیت بالای سلولهای بنیادی مزانشیمی، شناسایی عوامل و شرایط موثر بر ویژگیهای آنها بسیار حائز اهمیت است. بررسی برهمکنش و اثرات نانومواد بر این سلولها به دلیل دارا بودن پتانسیلهای بالای هر دو زمینه و نیاز به تحقیقات و مطالعات در این حیطه میتواند کمک شایانی به درک بهتر از اثرات نانوذرات و درک پتانسیلهای این مواد بر سلولهای بنیادی کند. فناوریهای نانو به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد و کلیدی نانومواد به سرعت در حال پیشرفت است. نانوذرات منگنز دی اکسید، به دلیل ویژگیهای فیزیکو شیمیایی عالی، پایداری الکتروشیمیایی، مساحت سطحی بالا و وفور منابع، فعالیت نانوزیمی و... یکی از جذابترین نانوذرات در تحقیقات به شمار میرود. از این نانوذرات، جهت از بین بردن شرایط هایپوکسی ریزمحیط سرطانی، افزایش کنتراست در روشهای تصویربرداری مانند MRI ، رساندن دارو و ... استفاده میشود؛ بنابراین بررسی اثر نانوذرات منگنز دی اکسید بر ویژگیها و عملکردهای سلولهای MSC زمینه تحقیقاتی جذابی به وجود میآورد. بهعلاوه میتوان با ایجاد تغییرات سطحی در نانوذرات MnO2، ویژگیها و عملکردهای آن را بهبود بخشید. استراتژیهای متعددی برای بهبود عملکرد و ویژگیهای نانوذرات وجود دارد. تغییرات سطحی با اتصال عوامل مختلف یکی از استراتژیهای مناسب جهت بهبود عملکرد و ویژگیهای نانوذرات است. آمینواسیدها به دلیل دارا بودن گروههای عاملی مختلف و نقشهای متعدد در ارگانیسمها، کاندید مناسبی برای پوششدهی نانوذرات هستند. همچنین مطالعات کافی در زمینه اثر کایرالیته عوامل سطحی بر ویژگیهای نانوذرات وجود ندارد. در این پژوهش نانوذرات MnO2 به روش هیدوترمال سنتز و سپس بهوسیله فرمهای راستگرد و چپگرد آلانین عاملدار شدند. سپس به منظور اطمینان از صحت سنتز و اتصال فرمهای D و L-آلانین، آنالیزهای FT-IR، UV-VIS، DLS، زتا پتانسیل، EDX و SEM صورت گرفت که نشان دهنده سنتز مناسب MnO2 و اتصال فرمهای D و L-آلانین به این نانوذرات بود. سلولهای hTER-MSC از دانشگاه فردوسی (آزمایشگاه دکتر احمدرضا بهرامی) تهیه شد. سپس به کمک تستهای MTT، LDH، تریپان بلو، NBT، PI-فلوسایتومتری، ترمیم زخم در آزمایشگاه و بررسی بیان ژن، به ترتیب اثر این نانوذرات بر بقاء، سمیت سلولی، تکثیر، پرو/آنتی اکسیدانی، توقف چرخه سلولی و بیان ژنهای دخیل در این ویژگیها، تنظیم ایمنی و lncRNA سلولهای MSC بررسی شد. بررسی نتایج حاصل نشان داد که به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که نانوذرات MnO2 سمیت سلولی قابل توجهی ندارند، با توجه به غلظت استفاده شده میتوانند اثرات پرو/آنتی اکسیدانی داشته باشند، بر مهاجرت سلولی و توقف چرخه سلولی اثرگذار نبوده و باعث کاهش بیان lncRNA H19 و TLR3 در سلولهای MSC میشوند. عاملدار کردن این نانوذرات بر اثر پرو/آنتی اکسیدانی و توقف چرخه سلولی بیتاثیر بود؛ اما عاملدار کردن با فرم D-آلانین موجب کاهش سمیت سلولی و ایجاد فنوتیپ پیش التهابی و افزایش مهاجرت سلولی شده و عاملدار کردن با فرم L-آلانین موجب افزایش سمیت سلولی و کاهش بیان H19 میشود. بنا بر یافتههای حاصل، نتایج این مطالعه چشمانداز مناسبی برای تاثیر نانوذرات MnO2 در ابعاد مختلف ویژگیها و عملکردهای سلولهای بنیادی مزانشیمی نشان داده و همچنین استفاده از آمینواسیدها بهعنوان پوشش سطحی بر رفتارهای مختلف سلولی و سمیت نانوذرات را نشان داد. با این حال مطالعات بیشتری برای دستیابی به درک عمیقی از نانوذرات MnO2 و تاثیر پوششدهی آنها موردنیاز است.
-
مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و کلریدکبالت(II) بر خصوصیات سلولی و مولکولی یک رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی در آزمایشگاه
مریم عارف 1401سلولهایبنیادی مزانشیمی MSC)) ویژگیهای مهمی از جمله خودنوسازی و تمایز چند توان، مهاجرت، تکثیر، تمایز و تنظیم ایمنی دارند. امروزه استفاده از ترکیبات طبیعی در درمان بیماریهای مختلف از جمله سرطان بسیار موردتوجه است. از جمله این ترکیبات میتوان به فلانوئیدها که در میوهها و سبزیجات به وفور یافت میشوند اشاره کرد. با توجه به ویژگیها و قابلیتهای سلولهای MSC در سلول درمانی و همچنین اهمیت استفاده از ترکیبات گیاهی و روشهای نوین در درمان بیماریها، بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر رده سلولی MSCs مشتق شده از انسان hTERT-MSCs)) میباشد. برای انجام این مطالعه رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مناسب کشت داده شدند. به منظور بررسی اثر غلظتهای مختلف کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی از تستMTT در بازههای زمانی متفاوت استفاده میشود. سپس سلولها با غلظت مناسب از این ترکیبات تیمار شدند و اثر این تیمار بر چرخه سلولی و نیز مهاجرت سلولها مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین اثر همزمان کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بیان ژنهای (Sox2، H19، Cas-3، c-Met، GAPDH ،TLR3 و HIF-a) مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج نشان داد که ماده کوئرستین در غلظتهای بالا با اثر بر القا تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی منجر به افزایش تعداد سلولها میشود. همچنین نتایج حاصل از تست NBT بیانگر آن بود که کوئرستین به طور وابسته به زمان باعث تولید رادیکالهای آزاد اکسیژن در سلولهای MSC میشود. این ماده در غلظتهای مهاجرت سلولی را القا میکند. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد که غلظت 80 میکرومولار این ماده سبب بیان ژن TLR3 میشود. یافتههای این پژوهش حاکی از این است که کوئرستین برای تقویت تکثیر و حفظ یکپارچگی سلولهای بنیادی، بدون تغییر در ویژگیهای بنیادی سلولها شناخته شده است. در زمان تیمار با ماده کلرید کبالت (II) نتایج نشان داد که غلظت 800 میکرومولار به شکل معناداری باعث کاهش بقاء و تکثیر سلولها شده است. بدین منظور، جهت بررسی اثرات این ماده بر چرخه سلولی، مهاجرت و بیان ژن از غلظتهای پایین تر استفاده شد و نتایج فلوسایتومتری حاکی از اثر مهاری این ماده بر چرخه سلولی و توقف تکثیر سلولی است. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد در غلظت 150 میکرومولار این ماده سبب القا بیان ژنهای TLR3 و HIF-a
-
بررسی اثر عصاره هسته انگور شاهانی ملایر بر القا آپوپتوز در سلول های سرطانی MCF-7
حدیث خوش سودا 1401سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان و دومین عامل مرگ و میر در زنان است. عوامل موثر بر سرطان پستان شامل عوامل محیطی و ژنتیکی می باشد. برای درمان این بیماری از روش جراحی، پرتو درمانی وشیمی درمانی استفاده می شود. اما هرکدام از این روش ها با عوارض و محدودیت هایی نظیر سرکوب سیستم ایمنی کاردیومیوپاتی و افزایش احتمال ابتلا به سرطان اندومتر، مقاومت دارویی و عود مجدد بیماری مواجه هستند، به همین دلیل امروزه به دنبال روش های درمانی جایگزین هستند که استفاده از ترکیبات گیاهی و فیتوکمیکال از جمله روش های موثر در درمان سرطان است که به تنهایی یا به صورت ترکیبی با روش های درمانی قدیمی تر یعنی شیمی درمانی و پرتودرمانی استفاده می شود. میوه ی انگور حاوی ترکیبات فیتوکمیکال است و با توجه به اینکه میزان غلظت ترکیبات فنولی و خاصیت آنتی اکسیدانی هسته ی انگور نسبت به دیگر اجزای انگور بیشتر است، از عصاره ی هسته ی انگور (GSE) در این پژوهش استفاده شد. همچنین پژوهش های پیشین حاکی از آن بود که انگور شاهانی ملایر نسبت به انگور عسگری تاثیر ضدسرطانی بیشتری دارد، بنابراین در این پژوهش از هسته ی انگور شاهانی ملایر استفاده شد. در این مطالعه عصاره گیری هسته ی انگور به کمک اتانول انجام گرفت. سپس سلول های MCF-7 در پلیت 96 خانه کشت داده شد و با غلظت 10، 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر از GSE به مدت 24، 48 و 72 ساعت مورد تیمار قرار گرفت و در ادامه با روش تریپان بلو و تست MTT تاثیر این غلظت ها بر تکثیر رده ی سلولی MCF-7 سنجیده شد. برای بررسی سیکل سلولی از روش فلوسایتومتری استفاده شد و در نهایت به کمک روش Real-Time PCR، تاثیر غلظت های 50 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر بر بیان ژن P53 مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیزبه کمک نرم افزار SPSS، tseuQllec، LinReg PCR، REST 2009 sofware انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غلظت های 50 و 100 میکرو گرم بر میلی لیتر GSE بیشترین تاثیر را بر تکثیر رده ی سلولی MCF-7 دارد، همچنین GSE شاهانی ملایر به صورت وابسته به زمان و غلظت، سبب توقف سیکل سلولی در فاز G0/G1 و القای آپوپتوز به کمک افزایش بیان P53 می شود و غلظت 100 میکروگرم بر میلی لیتر GSE بیشترین تاثیر را در القای آپوپتوز به همراه دارد.
