profile - دانشکده علوم
اعضای هیأت علمی دانشکده علوم
ثریا سجادی مجد
استادیار / علوم / گروه زیست شناسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| بیوشیمی پروتئین هاواسیدهای نوکلئیک | 2 | هرهفته، شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| زیست شناسی مولکولی پیشرفته | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیوشیمی ساختار | 3 | هرهفته، يك شنبه ، 10:00-12:00، هرهفته، سه شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیوشیمی ساختار | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 12:00-13:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیوشیمی ویتامین ها و هورمون ها | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| سازو کار عمل آنزیم ها | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
اثر رتینویک اسید بر تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند به سلولهای شبه تخمکبر روی داربست هیدروژلی کربوکسی متیل سلولز/پلیونیل الکل/ اینولین
مهدی رستمی گیلانی 1405هدف: مطالعه حاضر با هدف ساخت داربست هیدروژلی چندپلیمره حاوی کربوکسیمتیل سلولز، آلژینات، پلیوینیل الکل و اینولین (CMC/Alg/PVA/Inulin) و بررسی نقش آن در تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند به سلولهای شبه تخمک، در ترکیب با مایع فولیکولی، سلولهای گرانولوزا و رتینوئیک اسید انجام شد. روشها: داربست هیدروژلی با روش فریز-درای و اتصال عرضی با کلرید کلسیم ساخته شد و با آزمونهای FE-SEM، EDX، FTIR، XRD، استحکام کششی، رفتار تورمی و تجزیهپذیری آنزیمی شناسایی گردید. سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان جنین گوسفند جدا و در پاساژ سوم با استفاده از رنگآمیزی Oil Red O و Alizarin Red S از نظر توان تمایز به چربی و استخوان تایید شدند. سپس سلولها در سه آزمایش مجزا در گروههای شاهد (دوبعدی)، کشت روی داربست (سهبعدی) و کشت روی داربست همراه با رتینوئیک اسید (10 میکرومولار) به مدت 21 روز تیمار شدند. محیط تمایز شامل مایع فولیکولی، سلولهای گرانولوزا یا ترکیب هر دو بود. زندهمانی با آزمون آلمار بلو و آپوپتوز با رنگآمیزی آکریدین نارنجی/اتیدیوم بروماید ارزیابی شد. بیان ژنهای اختصاصی سلول زایا (DDX4، DAZL و ZP3) با Real-time PCR اندازهگیری شد. نتایج: تصاویر FE-SEM نشاندهنده ساختار متخلخل داربست بود و FTIR و XRD تشکیل موفقیتآمیز هیدروژل را تایید کردند. داربست زیستسازگاری مناسبی داشت (حداکثر تورم در 72 ساعت و تخریب 63 درصدی در روز 21) و سمیت سلولی رتینوئیک اسید در غلظتهای پایین مشاهده نشد. در تمام آزمایشها، کشت سهبعدی روی داربست به همراه رتینوئیک اسید به طور معنیداری بیان ژنهای DDX4، DAZL و ZP3 را نسبت به گروههای دوبعدی و سهبعدی بدون رتینوئیک اسید افزایش داد (0.05>p). بیشترین میزان بیان ژنها در گروه همکشتی سلولهای بنیادی با سلولهای گرانولوزا در حضور همزمان مایع فولیکولی و رتینوئیک اسید بر روی داربست مشاهده شد. نتیجه گیری:
-
اثر مهاری لوتئولین نانوانکپسوله بر رشد سلول های سرطانی معده رده AGS
کوثر جلیلیان 1404سرطان معده[1] یکی از شایعترین بدخیمیهای دستگاه گوارش و از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در جهان محسوب میشود. محدودیتهای درمانهای رایج از جمله سمیت سیستمیک و بروز مقاومت دارویی، ضرورت توسعه راهکارهای نوین درمانی را برجسته ساخته است. در این مطالعه، نانوذرات لیپیدی جامد (SLN)بهعنوان یک سامانه دارورسانی نوین برای بیوفلاونوئید لوتئولین طراحی و اثرات ضدسرطانی آن بر رده سلولی سرطان معده انسانی (AGS) مورد بررسی قرار گرفت. نانوذرات SLN و SLN بارگذاریشده با لوتئولین تهیه و از نظر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی شامل اندازه ذره، شاخص چندپراکندگی، پتانسیل زتا و مورفولوژی ارزیابی شدند. همچنین رفتار رهایش دارو در شرایط درونکشتگاهی[2] و در pHهای مختلف بررسی گردید. اثرات زیستی فرمولاسیونها با استفاده از آزمون MTT، سنجش گونههای فعال اکسیژن (ROS) ، ارزیابی کیفی و کمی آپوپتوز و آنالیز چرخه سلولی بر روی سلولهای AGS مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد نانوذرات SLN بارگذاریشده با لوتئولین از پایداری مناسب و اندازه نانومتری یکنواخت(میانگین اندازه هیدرودینامیکی نانوذرات لیپیدی جامد(SLN) بدون دارو 5/151 نانومتر ونانوذرات LN بارگذاری شده با داروی لوتئولین 4/272 نانومتر) برخوردار بوده و الگوی رهایش کنترلشده و وابسته به pH از خود نشان دادند. نانوذرات SLN فاقد دارو سمیت ذاتی قابلتوجهی نداشتند، در حالی که SLN–Luteolin در مقایسه با لوتئولین آزاد موجب کاهش معنیدار زندهمانی سلولی، افزایش کنترلشده تولید ROS، القای موثرتر آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی، بهویژه توقف در فاز S شدند. در مجموع، نتایج این پژوهش بیانگر پتانسیل بالای نانوذرات لیپیدی جامد بارگذاریشده با لوتئولین بهعنوان یک سامانه دارورسانی کارآمد در بهبود اثربخشی درمان سرطان معده است. واژگان کلیدی: سرطان معده، لوتئولین، نانوذرات لیپیدی جامد، آپوپتوز، چرخه سلولی [1] Gastric cancer [2] In Vitro
-
برهم کنش دفروکسامین و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA و DNA تیموس گوساله و اثرات ضد سرطانی آنها
ابوالفضل گودرزی 1404زمینه و هدف :برهمکنش داروها و نانوداروها با ماکرومولکولهای زیستی نظیر آلبومین سرم انسانی (HSA) و DNA نقش تعیینکنندهای در پایداری، زیستدسترسپذیری و کارایی درمانی آنها دارد. در مطالعات گذشته دفروکسامین بهعنوان یک شلاتور آهن علاوه بر کاربردهای بالینی اثرات ضدسرطانی مناسبی نشان داده و نانوساختار سازی میتواند موجب پایداری سازی و کارایی زیستی آن شود. هدف این مطالعه، بررسی متمرکز برهمکنش دفروکسامین آزاد و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA و DNA تیموس گوساله و سپس ارزیابی اثرات ضدسرطانی آنها بر سلولهای سرطانی معده بود. مواد و روشها :برهمکنش دارو و نانودارو با HSA و DNA تیموس گوساله با استفاده از طیفسنجیUV–Vis، فلورسانس و دورنگ نمایی دورانی (CD) بررسی شد همچنین مطالعات داکینگ مولکولی بهمنظور تعیین جایگاههای دقیق اتصال انجام گرفت. آزمونهای سلولی شاملMTT، سنجش ROS درونسلولی، آنالیز چرخه سلولی و ارزیابی آپوپتوز برای بررسی اثرات ضدسرطانی بر رده سلولی سرطان معده بهکار رفت. نتایج :تایج طیفسنجی و داکینگ مولکولی نشان داد هر دو ترکیب با HSA به جایگاه وارفارین متصل میشوند و در برهمکنش باDNA، تمایل اتصال به شیار کوچک (جایگاه هوخست) دارند. طیف CD افزایش محتوای مارپیچ آلفا در ساختار HSA را در حضور هر دو ترکیب نشان داد، در حالیکه در DNA القای بینظمی ساختاری مشاهده شد. آزمونهای سلولی بیانگر کاهش معنیدار زیستپذیری سلولی، افزایشROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی بودند؛ بهطوریکه اثر ضدسرطانی نانوداروی دفروکسامین بهطور قابلتوجهی قویتر از داروی آزاد مشاهده شد. نتیجهگیری و بحث: نتایج مطالعات طیفسنجی و داکینگ مولکولی نشان داد که دفروکسامین آزاد و فرم نانوداروی اکسید آهن آن الگوی برهمکنش مشابهی با آلبومین سرم انسانی و DNA تیموس گوساله دارند؛ بهطوریکه اتصال به جایگاه وارفارین در HSA و شیار کوچک DNA (جایگاه هوخست) مشاهده شد. آزمونهای سلولی نشان دادند که نانودارو نسبت به داروی آزاد کاهش زیستپذیری سلولی، افزایش ROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی قویتری در سلولهای سرطانی معده ایجاد میکند که بیانگر تقویت اثرات ضدسرطانی در مقیاس نانو است.