-
بررسی اثر تیمار ویتامین C و یوژنول بر میزان باروری و بیان ژنهای دخیل در خودنوزایی (ژن Gfr?1) و تمایز (ژن C- kit) سلولهای بنیادی اسپرمساز در رت
جعفر زاده صفری 1401چکیده امروزه ناباروری یکی از مشکلات مهم در مردان به شمار میرود، به گونهای که شواهد بالینی و اپیدمیولوژیک افزایش ناباروری در مردان را تائید نمودهاند. عوامل متعددی همچون پرتوهای یونیزان، میدانهای مغناطیسی، استعمال دخانیات و برخی داروها منجر به افزایش ناباروری در مردان میشوند. از طرفی با توجه به موثر بودن برخی داروهای گیاهی و ترکیبات شیمیایی در افزایش میزان باروری مردان، تحقیقات گستردهای برای کشف مواد فعال زیستی که بتوانند بر مشکل ناباروری مردان غلبه کنند، صورت گرفته. همچنین به علت کاربردهای گسترده از سلولهای بنیادی، بهویژه سلولهای بنیادی اسپرمساز و استفاده از مواد طبیعی امید تازهای را برای درمان بسیاری از بیماریها انسان مخصوصاً ناباروری و حفظ باروری در مردان فراهم آورده است. ویتامین C بهواسطه آنزیم گلوتاتیون وابسته به دهیدرو آسکوربیک اسید ردکتاز که مقدار ویتامین Cرا در بافت بیضه در سطح بالایی نگه میدارد در افزایش فعالیت حرکت اسپرمها، افزایش کیفیت مایع منی و باروری رتها نقش مهمی بازی میکند، یوژنول هم ترکیب فنولی مشتق از عصاره میخک است که دارای اثرات آنتیاکسیدان، ضدالتهاب و ضد سرطان بوده، مطالعات اندکی بر روی تاثیر این دو ترکیب بر روی سلولهای بنیادی اسپرم ساز انجام شده است. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی اثر تیمار ویتامین C و یوژنول بر میزان باروری و بیان ژنهای دخیل در خودنوزایی (Plzf، Sox2) و تمایز (Dazl) سلولهای بنیادی اسپرمساز در رت طراحی گردید. برای این منظور بعد از تیمار حیوانات بافت بیضه آنها جدا شد. الگوهای بیان نشانگرهای مولکولی مختلف در بیضه با استفاده از روش های RT-PCR و بررسی های هیستومورفولوژیک بافت بیضه و شمارش سلول های اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید آن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه افزایش در تعداد سلول های اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید در بافت بیضه را نشان داد. بهعلاوه مشخص شد که ژنهای دخیل در خودنوزایی (Plzf، Sox2) و تمایز (Dazl) در سطح رونوشت بیان می گردند. همچنین، این مطالعه حاکی از آن بود که استفاده از یوژنول به تنهایی اثر بیشتری نسبت به تیمار آن با ترکیبات دیگر را داشته، به علاوه مشخص گردید که ویتامین C در بدن با توجه به شرایط محیطی سلول و حضور فلزهای انتقالی آزاد مانند مس و آهن علاوه بر خاصیت آنتی اکسیدانی، اثر پرواکسیدانی هم می تواند داشته باشد. به طور کلی این مطالعه دیدگاه جدیدی را در خصوص تاثیر مواد طبیعی و آنتی اکسیدانت ها بر روی الگوی بیان نشانگرهای مولکولی در سلول های بنیادی اسپرم ساز و افزایش تعداد سلول های پیش ساز اسپرم در بافت بیضه رت را ارائه نموده است. واژگان کلیدی: ویتامین C، یوژنول، خودنوزایی، تمایر، سلولهای بنیادی اسپرمساز، باروری
-
بررسی اثر آسپیرین بر بیان ژن¬های دخیل درتکامل سلول¬های بتای پانکراس وتنظیم انتقال گلوکز در بافت های پانکراس و کبد رت-های مبتلا به دیابت القا شده با آلوکسان
محمدرضا میرزائی 1401چکیده دیابت یک اختلال متابولیکی چند عاملی، مزمن و پیشرونده است که با افزایش قند خون مزمن ناشی از نقص در متابولیسم کربوهیدرات، چربی و پروتئین مشخص میشود. آسپرین که به نام اسید استیل سالیسیلیک (ASA) نیز شناخته میشود، دارویی است که برای کاهش درد، تب یا التهاب استفاده میشود. آسپرین برای کمک به جلوگیری از حملات قلبی بیشتر، سکتههای مغزی ایسکمیک و لخته شدن خون در افراد در معرض خطر، به مدت طولانی استفاده میشود. با توجه به اینکه تاکنون مطالعهای مبنی بر اثر آسپرین بر بیماری دیابت و مسیرهای مرتبط با آن انجام نشده است، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر آسپرین بر بیان ژنهای دخیل درتکامل سلولهای بتای پانکراس وتنظیم انتقال گلوکز در بافتهای پانکراس و کبد رتهای مبتلا به دیابت القا شده با آلوکسان انجام شد. پژوهش حاضر بر روی تعداد 24 سر رت نر بالغ نژاد ویستار انجام گرفت. این حیوانات به 3 گروه 8 تایی شامل کنترل (غیر دیابتی)، رتهای دیابتی شده با آلوکسان و رتهای دیابتی شده که با آسپرین تیمار شدند، تقسیم بندی شدند. جهت بررسی اثر آسپرین، تغییرات وزن، قند خون و بیان ژنهای کاندید شامل Ins1/2 ،Insr،Glut1،Glut2،Pdx1 و Tnfa در کبد و پانکراس انجام شد. نتایج مطالعه حاضرنشان داد تجویز آسپرین سبب کاهش میزان قند خون و وزن در گروههای درمانی نسبت به گروه دیابتی شده است. به علاوه، بیان نسبی ژنها در بافت کبدی، در مقایسه گروه دریافت کننده آسپرین با گروه دیابتی، کاهش بیان داشته است، که این کاهش بیان در همه ژنها به شکل معناداری اتفاق افتاده است. در بافت پانکراس، در مقایسه گروه دیابتی، با گروه دریافت کننده آسپرین، تغییرات بیانی مربوط به Pdx1 و Ins1/2 افزایشی بوده و تغییرات نشان داده شده معنادار است. همچنین، تغییرات بیان مربوط به Insr و Tnfa کاهش بوده که البته کاهش نشان داده شده معنادار نیست. ، به طور کلی نشان داده شد که تجویز آسپرین میتواند علاوه بر تاثیر بر میزان وزن و قند خون، بر مسیرهای سلولی و سیگنالینگهای مختلف دخیل در دیابت اثر گذار باشد. در واقع، تجویز آسپرین با کاهش فاکتورهای التهابی و اثرات مثبت بر بافت پانکراس، سبب افزایش بیان انسولین شده است. همچنین تجویز آسپرین از مقاومت انسولین که توسط ژن Insr ایجاد میشود کاسته و بیان ژنهای Glut را نیز تعدیل کرده است. کلمات کلیدی: دیابت، آسپرین، بیان ژن، پانکراس، کبد
-
بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژن¬های درگیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رت¬های دیابتی شده با آلوکسان
ادریس محمدی 1401محصولات طبیعی، از جمله فرمولهای گیاهی و عصارههای آن، برای درمان بیماریهای انسانی برای هزاران سال استفاده شدهاند، که بهعنوان منابع ارزشمند برای درمان دیابت استفاده میشوند. هدف از این مطالعه بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژنهای درگیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رتهای دیابتی شده با آلوکسان بود. برای انجام این مطالعه ابتدا پس از تهیه رتها، نگهداری آنها و سازگاری با شرایط محیطی گروههای هدف را با تزریق 180 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از ماده شیمیایی آلوکسان دیابتی کرده و پس از اطمینان از دیابتی شدن آنها، تیمار با گاواژ 10 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از یوژنول و تزریق 100 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن اسید آسکوربیک به گروههای هدف تیمار تا 45 روز ادامه یافت. در مرحله بعد رتها را بیهوش و پس از تشریح بافت کبد و پانکراس آنها جدا شده و پس از فریز سریع با نیتروژن مایع در یخچال 80- درجه قرار داده شدند. در ادامه کار RNA از تمامی بافتهای کبد و پانکراس جدا شده و سنتز cDNA برای همهی نمونههای تیمار و کنترل انجام شد. سپس بیان ژنها در بافت پانکراس و کبد با استفاده از روش Real-time PCR بررسی شد. نتایج نشان داد که بیان ژنهای Ins1/2، InsR،Glut2 ، Pdx1 در بافت پانکراس رتهای تیمار شده نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش بیان معنیدار(P?0.05) و بیان ژنTnf? در بافت پانکراس نسبت به گروه کنترل دیابتی کاهش بیان معنیداری را نشان داد. بهعلاوه، در بافت کبد گروه تیمار شده بیان ژنهای Glut1 و Glut2 نسبت به گروه کنترل دیابتی و غیر دیابتی کاهش بیان معنیدار، بیان ژن Tnf? نسبت به گروه دیابتی بدون تغییر معنیدار، نسبت به گروه کنترل غیر دیابتی افزایش بیان معنیداری، بیان ژن InsR نسبت به گروه کنترل دیابتی بدون تغییر معنیدار و نسبت به گروه کنترل غیر دیابتی کاهش بیان معنیداری را نشان داد. بنابراین بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژنهای در گیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رتهای دیابتی شده نشان داد که این محصولات طبیعی بر میزان قند خون اثر داشته و همچنین ظرفیت آنتی دیابتی نمونههای تیمار شده با این محصولات نسبت به نمونههای بافتی کنترل دیابتی افزایش بیان چشمگیر و نسبت به کنترل غیر دیابتی کاهش بیان را نشان دادهاند. کلید واژهها: یوژنول، اسید آسکوربیک، رت، دیابت، انتقال گلوکز
-
بررسی ژنوتیپ های ژن TNF?-308 G/A، TNF?-1031 T/C در بیماران سرطان پستان استان کرمانشاه
شبنم یادگاری 1401 -
بررسی اثر برخی عوامل اکولوژیک بر دانه های گرده منطقه سوران (شمال اسلام آباد غرب)
مهری کدیوریان 1401 -
بررسی پیش بالینی نانو ذرات مغناطیسی عاملداردر حیوانات آزمایشگاهی با استفاده از نشاندار سازی با گالیوم رادیو اکتیو
میلاد سمیعی متین 1400در علم داروسازی تحویل دارو بخش اساسی در تولید دارو است. فناوری نانو بهعنوان رویکرد جدیدی برای تحویل دارو پدیدار شده است. رادیو داروها یا رادیو ترکیبات دارویی، گروهی از ترکیبهای دارویی حاوی ایزوتوپهای رادیواکتیو هستند. در اینتحقیق نانو ذرات مگنتیت با محلول آهن (III) و آهن (II) را با روش رسوبدهی تهیه و سپس سطح این نانو ذرات با استفاده از تیوگلیکولیک اسید در دمای 37 درجه سانتیگراد در محیط آبی اصلاح شد. سپس با محلول کلرید گالیوم 67 ذرات عاملدار شده، نشاندارسازی شد. نتایج حاصل از تصویربرداری TEM نشان داد که سایز متوسط نانو ذرات 20 نانومتر است که سایز مناسبی برای کاربردهای زیستی است. با استفاده از روش کروماتوگرافی لایهنازک در محیط نرمال سالین پایداری نانو ذرات نشاندار شده بررسی شد و نتایج نشان داد که 98% نانوذرات نشاندارشده پایدار هستند. پس از تعیین ساختار و مشخصات این نانو ذرات، این ذرات اصلاحشده به رت تزریق و نوع جذب و دفع آن در این ساختار زیستی بررسی گردید. شروع گردش کامل این نانو ذرات در بدن با ورود به کبد و دفع از طریق کلیه و سیستم ادراری انجام شد. نتایج نشان داد که نانو ذرات تهیهشده سازگاری کامل و پایداری دارد که درنتیجه آن را گزینه مناسبی برای روشهای تشخیصی بالینی معرفیمینماید. مقایسه نتایج نشان داد که اصلاح سطح نانو ذرات رفتار جذبی و دفعی آنها را کامل متحول میکند زیرا از عامل جدید فعالکننده سطح یعنی تیوگلیکولیک که در این مطالعه از آن استفاده شده است.