-
مطالعه آرایه شناسی جنسGammarus Fabricius, 1775 (Amphipoda, Gammaridae) در چشمه¬های شهرستان سنقر در شمال شرق استان کرمانشاه
شبنم امجدیان 1404جنس Gammarus از متنوع ترین گروه های راستهی دوجور پایان (Amphipoda) و ردهی سخت پوستان (Crustacea) میباشد. اعضای این تاکسون در زیستگاه های آب شیرین جهان در عرضهای جغرافیایی میانی به صورت گسترده یافت می شوند. هدف از این پژوهش بررسی جمعیت های جنس Gammarus از چشمهها و سراب های شهرستان سنقر در شمال شرق استان کرمانشاه بر اساس صفات ریختی می باشد. در مطالعه حاضر پنج جمعیت در منطقه مورد مطالعه از چشمه های لیلمانج، چشمه وکیلی، ده آسیاب، چرمله و باوله جمع آوری شد. برای مطالعه مورفولوژیکی، بعد از تعیین جنسیت نمونه ها، اجزای بدن نمونه ها در زیر لوپ با سوزنهای تشریح جدا و روی لام حاوی چسب Euoparal تثبیت شد. سپس، لامها در زیر میکروسکوپ نوری مجهز به دوربینLABOMED iVu 7000 ، اندازهگیری و عکسبرداری شدند و با استفاده از نرمافـزار Adobe Illustrator CS6 اجزای مختلف نمونهها رسم شد. نتایج حاصل از این پژوهش، حضور یک گونه جدید از جنس Gammarus از چشمه ده آسیاب و چهار ثبت جدید از گونهG. anodon از چشمه های لیلمانج، چشمه وکیلی، چرمله و باوله را بر اساس صفات ریختی نظیر زاویه پشتی-خلفی صفحات اپی مرالI تا III، اندازه و تعداد تارچه در سطح آنتن II، حضور یا عدم حضور خارهای ریز در سطح پشتی بندهای سینه ای و شکمی و شکل بندهای دمی I تا III در چشمه های شهرستان سنقر را تایید میکند.
-
تخلیص و تعیین ویژگی دیاتوم از جمعیت جلبکی با استفاده از اکتانون
زهره حیدری 1404 -
بررسی اثرات محافظتی غلظتهای مختلف پالمیتیک اسید به تنهایی و در ترکیب با تره هالوز بر پارامترهایپس از یخگشایی اسپرم فریز- یخگشایی شدهی گوسفند نژاد سنجانی
مجید کریمی 1403 -
بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی ایزوله های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا جداشده از بیماران شهر بروجرد
گلنوش نوشائی 1403باکتری استنوتروفوموناس مالتوفیلیا 1به طور فزاینده ای به عنوان یک پاتوژن فرصت طلب مسئول عفونت های بیمارستانی در بیمارانبخش مراقبت های ویژه ) مانند ذات الریه وسپسیس مرتبط با ونتیلاتور ،(2بیماری های تهدیدکننده زندگی در بیماران نقص ایمنی بابدخیمی ها و سرطان های هماتولوژیک و عفونت های مزمن ریوی در بیماران با فیبروز سیستیک ) 3(CFشناخته می شود. اینارگانیسم عمدتاُ باعث عفونت های دستگاه تنفسی و کمتر شایع تر عفونت های دستگاه ادراری، عفونت زخم، بافت نرم، باکتریمی،4سپسیس5، اندوکاردیت ،6مننژیت ،7عفونت های چشمی وپریتونیت 8می شود. در این مطالعه سویه های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا ازنمونه های بالینی جداسازی شده و با تستهای بیوشیمیایی و تخمیری تعسسن هویت شدند، سپس ایزوله ها با استفاده از پرایمر اختصاصیبا روش واکنش زنجیره ای پلی مراز تایید شدند.آزمایش های حساسیت ضد میکروبی سویه های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا براساس موسسه استانداردهای بالینی و آزمایشگاهی) (CLSIبه آنتی بیوتیک های سفتازیدیم، لووفلوکساسین، آزترئونام و کوتریموکسازول با روش انتشار از دیسک سنجیده شد وسپس حضور ژن مقاومت آنتی بیوتیکی SMqnrو ژنهای مرتبط با تولید بیوفیلم rpfFو rmlAبا روش پی سی آر تعیین و درنهایت قدرت تولید بیوفیلم در بین سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک که حامل ژنهای مقاومت به کینولون SMqnrو ژنهای مرتبط باتولید بیوفیلم rpfFو rmlAبودند به روش میکرو تیتر پلیت سنجیده شد. بیشترین و کمترین حساسیت به ترتیب با و مربوط به آنتیبیوتیک کوتریموکسازول و آزترئونام بود. 51/25درصد ) 41سویه( از جدایهها به آنتیبیوتیک سفتازیدیم مقاوم بوده و تین مقاومتدر مورد لووفلوکساسین 8/75درصد ) 7سویه( بود.