-
مقایسه اثر فعالیت جسمانی با متفورمین، بر نقص شناختی ناشی از رژیم غذایی پرچرب با تاکید بر مقاومت انسولینی درموش صحرایی
آرمان ابراهیمی 1400 -
طراحی واکسن علیه یک مدل پاروویروس، کارنیور پروپاروویروس 1: یک رهیافت واکسن شناسی معکوس
نگار بیگلری 1399 -
مطالعه فون سوسماران خانواده لاسرتیده در استان ایلام
ولی یاری 1399غرب ایران به طور کلی و استان ایلام به طور خاص، دارای جغرافیا و شرایط آب و هوایی منحصر به فرد است که از یک فون غنی پشتیبانی می کند. استان ایلام کمابیش جنگلی بوده و رشته کوه زاگرس در آن امتداد دارد که سبب ایجاد سد جغرافیایی و آب و هوای متنوع در استان گردیده است به طوری که در شمال استان آب و هوای معتدل کوهستانی و در جنوب که تمرکز مطالعاتی ما در این منطقه بوده است آب هوای گرم و خشک حاکم است. با توجه به عدم وجود مطالعات دقیق بر روی سوسمارهای خانواده Lacertidae در این منطقه، تحقیق در اغلب مناطق استان ایلام بر روی گونه های این خانواده و زیستگاه های آنها صورت گرفت. در این مطالعه چهار گونه از سوسماران خانواده لاسرتیده شاملAcanthodactylus boskianus ،Apathya cappadocica ، Mesalina brevirostris و elegans Ophisops شناسایی و جمع آوری گردید. مشخص گردید که گونه Ophisops elegan در تمام زیستگاه های استان حضور دارد.
-
بررسی ارتباط پلی مورفیسمA118G در ژن OPRM1 با دیابت شیرین نوع 2
وفا صفایی 1399در [O1] طی سه دهه گذشته، دو برابر شدن تعداد مبتلایان به دیابت در جهان، این بیماری را به یکی از مهم ترین چالش ها در تمام ملیتها تبدیل کرد. شیوع جهانی دیابت شیرین، به دنبال تغییرات در سبک زندگی به سرعت در حال افزایش است. دیابت شیرین نوع دو، یک بیماری چند عاملی و پیچیده است که به وسیله ی تعاملات بین لوکوسهای ژنتیکی چندگانه و فاکتورهای مختلف محیطی شکل میگیرد. تفاوت در احتمال ابتلا به دیابت نوع دو در بین قومیتهای مختلف، نشان دهنده ی تاثیر استعداد ژنتیکی در ابتلا به آن است. ژن OPRM1 کد کننده گیرنده mu-opioid است که هدف اصلی برای هر دو گروه مخدرهای اندوژن و اگزوژن، در فرآیند تسکین درد است. چندین پژوهش که به بررسی پیوستگی بین دیابت نوع دو و ناحیه 6q24-q27 پرداختهاند، نقشی را برای ژن OPRM1، براساس جایگاه کروموزومی آن، در احتمال ابتلا به این بیماری پیشنهاد کردهاند. همچنین نتایج پژوهش دیگری نشان میدهد که گیرندهmu-opioid ممکن است ژنهای مرتبط با متابولیسم گلوکز را تعدیل کند و منجر به کاهش مقدار گلوکز پلاسمایی شود. شایع ترین پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی در ناحیه کدکننده ژن OPRM1 انسانی، واریانت A118G است که از جایگزینی یک آدنین با یک گوانین ایجاد شده است. گزارش شده است که این واریانت، هم اتصال لیگاند اندوژن (بتااندورفین) و هم سیگنالینگ گیرنده به دنبال این اتصال را تغییر میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط پلی مورفیسم A118G در ژن OPRM1 با دیابت شیرین نوع دو است، زیرا با توجه به مطالب ذکر شده، بررسی پلی مورفیسمهای ژن مذکور میتواند استراتژی جدیدی جهت پیش آگهی از بیماری و بهبود راهکارهای درمانی ارائه دهد. در این تحقیق تعداد 207 فرد دیابتی و 201 فرد غیر دیابتی (به عنوان کنترل) انتخاب شدند و خون گیری از این افراد انجام گرفت. از نمونه خون های گرفته شده برای استخراج DNA استفاده شد. DNA استخراج شده، به منظور بررسی وجود پلی مورفیسم مربوطه، با استفاده ازپرایمرهای از پیش طراحی شده توسط نرم افزار آنلاین primer1 ، PCR شد و سپس محصول PCR برای انجام مطالعات توالی یابی ارسال شد. در نهایت نتایج حاصل از توالی یابی برای بررسی ژنوتیپ در افراد متفاوت مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج به دست آمده از توالی یابی نشان دهنده وجود پلی مورفیسم مربوطه در ژن افراد دیابتی بود، در حالی که در نمونه های کنترل این پلی مورفیسم یافت نشد. در نتیجه با توجه به نقش ژن OPRM1 در متابولیسم گلوکز، شاید بتوان وجود این پلی مورفیسم را با احتمال ابتلا به دیابت نوع دو مرتبط دانست؛ اما نتایج قطعی نیازمند پژوهش های بیشتر است. [O1]در ابتدای هر پاراگراف باید Tab زده شود.
-
مطالعه ی تاثیر داروی تاموکسیفن بر بیان ژن Sufu دررده سلولی MKN-45 سرطان معده
زهراالسادات نقیب زاده 1399 -
غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار روی بانک داده ZINC جهت انتخاب لیگاند(های) شیمیایی جهت بلوکه کردن ناقل آمینواسید کاتیونی 1 (CAT-1)
پریناز پارسی 1399 -
بررسی اثر همزمان کلرید کبالتII و تیموکوئینون بر بیان ژن Dnmt1 در رده سلولی فیبروبلاست انسانی
مهران رادک 1399امروزه یافتن روشهای نوین درمانی جهت بهبود زخم با حداکثر کارایی و کمترین عوارض جانبی حائز اهمیت میباشد. در شرایط فیزیولوژیک با ایجاد زخم و التهاب حاصل از آن و ترشح انواع سایتوکاینها، مهاجرت سلولی و تکثیر به خصوص سلولهای فیبروبلاست به منظورترمیم بافت آسیب دیده انجام میشود، اما میتوان با استفاده از ترکیبات مختلف میزان بهبود زخم و سرعت ترمیم بافت آسیب دیده را افزایش داد. تیموکوئینون (TQ)، ترکیب زیستی فعال در سیاه دانه است که دارای خواص درمانی گسترده به خصوص در درمان زخم میباشد. در مطالعه حاضر جهت بررسی اثر همزمان TQ و کلرید کبالت (II) برسلولهای فیبروبلاست، سلولهای فیبروبلاست در شرایط مناسب کشت داده شدند و سپس با غلظت ng/ml 500 از TQ و به همراه کلرید کبالت به مدت 24 ساعت تیمار شدند و درنهایت بیان ژنهای مورد نظر (Dnmt1, c-Met, Cdk4, Sox2) در سطح رونوشت ژن با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد. آنالیز حاصل از دادههای Real-time PCR نشان داد که در مقایسه گروه تیمارشده با کلرید کبالت و TQ نسبت به گروه کنترل در بازه زمانی 24 ساعت، بیان ژنهای Cdk4و c-Met به تریب به میزان 26/1 و 86/1 افزایش بیان داشته که با درنظر گرفتن سطح معناداری 5/1، افزایش بیان ژنc-Met معنادار بوده اما افزایش بیان Cdk4 معنا دارنمیباشد و در بازه زمانی مذکور، بیان ژنهای Sox2 و Dnmt1 در مقایسه گروه تیمار شده با کلرید کبالت و TQ نسبت به گروه کنترل به ترتیب به میزان 28/1- و 32/1-کاهش بیان داشته که این کاهش معنادار نبود. نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که تیمار همزمان سلولهای فیبروبلاست با TQ و کلرید کبالت ممکن است با اثر بر ژنهای دخیل در مهاجرت سلولی سبب افزایش مهاجرت این سلولها در محل زخم و بهبود زخم شود.