شیوع ژن مقاومت به آنتی بیوتیک کینولون ) 92/5 (Smqnrدرصد ) 74سویه( و ژنهای درگیر در تولید بیوفیلم rmIAو rpfFبهترتیب 79) 98 /75سویه( و ) 57/5سویه (46درصد بود، بجز در مورد حضور ژن rpfFو ارتباط آن با مقاومت به سفتازیدیم) ( p-value<0/0001و لووفلوکساسین ) (p-value <0/019هیچ رابطه معنی دار دیگری مشاهده نشد.همه سویه های که تولید بیوفیلم در آنها مورد بررسی قرار گرفته بود تولید کننده قوی بیوفیلم بودند، حداقل غلظت مهار کننده بیوفیلمآنتیبیوتیک لووفلوکساسین در سویههای مختلف از 2/5تا 20میکروگرم در میلی لیتر متغیر بود و این میزان نسبت به آنتی بیوتیکسفنازیدیم کمتر )حداقل 20و حداکثر 640میکروگرم در میلی لیتر( بود.کلید واژه ها، مقاومت آنتی بیوتیکی، توشح بیوفیلم، استنوتروفوموناس مالتوفیلیا، Smqn
-
اثر افزودن سطوح مختلف نانو ذره روی دوپ شده با نانوذره مس پوشش داده شده با کوئرستین، نانوذره روی دوپ شده با نانوذره مس، کوئرستین بر پارامترهای پس از انجماد-یخگشایی منی قوچ سنجابی
صبا خدایاری 1403تولید بیش از حدگونههای اکسیژن فعال (ROS) در طول انجماد و پس از یخگشایی بر کیفیت اسپرم و ظرفیت باروری بعدی تاثیر میگذارد. ویژگیهای نانوذرات (با خاصیت آنتیاکسیدانی) به دلیل افزایش طول عمر اسپرم و بهبود باروری جنس نر، اخیرا در دامها مورد توجه زیادی قرارگرفتهاند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر افزودن کوئرستین، ترکیب کلرید مس و کرید روی، نانوذرات اکسید مس دوپ شده با نانوذرات اکسید روی و کوئرستین لود شده بر روی نانوذرات دوپ شده برکیفیت اسپرم گوسفند در شرایط پس از انجماد-یخگشایی است. نانوذرات دوپ شده خریداری شد و در آزمایشگاه داروی کوئرستین بر روی آن لود شد. ویژگیهای نانوذرات با کمک EDX، FE-SEM، uv-visible، FT-IR و پتانسیل زتا مشخص شد. انزالهای مخلوط شده از 4 گوسفند نژاد سنجابی با رقیقکننده نگهداری رقیق شد. غلظتهای مختلفی از تیمارها (1، 5، 25 و 125 میکروگرم در میلیلیتر) به رقیقکننده انجماد اسپرم گوسفند اضافه شد. گروه شاهد گروه بدون هیچ گروه تیماری در نظر گرفته شد. مایع منی رقیق شده و غنی شده با تیمارهای فوق به تدریج طی 4 ساعت تا دمای 4 درجه سانتیگراد سرد شد و سپس در نی های 25/0 میلیلیتری کشیده شد و در نیتروژن مایع منجمد و نگهداری شدند. پارامترهای اسپرمی، نظیر زندهمانی، تحرک تام، یکپارچگی غشا و DNA، ناهنجاری تام، مالوندیآلدهید در گروههای مختلف ارزیابی شد. یافتهها نشان داد افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به طور معنیدار نسبت شاهد و سایر گروههای تیماری درصد زندهمانی، تحرک تام، یکپارچگی غشا و DNA را افزایش و میزان تولید مالوندیآلدهید را کاهش داده بود (p<0.05). افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به طور معنیدار نسبت شاهد و سایر گروههای تیماری، غیر از گروه 25 میکروگرم در میلیلیتر کوئرستین درصد ناهنجاری را کاهش داده بود (p<0.05). بنابراین، افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به عنوان یک آنتیاکسیدن به رقیقکننده منی گوسفند میتواند دامنه تحمل اسپرم در برابر انجماد و پایداری اسپرم پس از پس از یخگشایی را افزایش دهد. کلمات کلیدی: اسپرم، گوسفند، آنتیاکسیدن، کوئرستین، نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی.