-
بررسی اثر همزمان شرایط هایپوکسی ایجاد شده توسط کلرید کبالت IIو تیمار تیموکوئینون بر بیان ژن Sox2 در رده ی سلولی سرطانی MCF-7
نکیسا قمری 1399سرطان سینه به عنوان شایع ترین سرطان در سراسر دنیادر بین زنان، صرف نظر از سن و نژاد شناخته میشود و از جهات مختلف جسمانی، روانی، اقتصادی و اجتماعی میتواند فرد، خانواده اش، جامعه و سیستم بهداشتی را با مشکلاتی رو به رو نماید. از این رو یافتن هدفهای درمانی جدید، به ویژه در زیرگروههای تهاجمی و مقاوم به درمان سرطان سینه قابل توجه میباشند. هایپوکسی یک پارامتر زیستی تنظیمکننده مهم در پیشرفت سرطان است که منجر به برخی مکانیسمهای مقاومت به درمان میشود. امروزه استفاده از گیاهان دارویی مختلف به دلیل خواص درمانی گسترده و کمترین عوارض جانبی در درمان سرطان سینه مورد توجه قرار گرفتهاند. تیموکوئینون (TQ) به عنوان ترکیب زیستی فعال موجود در سیاهدانه با داشتن خواص درمانی گسترده در درمان سرطان سینه، مورد توجه است. در پژوهش حاضر، جهت بررسی اثر همزمان TQ و هایپوکسی ایجاد شده توسط کلریدکبالت II بر سلولهای سرطانی رده MCF-7، ابتدا سلولها تحت شرایط مناسب تا رسیدن به تراکم مطلوب کشت داده شدند. سپس با غلظت 500 نانوگرم/ میلیلیتر از TQ به همراه غلظت 100میکرومولار کلریدکبالت II به مدت 24 ساعت تحت تیمار قرار گرفتند. در نهایت بررسی بیان ژنهای Sox2، Cdk4،c-Met و Dnmt1در سطح mRNA از طریق Real-time PCR انجام شد. نتایج حاصل از آنالیز دادههای Real-time PCR با روش لیواک و با در نظرگرفتن سطح معناداری FC?1.5 نشان داد که در مقایسه گروه تیمار شده با TQ و کلریدکبالت II به صورت همزمان نسبت به گروه کنترل (تیمار شده با کلریدکبالت II )، بیان تمامی ژنهای مورد مطالعه در بازه زمانی 24 ساعت، کاهش یافته است که این کاهش باتوجه به در نظرگرفتن سطح معناداری بزرگتر یا برابر با 5/1، برای ژنهای Cdk4، c-Met و Dnmt1 معنادار بوده اما برای ژن Sox2 معنادار نمیباشد. نتایج این مطالعه نشان داد که TQ میتواند با اثر بر ژنهای دخیل در مهاجرت و تکثیر سلولهای سرطانی رده MCF-7 با وجود القای شرایط هایپوکسی به عنوان یک مدل مقاوم به درمان، سبب مهار رشد در این سلولها شود. بنابراین با توجه به نقش هایپوکسی در پیشبرد انواع تومورها و ایجاد مقاومت به درمان در آنها، نتایج بدست آمده از این پژوهش میتواند به عنوان یک راهکار جهت یافتن درمانی جدید برای این نوع از تومورها در نظر گرفته شود.
-
مطالعه¬ی اثر تاموکسیفن بر بیان ژن Kremen1 در رده سلولی MKN-45
لعیا نظری 1399سرطان معده در جهان بعنوان چهارمین سرطان شایع و دومین عامل مرگ بر اثر سرطانشناخته می شود. تشخیص دیررس، پیچیدگی روش های درمانی و پیشگیری سرطان معده بعلت دخالت همزمان عوامل عفونی، زمینه ژنتیکی و پاسخ التهابی بدن در مقابل آن می باشد که بهبود روش های تشخیصی و درمانی این سرطان را به بهبود وضعیت تغذیه و پیشرفت توسعه پزشکی شخص محور، منوط می نماید. نتایج حاصل از مطالعات نشاندهندهی نقش کلیدی مسیر سیگنالینگ Wnt در کنترل سلولهای سرطانی و مقاومت دارویی ایجادشده توسط این سلولها میباشد، به همین دلیل امروزه بیشتر مطالعات بر روی این سلولها متمرکز شدهاند. همچنین داروی تاموکسیفن که یک داروی غیراستروئیدی ضد استروژنی است که اثرات ضد توموری آن به اثبات رسیده است. با توجه به این اطلاعات ما به بررسی اثر غلظت مشخصی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن KREMEN1 در سلولهای سرطانی از ردهی سلولی MKN-45 مربوط به سرطان معده بهعنوان یک پتانسیل درمانی پرداختیم. در این تحقیق ما بقای سلول را با استفاده از تست تریپان بلو ارزیابی کردیم.آنالیز دادههای Real-time RT-PCR نشان داد که غلظت 100 میکرومولار از داروی تاموکسیفن طی تیمار 48 ساعته میتواند بیان ژن KREMEN1 را افزایش دهد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که داروی تاموکسیفن از طریق افزایش بیان ژن KREMEN1 بر روی مسیر سیگنالی Wnt و پروتئین بتا کاتنین اثر مهاری دارد
-
سیستماتیک و پراکنش لاکپشت های ایران با تاکید بر مقایسه استخوان شناسی Mauremys caspica با Testudo graeca
فریبا رادمنش 1398گونه های لاک پشت های خشکی زی Testudo graeca و آبزی Mauremys caspica به ترتیب به خانواده های Testudinidae و Geoemydidae تعلق دارند. یک ارزیابی استخوان شناختی مقایسه ای می تواند به آشکار سازی صفات سازشی این دو گونه بینجامد. در تحقیق پیش رو، نخست به مرور سیستماتیک و پراکنش لاک پشت های ایران می پردازیم و سپس استخوان شناسی جمجمه ای و پسا جمجمه ای آنها به تفصیل مورد ارزیابی قرار می گیرد. با استفاده از پروتوکل رایج برای پاکسازی استخوان ها، جمجمه و پساجمجمه دو گونه فوق جدا و پاکسازی شد و از آنها عکس تهیه شد. جمجمه دو گونه تفاوت های قابل توجهی به لحاظ ظاهر کلی، شکل عناصر استخوانی سازنده جمجمه و ارتباط آنها با یکدیگر نشان دادند. به لحاظ پساجمجمه ای، با اینکه ظاهر مهره های گردنی و پشتی تفاوت های قابل توجهی نشان دادند، اما تعداد مهره های گردنی و پشتی در آنها ثابت است؛ با این وجود مهره های دمی هم به لحاظ ظاهر و هم تعداد تفاوت دارند تعدادمهره های خاجی درهردوثابت است .شکل و ظاهر کلی استخوان های تشکیل دهنده کمر بند سینه ای و لگنی در دو گونه مورد بررسی قرار گرفت و تفاوت های آنها بیان شد. علاوه بر تفاوت های ظاهری که استخوان های بازو، ساعد، ران و ساق پای دو گونه مشاهده شد، تعداد و شکل استخوان های تشکیل دهنده ناحیه مچ دست، بند انگشتان، مچ پا و نیز در دو گونه نیز متفاوت بودند.
-
مطالعه¬ی اثر داروی تاموکسیفن بر بیان ژن SMARCD1 دررده سلولی MKN_45 سرطان معده¬
راضیه جعفری 1398مطالعهی اثر داروی تاموکسیفن بر بیانژن SMARCD1 دررده سلولی MKN_45 سرطان معده
-
بررسی اثرات محیط کشت روییِ سلولهای بنیادی مزانشیمی تیمار شده با تیموکوئینون بر رده سلولی سرطانیMCF-7
پوریا حاج مومنی 1398 -
ارزیابی پایداری کمپلکس بتا-کاتنین با پپتید(های) طراحی شده مهاری با استفاده از شبیه سازی دینامیک مولکولی
فریبا قبادی داراب خانی 1398سرطان پانکراس با تصاحب سهم 2/7 درصدی از همه مرگ و میرهای ناشی از سرطان در رتبه چهارم کشنده ترین سرطانها در سال 2018 قرار داشته است. مبتلایان به سرطان پانکراس کمتر از پنج سال پس از تشخیص اولیه زنده میمانند و این موضوع علاوه بر پیشرفت تهاجمی و سریع این بیماری، به مقاومت دارویی بالا در این بیماران مربوط میشود. بدلیل مقاومت دارویی این نوع سرطان نیاز به طراحی داروهای جدید برای مهار و کنترل آن به شدت احساس میشود. طراحی پپتیدهای جدید با روش تقلید زیستی که با تقلید رفتاری مبتنی بر شباهت ساختاری با پپتیدهای زیستی، توانایی بالقوه ی برهم زدن میانکنشهای پروتئین-پروتئین طبیعی را داشته و بنابراین بتوانند بعنوان کاندیدهای دارویی مناسب برای مهار فرایندهای بیماری زا از جمله انواع سرطان مورد آزمایش قرار بگیرند، در سالیان اخیر اهمیت ویژهای در عرصهی بیوشیمی بالینی یافته است. یکی از مسیرهای پیام دهی درگیر در این سرطان مسیر پیام دهی Wnt و یکی از کمپلکسهای هدف به منظور مهار در این سرطان، کمپلکس LRH-1/?-catenin است. بیان بیش از حد فاکتور رونویسی LRH-1 که لیگاند طبیعی پروتئین بتاکاتنین میباشد باعث افزایش تقسیم و تمایز سلولی و در نتیجه تشکیل تومورهای سرطانی میشود. بنابراین وجود یک مهارکنندهی پپتیدی که به بخش میانکنشکننده ی پروتئین LRH-1 شباهت ساختاری داشته باشد، درصورت توانایی ایجاد میانکنش پایدار با بتاکاتنین میتواند مسیر سلولی منجر به سرطان را مهار کند. در این پژوهش پایداری میانکنش دو پپتید طراحی شده به روش تقلید پپتیدی در کمپلکس با پروتئین بتاکاتنین با استفاده از روش نمونه برداری چتری بررسی شد. برای این منظور 2 کاندید پپتیدی نهایی که با فرایند غربالگری مجازی بدست آمده بودند انتخاب شده و میانکنش این پپتیدها و نیز یک پپتید با توالی بهم ریخته به عنوان پپتید شاهد با پروتئین بتاکاتنین شبیه سازی شد. نمودارهای پتانسیل نیروی میانگین میانکنش در راستای محور واکنشی نشان داد که یکی از این پپتیدها پیوند محکمی با بتاکاتنین تشکیل میدهد و میتواند به عنوان یک کاندید دارویی مناسب برای مهار میانکنش LRH-1/?-catenin مطرح شود. در انتها محاسبات RMSD، RMSF، شعاع چرخشی و پیوندهای هیدروژنی انجام شد که همگی نتایج حاصل از شبیه سازی را تایید مینمودند.کلمات کلیدی: سرطان پانکراس ، مسیر پیام دهی Wnt ،کمپلکس LRH-1/?-catenin ، نمونه برداری چتری ، مهارکنندهی پپتیدی
-
اعتبار سنجی ژن هدف با hsa0miR036105p درگیر در بیماری پارکینسون
شیوا واهب حسین آبادی 1398بیماری پارکینسون یک بیماری آسیب نورونی است که عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز این بیماری نقش دارند. miRNAها توالیهای ریبونوکلئوتیدی هستند که بیان برخی از ژن ها را در سطح پس از رونویسی کنترل می کنند. در بیماری پارکینسون miRNA ها با هدف قرار دادن ژن های مسیرهای مختلف درگیر در بیماری در روند بهبودی و یا پیشروی این بیماری موثر هستند. هدف از این مطالعه، پیشبینی ژنهای هدف hsa-miR-361-5p و اعتبار سنجی برهمکنش میان ژن پیش بینی شدهی مطلوب و hsa-miR-361-5p میباشد. با توجه به مطالعات گذشته hsa-miR-361-5p الگوی بیان کاهشی در خون بیماران مبتلا به بیماریهای آسیب نورونی و به دنبال آن، در مدل سلولی این بیماریها دارد. پس از انتخاب miRNA، جهت انجام این بررسی، با استفاده از پایگاههای دادهی بیوانفورماتیکی معتبر ازجمله Targetscan، mirwalk، ژنهایی که در بیماری پارکینسون نقش داشته و رونوشت آنها مورد هدف hsa-miR-361-5p قرار میگیرند، پیشبینی و شناسایی شدند. سپس یکی از این mRNAها که دارای الگوی بیانی مخالف نسبت به hsa-miR-361-5p نیز بود به عنوان ژن مطلوب برای بررسی انتخاب شد. در آخر اتصال و برهمکنش این miRNA با 3?UTR ژن هدف انتخابی که بیانگر نقش مهاری miRNA بر روی بیان ژن بود در رده سلولی HEK293T با استفاده از تکنیک سنجش ژن گزارشگر لوسیفراز سنجش گردید. واژگان کلیدی: hsa-miR-361-5p، ژن HMOX1، رده سلول HEK293T، اعتبار سنجی
-
بررسی اثر شکارگری، سطح آب و تراکم بر رشد، تکوین و بقاء لارو های وزغ سبز (دوزیستان: بی دمان)
مهسا نجفی 1398در سالهای اخیر توجه زیادی به کاهش دوزیستان شده است. گونههای بیگانه، از قبیل ماهی های شکارگر و گرم شدن کرهی زمین، عوامل مهمی برای کاهش دوزیستان هستند. یکی از عواقب ناشی از گرمایش جهانی، خسارات اولیه تالابها است. از سوی دیگر، تراکم دوزیستان در تالاب نیز تحتتاثیر تغییرات در سطوح آب قرار دارد. در این مطالعه اثرات متقابل سه عامل شامل شکارگری ( Gambusia holbrooki (، تراکم و سطح آب روی اندازهی طول پوزه تا مخرج ) SVL (، اندازه طول پوزه تا مخرج به هنگام دگردیسی، زمان دگردیسی، درصد دگردیسی و درصد بقای لارو وزغ سبز ) Bufotes variabilis ( که طی 60 روز انجام شد، بررسی شد . در این مطالعه، یک آزمایش 2 * 3 * 2 فاکتوری شامل: 2 سطح از تراکم)تراکم کم) LD =) 5 ، تراکم زیاد) HD =) 25 (، سه سطح از هیدروپریود )سطح آب( )سطح آب کم) LW =) 400 سی سی، سطح آب زیاد) HW =) 1400 سی سی، سطح آب کاهشی) DW =) کسر هفته ای 150 سی سی( و دو سطح از شکارگر )حضور و عدم حضور شکارگر( طراحی شد. نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین میزان سرعت رشد لارو به طور مشترک در دو تیمار حضورشکارگر/سطح آب بالا/تراکم زیاد و حضورشکارگر/سطح آب کاهشی/تراکم کم ) 30 / 0 میلیمتر/روز(، بیشترین اندازه طول پوزه تا مخرج ) SVL ( هنگام دگردیسی، در تیمار عدم حضور شکارگر/ سطح آب بالا/ تراکم کم ) 43 / 0 ± 42 / 14 میلیمتر( مشاهده شد. کمترین زمان دگردیسی) 82 / 3 ± 41 / 34 (، کمترین درصد دگردیسی) 33 / 8 ± 66 / 18 ( و کمترین میزان بقا ) 58 / 10 ± 32 ( در تیمار حضورشکارگر/سطح آب بالا/تراکم بالا است.
-
بررسی اثر داروی تاموکسیفن بر میزان بیان ژنهای Notch1 و DLL1 در سلولهای سرطانی معده رده سلولی MKN-45
فرانک خانی پویانی 1398 -
تاثیر آرسنات و آرسنیت بر برخی پاسخ¬های فیزیولوژیکی گیاه ایزاتیس کاپادوسیکا و بررسی نقش سیلیکون در کاهش سمیت گونه¬های آرسنیک
سیده اژین مرتضی زاده 1398آرسنیک یک شبهفلز سمی و یکی از آلایندههای مهم زیست محیطی است که از طریق خاکهای آلوده و ریشه وارد گیاهان و زنجیره غذایی شده و تهدیدی جدی برای سلامتی انسانها محسوب میشود. این عنصر باعث ایجاد تغییرات ساختاری، مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمایی در گیاهان میگردد. با این حال در برخی از خاکهای آلوده به آرسنیک گونههای گیاهی مقاوم دیده میشود که با دو مکانیسم اجتناب و تحمل با سمیت فلز مقابله میکنند. امروزه از تکنیک گیاهپالایی جهت پاکسازی اکوسیستمها از آلایندههایی مانند شبه فلزات و فلزات سنگین استفاده میکنند. با توجه به اینکه مطالعات قبلی توان بیش انباشت آرسنیک را در گیاه Isatis cappadocica ثابت کرده است، بذر این گیاه در از منطقه آلوده به آرسنیک زرشوران جمعآوری گردید و به منظور بررسی فاکتورهای فیزیولوژیک و بیوشیمایی آن تحت اثر متقابل آرسنات و سیلیکون و آرسنیت و سیلیکون بررسی شد. بدین منظور غلظتهای مختلف آرسنات (0، 5، 25، 125 و 625 میکرومولار) ، آرسنیت (0، 5، 25، 125 و 625 میکرومولار) و سیلیکون (1 و 2 میلیمولار) در شرایط کشت گلدانی در مرحله چهاربرگی بر گیاه I. cappadocica اثر داده و پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی و میزان آرسنیک تجمع یافته در گیاه اندازهگیری شد. نتایج حاصل از تیمارهای آرسنات و آرسنیت بر پارامترهای رشد نشان داد که سطوح بالای هردو گونه آرسنیک منجر به کاهش پارامترهای مورد نظر شده که با تیمار سیلیکون این روند کاهشی به طور نسبی بهبود پیدا کرده است. از سوی دیگر این روند کاهشی برای تیمارهای آرسنیت کاملا معنیدار بود درحالی که برای گیاهان تحت تیمارهای آرسنات در اغلب سطوح، معنیدار نبود، که این امر نشان دهنده مقاومت I.cappadocica به آرسنات میباشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد علیرغم مقاومت بالای گیاه نسبت به هردو گونه آرسنیک در تیمارهای مختلف، در تیمار 650 میکرومولار اثر سمیتی بر رشد گیاه مشاهده شد که این اثر در تیمارهای آرسنیت محسوستر بود، به نحوی که منجر به مرگ گیاه گردید. بیشترین میزان آرسنیک تجمع یافته در ریشه و بخش هوایی مربوط به تیمار 625 میکرومولار آرسنات میباشد. از سوی دیگر اثر سیلیکون منجر به کاهش معنیدار در انباشت آرسنیک شده است. همچنین با افزایش سطح آرسنات و آرسنیت در محیط محتوی پرولین، پراکسید هیدروژن و پروتئین و ترکیبات آنتیاکسیدان از جمله کاروتنوئید و آنتوسیانین افزایش پیدا کردند که در گیاهان تحت تیمار آرسنیت این افزایش چشمگیرتر بود. اگرچه با افزایش غلظت آرسنات و آرسنیت در محیط میزان فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدان افزایش پیدا کرد اما در تیمار 125 میکرومولار آرسنیت و 625 میکرومولار آرسنات احتمالا با اختلال در ساختار و عملکرد آنزیمها این روند کاهشی بود. افزایش غلظت آرسنات و آرسنیت منجر به کاهش جذب سدیم، پتاسیم، کلسیم و فسفر توسط گیاه میشود که با کاربرد سیلیکون این روند کاهشی به طور نسبی بهبود مییابد. به طور کلی ظرفیت سیستم آنتیاکسیدانی کارآمد در گیاه مورد نظر و افزایش سطوح آنتیاکسیدانها تحت تیمار آرسنیت و آرسنات و سیلیکون توانست باعث جلوگیری از آسیب اکسیداتیو و بهبود تحمل گیاه به تنش اکسیداتیو گردد. کلمات کلیدی: آرسنات، آرسنیت، سیلیکون، Isatis cappadocica، بیش انباشتگر
-
مطالعه ی اثر داروی تاموکسیفن بر روی ژن pygo2 در سلول های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده ی سلولی MKN-45
ناهید چراغی 1398 -
غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار روی بانک داده ZINC جهت انتخاب لیگاند(های) شیمیایی برهمزننده کمپلکس فاکتور رونویسی FoxM1 با ترادف ژنومی هدف