-
متاآنالیز مقاومت آنتی بیوتیکی در ایزوله های کلبسیلا پنومونیه جدا شده در خاورمیانه
نرگس ترک 1403عمومی را برای مقابله با این چالش جدی سلامت جهانی هدایت میکند.
-
اثر امپاگلیفلوزین بر سمیت ناشی از مصرف دوکسوروبیسین در موش نر NMRI
ریحانه عمرانی دهکهان 1403امپاگلیفلوزین(EMP)، از مهمترین داروهای ضد دیابت مهارکننده انتخابی ناقل سدیم-گلوکز-2 (SGLT2) میباشد که دفع کلیوی گلوکز را افزایش داده و قند خون را کاهش میدهد. این دارو علاوه بر درمان دیابت دارای اثرات مفید دیگری نیز میباشد. این مطالعه باهدف بررسی اثر داروی امپاگلیفلوزین بر عوارض جانبی داروی دوکسوروبیسین بر عملکرد و ساختار بافتی بیضه موش صحرایی انجام گرفت. بدین منظور تعداد 28 سر موش سوری نر بالغ از نژادNMRI تهیه و به 4 گروه 7 تایی به شرح زیر تقسیم شدند. گروه شاهد: با جیره غذایی معمول و بدون دریافت هیچ گونه دارویی، با دیگر گروه¬ها نگهداری شدند. گروه دوکسوروبیسین: به حیوانات این گروه در 5 نوبت در روزهای 1، 7، 14، 21 و 28 داروی دوکسوروبیسین به میزان mg/ kg2 به روش داخل صفاقی تزریق شد.گروه دوکسوروبیسین+ امپاگلیفلوزین: به حیوانات این گروه در 5 نوبت داروی دوکسوروبیسین به میزان و روش فوق تزریق گردید و همزمان روزانه داروی امپاگلیفلوزین به میزان mg/ kg10 به روش داخل صفاقی به مدت 28 روز تزریق گردید. گروه امپاگلیفلوزین: به حیوانات این گروه داروی امپاگلیفلوزین، به میزان و روش فوق، تجویز شد. پس از پایان دوره آزمایش، هر کدام از حیوانات را با استفاده از داروی کتامین و زایلازین بیهوش کرده و خونگیری از قلب صورت گرفت. لوله¬های آزمایش حاوی لخته خون سانتریفیوژ شدند و نمونههای سرم به منظور اندازهگیری هورمون جنسی تستوسترون و فاکتورهای مربوط به استرس اکسیداتیو (MDA، TAC) به آزمایشگاه مربوطه منتقل شدند. همچنین موشهای بیهوش شده، بدون احساس درد آسانکشی شده و بلافاصله نمونه بیضه سمت راست آنها جدا و در فرمالین 10 درصد جهت تثبیت بافتی قرار داده شد و سپس برای تهیه لام بافتی به آزمایشگاه بافتشناسی منتقل گردید.نتایج بیوشیمیایی نشان داد که در گروه دوکسوروبیسین میزان هورمون تستوسترون و ظرفیت تام آنتیاکسیدانتی نسبت به گروه شاهد کاهش و میزان MDA افزایش یافت. همچنین در گروه دوکسوروبیسین درصد اسپرمهای غیرمتحرک و یا دارای حرکت غیرپیشرونده و همچنین دارای ناهنجاری در سر، گردن و دم نسبت به گروه شاهد افزایش یافت و درصد اسپرمهای متحرک، دارای حرکت پیشرونده و طبیعی کاهش یافت. علاوه بر این، تعداد سلولهای جنسی زایا و قطر لوله اسپرمساز و ضخامت بافت پوششی زایای آن در گروه دوکسوروبیسین نسبت به گروه شاهد، کاهش یافت. در مشاهدات بافتشناسی نیز به هم ریختگی و عدم انسجام ونظم بافتی در آرایش لولههای سمینیفروس، تحلیل کامل و یا موضعی بافت مطبق پوششی زایای لولههای اسپرمساز و عدم تشکیل و تشخیص سلولهای مختلف جنسی و همچنین خالی بودن نسبی فضای لومن لولهها از اسپرماتیدها در ساختار بافتی بیضه موشهای گروه دوکسوروبیسین مشاهده گردید. اما درمان با امپاگلیفلوزین توانست همه تغییرات نامطلوب ایجاد شده فوق را بهبود ببخشد. از این رو اینگونه به نظر میرسد که میتوان از داروی امپاگلیفلوزین در جهت کاهش و یا درمان کلی عوارض جانبی نامطلوب داروی دوکسوروبیسین در بیماران تحت شیمی درمانی استفاده کرد
-
مطالعه بیوانفورماتیک miRNAs هدف گیرنده ژنهای ANO9 ،IDO1 ،SIRT1 و بررسی اثر تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی 7-M
راحیل دانش فر 1403 -
پیش بینی miRNAs هدفگیرنده ژنهای TSG6 و PLK4 و مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی MCF7
ملیحه محمدی نیا 1403کوئرستین و تیموکوئینون ترکیبات مهم شیمیایی گیاهی هستند که با مهار مسیرهای سیگنالینگ مختلف و تغییرات اپیژنتیکی، اثرات آنتیاکسیدانی، ضد التهابی و ضد سرطانی متعددی دارند. میکروآرناها نیز گروهی از RNAs کوچک غیرکدکننده هستند که با هدف قرار دادن ژنهای مختلف و تاثیر در مسیرهای سیگنالینگ، نقش مهمی در تنظیم بیان ژن و کنترل علائم سرطان سینه دارند و به عنوان نشانگرهای زیستی برای تشخیص، پیشآگهی و درمان آن مورد استفاده قرار میگیرند. هدف این پژوهش، بررسی اثر همزمان کوئرستین و تیموکوئینون بر بیان ژنهای TSG6، ANO9 و میکروآرناهای هدفگیرنده آنها در سلولهای سرطان سینه MCF-7 است. در این مطالعه، سلولهای MCF-7 کشت و تکثیر و سپس با غلظتهای مختلفی از کوئرستین و تیموکوئینون تیمار شدند. پس از استخراج RNA و میکروآرنا از سلولها و سنتزcDNA، با استفاده از سایتهای بیوانفورماتیکی شامل TargetScan، miRBase و miRDB، میکروآرناهای هدفگیرنده ژنهای مورد مطالعه پیشبینی شد. همچنین با استفاده از سایتهای مذکور و سایت miRNetو نرمافزارهای R و سایتواسکپ بهترین میکروآرناهای هدفگیرنده این ژنها برای تحقیقات آینده پیشبینی شدند. برای بررسی کمی بیان ژنها و میکروآرناها، از روش qRT-PCR استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمار سلولهای MCF-7 به طور همزمان با تیموکوئینون و کوئرستین، بیان ژن TSG6 را کاهش میدهد. زمانی که غلظت کوئرستین یا تیموکوئینون ثابت نگه داشته شد، با افزایش غلظت ماده دیگر بیان ژن به گروه کنترل نزدیک شد. ممکن است کاهش بیان TSG6 تنها در غلظت تیموکوئینون 35 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار میتواند تحت تاثیر hsa-miR-23a-3p باشد و در سایر غلظتها احتمالا در اثر دخالت مسیرها و عوامل دیگر است. همچنین مشخص شد که با افزایش غلظت کوئرستین، در غلظت 20 میکرومولار تیموکوئینون بیان ژن ANO9 مقدار چشمگیری کاهش، اما در غلظت 35 میکرومولار آن بیان ژن به گروه کنترل نزدیکتر و همچنین مثبت شد. بررسی اثر این دو ماده بر بیان has-miR-6789-3p هدفگیرنده این ژن مشخص کرد که افزایش غلظت تیموکوئینون و کوئرستین باعث افزایش بیان و غلظتهای پایین این دو ماده باعث کاهش بیان این میکروآرنا شد. ممکن است این میکروآرنا احتمالا در غلظت تیموکوئینون 20 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار، ژن ANO9 را هدف قرار دهد. دادهها نشان داد که بیان has-miR-154-3p با افزایش غلظت این دو ماده بیشتر شد. بنابراین، این دو ترکیب گیاهی نقش ضدسرطانی دارند و با اثر بر بیان ژنها و میکروآرناهای دخیل در سرطان سینه میتوانند در پیشگیری و درمان این بیماری موثر باشند.