طاهره مراتی 1397 -
بهینه سازی تولید اگزوپلی ساکارید از گلیسرول با استفاده از باکتری باسیلوس پلی میکسا
صدیقه بگشیری سرابی 1397 -
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان Notch1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
فروزان آذرافروز 1397 -
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان ژن DLL1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
محسن فرهنگیان 1397 -
بررسی اثر عصاره آبی تیغه میانی گردو بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان رت به سمت سلولهای انسولین ساز
فاطمه آقاپورسعیدخانلو 1397 -
بررسی وجود قطعات DNA هسته ای در پلاکتهای خون محیطی و ارتباط آنها با افزایش سن در انسان
مهدی نوده فراهانی 1397 -
مطالعه پراکنش وزیستگاههای آبی سمندر لرستانی
فاطمه مهدی پور 1397چکیده: دراین پروژه برروی پراکنش وزیستگاه های سمندر لرستانی یا کیزری کار شده است. به منظور یافتن زیستگاه هایجدید از این جاندار و به منظور ارزیابی وضعیت حفاظت از سمندر لرستانی و نیز ارایه پیشنهادهایی برای حفاظت از گونه ی مورد نظر.در این کار ابتدا با مطا لعه پژوهش های گذشته در این زمینه و استفاده از تحقیقات و مقالات پیشین و جدید انجام شده و پرس وجو از مرد م محلی و متخصصین و بازدید میدانی و گردآوری اطلاعات از فون و فلور منطقه و عکسبرداری اطلاعاتی در مورد زیستگاه های قبلی و نیز زیستگاه های جدید بدست آمد.در این کار تغییرات بارش سالیانه و تغییرات دما و رطوبت بررسی شد (جدول ونمودارهای این سه فاکتور بسیار موثر تهیه شد)که به کمک سا زما نهای متولی دیگر مثل اداره کل هواشناسی ، اداره محیط زیست انجام شد که تا حدودی به یک جمع بندی در ارتباط با پراکنش کلی جاندار، زیستگاههای جاندار، تهیه نقشه از پراکنش سمندر لرستانی و علل کاهش گونه طی چندین سال اخیر منجر شد. و از دلایل کاهش این گونه سمندر می توان به:1-تهدیدهای طبیعی مانند سیلابها - خشکسالی- طعمه خواران – بیماریها و انگلها 2- تهدیدهای انسانی مانند سوء استفاده مالی- تزئینات - خارج نمودن نمونه از کشور- فعالیتهای پژوهشی غیر علمی- گردشگران و کوهنوردان با ایجاد آلودگی صوتی و تخریب زیستگاهی و اضافه نمودن مواد شوینده به آبها 3- کمبود پروژه های پژوهشی و به ویژه تحقیقاتی، می توان اشاره کرد .در این پژوهش 29زیستگاه شناسایی و مورد بررسی قرار گرفته اند. منطقه ای که سمندر لرستانی در آن یافت می شود از تنگ هفت شروع شده و تا شاهزا ده احمد ادامه می یابد. این مناطق جزخاک لرستان و خوزستان می باشند.زیستگاه های استان لرستان شامل : تافو - دره گل- دول شالی- آب انبار- نرگسه یا زلازل- آبشار کولچپ- آبکش - چوبه - اشک آب - آب لیسنه - دول نثار- کرسر - مور دستان- آبشار وژن آب و زیستگاه های محدوده استان خوزستان نیز شامل: سر گچ – دره پلنگی - کرم آب - لب سفید - چشمه زید - آبشار بزرگ آب - آب زله-آب سرده - چنار منگره - ده سرخه - شاهزاده احمد - حاجی باریکاب –کول صاد– تله زنگ یا آبشار شوی.همچنین زیستگاه جدیدی در روستای هفت چشمه ی شهرستان پلدختر واقع در استان لرستان بنام چالکل که در5 کیلومتری تالاب گری بلمک قرار دارد، شناسایی شده است که این زیستگاه بر خلاف زیستگاههای آبشاری دارای شرایط آب و هوایی گرم و خشک می باشد .
-
بررسی اثر هیدروپریود، حرارت و تراکم بر رشد، تکوین و بقاء لاروهای سمندر خالزردNeurergus derjuginiدوزیستان:خانوادهsalamandridae
مژگان نجفی 1397جمعیت دوزیستان توسط فاکتورهای زنده وغیرزنده کنترل میشود. ازجمله فاکتورهای زنده میتوان به شکارگری، تراکم و غذا واز جمله فاکتورهای غیرزنده میتوان به نوسانات سطح آب (هیدروپریود) و حرارت اشارهکرد. تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین عوامل تهدیدکنندهی تنوعزیستی میباشد.بررسی ها نشان می دهد که دما بر هم کنش گونهها را تغییر داده و نرخ رشد، تکوین و بقاءرا تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از پیامدهای افزایش دما، خشکسالی زود هنگام آبگیرهااست. از سویی تراکم دوزیستان در برکهها یا نهرها با توجه به تغییرات سطح آب نیزتحت تاثیر قرار میگیرد. در این مطالعه تاثیر سه فاکتور حرارت، تراکم و سطح آب (هیدروپریود)برروی طول استاندارد بدن (SVL)،عرض سر (HW)،اندازه SVLبه هنگام دگردیسی، عرض سر به هنگام دگردیسی، زمان دگردیسی (سن)، درصد دگردیسی،بقاء و همنوع خواری (کانیبالیسم) در لاروها و سمندرهای پست متامورف شده Neurergus derjugini به مدت 11 ماه
-
مطالعه اثر تیموکوئینون بر مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش در آزمایشگاه
طیبه سردارزاده 1397چکیده امروزه پیشرفت چشمگیر حوزه پزشکی بازساختی، مبتنی بر کاربرد سلولهای بنیادی در این زمینه است. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافتهای مختلف، با داشتن صفات منحصربهفرد، یکی از مفیدترین و کاربردیترین موادخام جهت استفاده در سلولدرمانی و مهندسی بافت هستند. با وجود توانایی ذاتی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs[1]) به سمت مکان آسیب، التهاب یا تومور، همچنان بازده مهاجرت سلولهای کشت شده در آزمایشگاه در مطالعات in vitro و in vivo رضایت بخش نیست؛ در نتیجه دانشمندان همواره در جستجوی روشهایی برای بهبود عملکردهای این سلولها هستند. علاوه بر استفاده از سایتوکاینها و مواد شیمیایی برای افزایش بیان مولکولهای دخیل در فرایند مهاجرت، استفاده از گیاهان دارویی در حوزه زیستی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از گونههای گیاهی مورد استفاده، سیاهدانه و ترکیب فعال آن یعنی تیموکوئینون (TQ) میباشد. با وجود مطالعات فراوان در زمینه کاربردهای درمانی این ترکیب، در رابطه با اثر آن بر مهاجرت MSCها در شرایط آزمایشگاهی تاکنون مطالعهای صورت نگرفته است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی اثر تیموکوئینون بر مهاجرت MSCهای مشتق از مغز استخوان موش و بیان ژنهای دخیل در مهاجرت میباشد. جهت انجام این تحقیق، سلولهای MSC از مغز استخوانهای ران و ساق پای موش جدا شدند. جهت بررسی اثر غلظتهای مختلف TQ (0، 75، 150، 250 و 500 نانوگرم بر میلیلیتر) بر مهاجرت MSC کشت شده در محیط کشت DMEM/F12 فاقد سرم، از تست خراش استفاده شد. مهاجرت سلولها در 24 و 48 ساعت پس از تیمار بررسی شد. پس از تعیین غلظت بهینه TQ و زمان کافی برای ترمیم خراش سلولی در آزمون ترمیم زخم، MSCهای کشت داده شده، به مدت 48 ساعت با TQ (250 نانوگرم بر میلیلیتر) تیمار شدند و جهت بررسی میزان بیان ژنهای دخیل در مهاجرت (c-Met و Ccr1)، استخراج RNA و سنتز cDNA از نمونههای سلولی کنترل و تیمار انجام شد و بیان ژنهای مورد نظر از طریق Real-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تست ترمیم زخم نشان دهنده افزایش معنیدار (P < 0.05) درصد بسته شدن خراش در سلولهای تیمار شده با غلظت 250 نانوگرم بر میلیلیتر تیموکوئینون به مدت 48 ساعت، در مقایسه با کنترل بود. همچنین نتایج بدست آمده از بررسی سطح بیان ژنها در سلولهای تیمار و کنترل نشان دهنده افزایش معنیدار (8/3 برابر) بیان ژن c-Met و همچنین عدم تغییر معنیدار (1/1 برابر) بیان Ccr1 در سلولهای تیمار نسبت به کنترل بود. در مجموع این مطالعه نشان می دهد که TQ باعث افزایش پتانسیل مهاجرت MSCs در in vitro میگردد. بنابراین نتایج این تحقیق، چشم انداز خوبی برای استفاده از TQ جهت بهبود مهاجرت MSC در سلولدرمانی فراهم کرده است. با این وجود، مطالعات بیشتری به منظور بررسی اثر TQ بر بیان سایر ژنهای ضروری و مهم در مهاجرت MSC و همچنین بررسی توانایی مهاجرت سلولهای تیمار شده در شرایط in vivo مورد نیاز است.کلمات کلیدی: موش، سلول بنیادی مزانشیمی، تیموکوئینون، مهاجرت،بیان ژن، تست ترمیم زخم. [1] Mesenchymal stem cells
-
حذف بیولوژیکی ریمازول قرمز توسط باکتری باسیلوس پاستوری تحت شرایط مختلف
نشمین اکبری کری زاغه 1397کنترل آلودگی از دغدغهای اصلی جامعه امروزی محسوب می شود. امروزه رنگ های مصنوعی به طورگسترده در بسیاری از صنایع از قبیل نساجی، کاغذ، عکاسی، موادغذایی و ..... مورد استفاده قرار می گیرد. دراین بین یکی از منابععظیم آلودگی آب ها توسط مواد رنگی صنایع نساجی رخ می دهد.موادشیمیایی به سه دسته آنیونی، کاتیونی وغیر کاتیونی تقسیم میشوند . رنگ های آنیونی در حدود ??-?? ? در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند.رنگهایآزو گروه بزرگی از رنگ های شیمیایی میباشند که به دلیل تنوع رنگ وخصوصیات ساختمانی خود ?? ? تولیدات محصولات نساجی را به خود اختصاص می دهند.برای مواد رنگزا ارزش رنگی بالا یک مزیت محسوب می شود، اما از طرفی همین مزیت باعث شده که در صورتی که مواد رنگزا حتی اگر به مقدار کم نیز در پساب باقی بماند به دلیل خواصی از قبیل جهش زا بودن و سرطانزا بودن تهدیدکننده حیات جانداران می باشد. ساختمان شیمیایی این مواد به گونه ای طراحی وساخته می شود که عوامل جوی از قبیل نورخورشید ، ماورالبنفش، اوزون وسایر عوامل جوی و محیطی بر روی اینان هیچ تاثیری نداشته باشد. لذا در صورتی که پساب صنایع نساجی به صورت مستقیم به آبها تخلیه گردد وهیچ اقدامی برای پاکسازی از مواد رنگزای شیمیایی صورت نگیرد، در نهایت این عمل منجر به کاهش انتقال اکسیژن به آب و حلالیت گازها وایجاد صدمات جبران ناپذیر به محیط زیست می شود. روش های متعدد فیزیکوشیمیایی ازقبیل جذب توسط کربن فعال، الکتروکواگولاسیون، تعویض یونی، فیلتراسیون غشایی و ..... برای رنگبری فاضلاب های صنعتی مورد استفاده قرار گرفته است.اما اجرای این روش ها تا به امروز به دلیل قابلیت پایین اجرای طرح، هزینه بالا و ایجاد مواد زا ئدی که دفع خود اینان نیز مشکل زا می باشد ،ناکارآمد بوده است. با این وجود رنگبری میکروبی وزیستی به دلیل کمتر بودن هزینه ها، آسیب کمتر به محیط زیست وتولید کمتر مواد زائد،توج ه محققان را به خود جلب کرده است.در این تحقیق با بررسی معیارهایی مانند: دما، غلظت نمک وغلظت رنگ در محیطبا استفاده از نرم افزار تاگوچی 9 آزمایش طراحی شدکه در این 9 آزمایش شرایط طوری تعریف شده است که با استفاده از آن شرایط بهینه جذب رنگ توسط باکتری باسیلوس پاستوری مشخص می شود.
-
بررسی اثرات آنتی-/ پرو-اکسیدانی تیموکوئینون بر سلول های بنیادی مزانشیمی موش و مطالعه اثر سلول های بنیادی مزانشیمی تیمار شده با این ترکیب بر بیان مارکرهای اختصاصی سلول های سیستم ایمنی موش (RORgt، PLZF، PAX5، FOXP3، TCF4، STAT-1 و STAT-6)
نیلوفر رضایی 1397 -
بررسی اثر مهارhsa-miR-451b بر بیان ژن¬های Kremen1 و CASK در سلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN-45
دیبا برزآبادی فراهانی 1396 -
مطالعه¬ی اثر مهار hsa-miR-4270 بر ژن¬های SMARCD1و Pygo2 در سلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN45
کیومرث مهدی زاده 1396 -
شناسایی شبکه¬ی تنظیمژنی مرکزی مسئول تمایز شبه نورونی القاء شده توسط استئوروسپورین در رده¬ی سلولی PC12
طاهره سلیمانی 1396شناسایی شبکهی تنظیمژنی مرکزی مسئول تمایز شبه نورونی القاء شده توسط استئوروسپورین در ردهی سلولی PC12
-
تنوع ژنتیکی جمعیت های جنس Gammarus در شمال استان ایلام
میلاد سالخورده ضیابری 1396 -
بررسی اثر مهارhsa-miR-4270 بر ژن¬های مسیر سیگنالی Wnt درسلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN45
بهروز مرادی 1396 -
خالص سازی آلبومین سرم انسانی و مطالعه ی برهم کنش آن با هیدروکلروتیازید به عنوان یک داروی درمانی فشار خون بالا
فاطمه بالائی 1396آلبومین سرم فراوان ترین پروتئین در سیستم جریان خون است. وظیفه اصلی این پروتئین تنظیم فشار اسمزی خون است. بر اساس آنالیز ساختار کریستالوگرافی آلبومین سرم انسانی، مشخص شده است که این پروتئین از 585 اسید آمینه تشکیل شده است که شامل 3 دُمین همولوگ ( I,II& III) است و که هرکدام به 2 زیردُمین A و B تقسیم می شوند. آلبومین سرم انسانی دارای ظرفیت بالایی دراتصال به لیگاند است،که می تواند ذخیره کننده و انتقال دهنده بسیاری از ترکیبات درون زا و بیرون زا باشد. داروهای مدر تیازیدی اولین خط درمانی برای بیماران مبتلا به فشار خون بالا هستند. هیدروکلروتیازید یکی از این دسته داروها است که بیشتر از 50 سال است که معرفی و توسعه یافته است. در این مطالعه، برهمکنش بین آلبومین سرم انسانی و هیدروکلروتیازید به عنوان لیگاند، تحت شرایط فیزیولویکی مورد بررسی قرار گرفت. به همین منظور از تکنیک های بیوفیزیکی مختلفی از جمله اسپکتروسکوپی جذبی، دورنگ نمایی دورانی، اسپکتروسکوپی انتقال فوریه مادون قرمز و فلوئورسانس در بررسی اتصال هیدروکلروتیازید استفاده شد. نتایج تیتراسیون فلوئورسانس نشان داد که هیدروکلروتیازید به شدت موجب کاهش نشر فلوئورسانس ذاتی آلبومین سرم انسانی از طریق خاموش شدگی دینامیک می شود. با استفاده از معادله اشترن- ولمر ثابت اتصال ( ) و تعداد جایگاه های اتصال محاسبه شد. متعاقبا مقادیر تغییرات آنتروپی و آنتالپی محاسبه و نشان داده شد که مقدار این تغییرات در برهمکنش دارو با آلبومین سرم انسانی مثبت بوده از اینرو عمده ترین نیرو در فرایند اتصال، برهمکنش آبگریز است. همچنین محاسبه شاخص آبگریزی سطحی پروتئین (PSH) با استفاده از ANS نشان داد که با اتصال دارو به HSA مقدار PSH افزایش می یابد. با استفاده از نشانگرهای رقابتی وارفارین و ایبوپروفن، جایگاه اتصال دارو به HSA مشخص شد. همچنین نتایج داکینک مولکولی نشان داد که دارو به جایگاه I متصل می شود. نتایج مطالعات دورنگ نمایی دورانی در ناحیه دور و نزدیک نشان داد که با اتصال دارو به HSA، در ساختار دوم و سوم پروتئین نیز تغییراتی صورت می گیرد. همچنین نتایج FTIR نشان داد که در برهمکنش دارو با آلبومین سرم انسانی مقداری فشردگی در ساختار دوم پروتئین ایجاد می شود. نتایج FTIR در تطابق کامل با نتایج CD است.
-
بررسی تحقیقات صورت گرفته در مورد خفاش های ایران
مونا اکبری ایرائی 1396 -
بهینه سازی تولید اگزوپلی ساکارید توسط باکتری باسیلوس پاستوری و بررسی اثرات زیستی آن
لایق کریمی 1396 -
اثر ال کارنیتین بر تکوین بیضه ی زاده های متولد شده از موش های باردار تحت تیمار با سیکلوفسفامید
نورس عدنان عبدالامیر 1396 -
PLGF بر مسیر پیامرسانی Wnt (Wnt1, CTNNBIP1) در سلولهای بنیادی مشتق شده از سرطان معده
سجاد غالب ابراهیم 1396 -
کنترل زیستی گونه فوزاریوم پرولیفراتوم تولید کننده فومونیزین جدا شده از خشکبار جمع آوری شده از فروشگاه¬های عراق با استفاده از باکتری باسیلوس سوبتیلیس جدا شده از خاک
حسین ستار عبود 1396 -
شناسایی گونه های آسپرژلوس تولیدکننده آفلاتوکسین جدا شده از خشکبار جمع آوری شده از فروشگاههای عراق
نور رضا کاظم 1396 -
تاثیر عصاره گیاهان دارویی آلیوم پوروم، آلیوم ایرانیکوم و آلیوم اریوفیلوم بر روی باکتری های بیماریزای استافیلوکوکوس آورئوس و، باسیلوس سرئوس
لیث جاسم محمد 1396 -
بررسی وضعیت پراکنش، فراوانی، لکه لکه شدن و وضعیت حفاظتی رویشهای حرا در شمال دریای عمان و خلیج فارس
عبدالقادر جهاندیده 1395مانگروها گروهی از درختان و درختچه های همیشه سبز هستند که در مناطق جزر و مدی نواحی استوایی و زیر استوایی، باتلاقها، مصب رودخانهها، امتداد کرانههای ساحلی و خلیجها با بستری مناسب از خاک رسوبی، ریزدانه، غرقابی و شور رویش دارند. مانگروهای جهان شامل 65 گونه درختی میباشند که در 22 جنس و 16 خانواده ردهبندی شدهاند و در 112 کشور وجود دارند. مساحت مانگروها را بین 14 تا 24 میلیون هکتار برآورد کرده اند. که معمولادر بین عرضهای جغرافیایی 30 درجه شمالی و 30 درجه جنوبی قرار دارند. جنگلهای مانگرو در ایران در عرض جغرافیایی N 11َ ?25 تاN 52َ ?27 گسترش یافته اند و شامل گونههای درختی Avicennia marina و Rhizophora mucronata (چندل) می باشند که بیشتر مانگروهای ایران از نوع حرا است و درخت چندل تنها در منطقهی سیریک استان هرمزگان و در کنار حرا دیده می شود. از نظر وسعت، رتبه مانگروهای ایران در جهان 43 و در آسیا 10 است و در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان بیشترین مساحت را دارد. در این تحقیق به کمک نرم افزار Google Earth مناطق مختلف حاشیه شمالی خلیج فارس و دریای عمان که جنگلهای مانگرو در آنجا دیده شده تعیین گردید و عوامل موثر بر توسعه و تخریب مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در این روش به کمک نرم افزار Google Earth Pro اطلاعاتی همانند مساحت، محیط، طول و عرض جغرافیایی و تعیین فواصل تا مناطق مسکونی توسط قسمتهای مختلف این نرم افزار محاسبه شد. در این مطالعه 37 توده جنگلی حرا به مساحت تقریبی 17557 هکتار شناسایی گردید که از این تعداد استانهای سیستان و بلوچستان و بوشهر هر کدام 7 ناحیه و به ترتیب با مساحت حدود 928 و 587 هکتار و هرمزگان نیز 23 ناحیه و با مساحت حدود 16041 هکتار را شامل میشد. در بررسی که بر روی عوامل توسعه و تخریب جنگلهای حرا صورت گرفت نقش عوامل بشری اثر گذار دیده میشود خصوصا در مناطقی که هنوز تحت عنوان منطقه حفاظت شده قرار نگرفته همانند ناحیه تیس (ناحیه شماره 3).
-
تاثیر عصاره گیاهان دارویی (سیر، موسیر، لیمو، شیرین بیان و تلخ بیان) بر روی باکتری های بیماریزای (اشرشیا کولای و باسیلوس سرئوس): تکمیل شده با مدلینگ مولکولی عوامل قوی ضد باکتریایی
ساکار عماد علی 1395 -
مطالعه اثر یوژنول بر تکثیر و مهاجرت سلول¬های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش.
مژده حیدری 1395طی پانزده سال گذشته تمایل محققین به مطالعه سلولهای بنیادی مزانشیمی[1] (MSCs) افزایشیافته است. با توجه به عملکردها و تواناییهایMSCs، امروزه این سلولها امیدهای تازهای را جهت درمان بسیاری از بیماریها فراهم آوردهاند و بنابراین دانشمندان و پزشکان را به جستجوی پروتوکلهای مناسب جهت القاء و حفظ عملکردهای این سلولها تحت شرایط آزمایشگاهی و در نتیجه بکارگیری آنها در درمان انواع بیماریها ترغیب کرده است. در این ارتباط، امروزه توجه زیادی به تیمار این سلولها با ترکیبات شیمیایی و طبیعی مختلف جهت القاء، حفظ و افزایش عملکردهای این سلولها تحت شرایط آزمایشگاهی میشود. یوژنول[2]، مهمترین ماده تشکیل دهنده عصاره میخک است. این ماده به طور گسترده دارای فعالیت ضد سرطان، ضد عفونت، ضد التهاب، ضد جهشزایی، آنتیاکسیدان، ضد ویروس، ضد قارچ، ضد باکتری و ضد نفخ میباشد. با وجود مطالعات مختلف بر روی اثرات بیولوژیک و درمانی یوژنول در حیطههای مختلف،اما تاکنون در رابطه با اثر آن بر رفتارهای سلولهای بنیادی به ویژه MSCs، مطالعهای انجام نشده است. از آنجا که تکثیر گسترده و مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی لازمه روشهای نوین درمانی بوده و یوژنول دارای خواص متعدد درمانی میباشد، لذا هدف مطالعه حاضر بررسی اثر یوژنول بر خواص مهاجرت و تکثیر سلولهایMSCs جدا شده از مغز استخوان موش تحت شرایط آزمایشگاهی میباشد. در این تحقیق، سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موشهای 8-4 هفتهای (نژاد (NMRI جداسازی شد. جهت تایید هویت این سلولها، پتانسیل تمایزی آنها به سمت سلولهای استخوان و چربی مورد بررسی قرار گرفت. بعد از تایید هویت این سلولها، جهت ارزیابی اثر یوژنول بر بقاء سلولهای MSC از تست MTT[3] در بازههای زمانی 24، 48 و 72 استفاده شد و IC50[4] یوژنول بر سلولهای MSCs تعیین شد. همچنین به منظور بررسی اثر یوژنول بر روی مهاجرت سلولهای MSC از آزمایش ترمیم زخم (خراش) استفاده شد. در ادامه کار جهت بررسی اثر یوژنول بر توانایی تکثیر و مهاجرت سلولهای MSC، اثر این ترکیب بر بیان نشانگرهای (Cxcr4 ، Vla4، Sox2 و Rex1) با استفاده از روش Real-time PCR بررسی شد.[1] Mesenchymal stem cells[2] Eugenol[3] 3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5-diphenyl-tetrazolium bromide[4] The half maximal inhibitory concentration
-
مطالعه اثر یوژنول برخواص تنظیم کنندگی سیستم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز¬استخوان موش
مریم یزدانی 1395امروزه سلولهای بنیادی، به ویژه سلولهای بنیادی مزانشیمی و استفاده از مواد طبیعی امید تازهای برای درمان بسیاری از بیماریهای انسان فراهم آورده است. در حال حاضر نوید بخشترین سلولها برای درمان مبتنی بر سلول، سلولهای بنیادی مزانشیمی هستند، زیرا به آسانی از بافت بالغ جدا میشوند و دارای ظرفیت تکثیر نامحدود هستند. بعلاوه، MSCs با داشتن ویژگی تنظیم کنندگی ایمنی برجستهترین اثر درمانی خود را از طریق اثر بر روی سیستم ایمنی اعمال میکنند. یوژنول[1] ترکیب فنولی مشتق شده از عصارهی میخک است. دارای اثرات آنتیاکسیدان، ضد میکروبی، ضد درد، ضد التهاب، ضد سرطان، ضد جهشزایی، ضد اسپاسم، ضد قارچ، ضد تشنج و ضد تب میباشد. علیرغم مطالعات گسترده در حیطههای مختلف، هنوز هیچ گونه گزارشی در رابطه با اثر این ترکیب بر ویژگیها و عملکردهای سلولهای MSC به ویژه خواص تنظیم کنندگی سیستم ایمنی آنها، ارائه نشده است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر یوژنول بر بیان ژنهای دخیل در خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنی سلولهای MSC مشتق شده از مغز استخوان موش میباشد. در مطالعه حاضر، سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوانهای فمور و تیبیا موش نژاد NMRI جدا و در محیط کشت حاوی 15 درصد سرم کشت داده شدند. بمنظور اطمینان از ماهیت سلولهای بنیادی مزانشیمی، از تست تمایز به استخوان و چربی استفاده شد. سپس جهت بررسی اثر ترکیب یوژنول بر بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی آزمون MTT [2] در بازههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت انجام شد. پس از تعیین IC50[3] و تعیین غلظتی که در آن حدود 90 درصد سلولها زنده بودند، سلولها با یوژنول تیمار داده شدند. سپس از سلولهای MSC تیمار شده با یوژنول و سلولهای کنترل بدون تیمار، استخراج RNA و سنتز cDNA انجام گرفت. بیان ژنهای مورد نظر (Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3) در نمونهها با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. سلولهای MSC از مغز استخوان جدا شدند و با استفاده از تستهای تمایزی ماهیت آنها تایید شد. نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که در بازههای زمانی 24 و 48 ساعت در غلظتهای بالاتر از 400 میکروگرم بر میلیلیتر و در بازه زمانی 72 ساعت در غلظتهای بالاتر از 200 میکروگرم بر میلیلیتر بیش از نیمی از سلولها از بین میروند. با توجه به اینکه در غلظتهای کمتر مساوی از 5/12 میکروگرم در میلیلیتر حدود 90 درصد سلولها زنده ماندند، بنابراین برای بررسی اثر یوژنول بر بیان ژنهای مورد نظر، سلولها با غلظت 10 میکروگرم در میلیلیتر از یوژنول به مدت 24 ساعت تیمار داده شدند. نتایج بدست آمده از آنالیز بیان ژنها نشان داد در نمونههای تیمار شده نسبت به کنترل بدون تیمار، بیان ژنهای Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3 به ترتیب به میزان 5/1، 8/1، 3/1 و 2/2 برابر افزایش بیان داشتهاند.بر اساس یافتههای این تحقیق، تیمار سلولها با یوژنول منجر به افزایش بیان ژنهای Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3 میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که یوژنول منجر به افزایش خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنی سلولهای MSC از طریق افزایش بیان این ژنها میشود. بنابراین، نتایج این مطالعه نوید بخش انجام مطالعات بیشتر در این زمینه جهت افزایش اثر درمانی سلولهای MSC در سلولدرمانی میباشد. همچنین، میتوان نتیجه گرفت که ممکن است بتوان یوژنول را جهت افزایش خواص درمانی سلولهای MSC در تحقیقات کاربردی استفاده نمود. [1] Eugenol[2] 3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5-diphenyl-tetrazolium bromide[3] The half maximal inhibitory concentration
-
مطالعه اثر تیموکوئینون بر بیان ژنهای دخیل در خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنیسلول¬های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش
الهام علیمرادی 1395 -
اثرات داروی ایبودیلاست بر مرگ سلولی القا شده توسط مورفین در رده سلولی PC12
کیانوش احسانی پور 1395 -
اثر پنتوکسی¬فیلین بر فرارشد نوریتی القا شده با استئوروسپورین در رده ی سلولی PC12
لقمان دیوجان 1395 -
مطالعه اثر مهار PlGF بر روی بیان hsa-mir-451b ، hsa-mir-22و hsa-let-7b در سلولهای بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
زهره صالحی 1394 -
مطالعه ی ارتباط بین PIGF بر روی بیان hsa-miR4669 ، hsa- miR483-3p ، hsa-miR 483-5p ،hsa-miR 16 در سلول های شبه سلول های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده ی سلولی MKN_45
لیلا خسروی سه چقائی 1394