-
سنتز و شناسایی مشتقات جدید سولفونامیدی مبتنی بر کربوکسیلیک اسید و بررسی اثر مهاری آنها بر فعالیت آنزیم کربنیکانیدرازII
فرشید بلانی 1402سولفونامیدها و مشتقات آنها مهارکنندههای کلاسیک کربنیکانیدرازها (CAIs) هستند که در حال حاضر در محیطهای بالینی استفاده میشوند. پژوهشهای زیادی در مورد افزایش کارایی مشتقات سولفونامیدی به عنوان مهارکنندههای قوی کربنیکانیدراز متمرکز است. با این وجود، ترکیبات سولفونامیدی متعددی مهار غیر اختصاصی همه ایزوفرمهای کربنیکانیدراز را نشان میدهند که منجر به کاهش اثربخشی دارو و بروز عوارض جانبی نامطلوب به دلیل مهار غیر هدفمند میشود. در نتیجه، مهارکنندههای غیرکلاسیک کربنیکانیدراز، مانند مهارکنندههای حاوی گروههای کربوکسیلیک اسید، برای هدف قرار دادن انتخابی ایزوآنزیمهای خاص و به حداقل رساندن اثرات نامطلوب استفاده شدهاند. در این مطالعه، ما تعامل بین مشتقات سولفونامید/کربوکسیلیک اسید به عنوان بازدارندههای غیرکلاسیک جدید و hCA II را با استفاده از روشهای مختلف طیفسنجی و داکینگ بررسی کردیم. دادههای سینتیکی نشان میدهند که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی تقریبا مشابهی در برابر hCA II دارند و به طور موثری فعالیت استرازی آن را از طریق یک مکانیسم غیررقابتی با Ki در محدوده مقادیر کم میکرومولار مهار میکنند. اندازهگیریهای فلورسانس نشان داد که ترکیبات سنتز شده، فلورسانس ذاتی hCA II را از طریق یک فرآیند خاموش کردن استاتیک، با یک محل اتصال واحد برای هر ترکیب در ساختار hCA II سرکوب میکنند. تجزیه و تحلیل ترمودینامیکی اهمیت پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای واندروالس را در اتصال این ترکیبات به hCA II برجسته میکند. نتایج Docking نشان داد که هر دو ترکیب 1 و ترکیب 2 به طور موثر ورودی جایگاه فعال hCA II را مسدود میکنند، بدون اینکه تفاوت قابل توجهی در اتصال ترکیبات وجود داشته باشد. در حالی که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی کربنیکانیدراز را کمتر از ترکیبات سولفونامید نشان میدهند، این مطالعه بینشهای ارزشمندی ارائه میدهد که میتواند راه را برای توسعه یک داربست امیدوارکننده برای طراحی مهارکنندههای جدید کربنیکانیدراز هموار کند.
-
اثر مشتقات (E)-2-(3,1-دیآریل آلیلیدین) مالونونیتریل بر رشد، تکثیر و آپوپتوز سلول های سرطان سینه MCF7
حسنی البرزی 1402 -
اثر مهار شیمیایی آنزیم هیستون داستیلاز و شرایط هایپوکسی بر خصوصیات سلولی و مولکولی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی در شرایط آزمایشگاه
مریم احمدی 1402امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی(MSCs) به عنوان یک روش درمانی مناسب جهت درمان بسیاری از اختلالات در حال افزایش است و به یک موضوع تحقیقاتی پرطرفدار تبدیل شده است. این سلولها به علت خصوصیات منحصربه فردی که در مهاجرت، تکثیر، تمایز و فعالیتهای تعدیلکنندگی ایمنی دارند، در دهههای اخیر جزء پرکاربردترین سلولهای بنیادی به شمار میآیند. از دلایل مورد توجه قرار گرفتن این سلولها میتوان به قابلیت آنها در درمان اختلالات ایمنی و ترمیم بافتهای آسیبدیده اشاره نمود. تیمار این سلولها در شرایط آزمایشگاهی با ترکیبات شیمیایی مختلفی که به نظر میرسد قادرند باعث تقویت خصوصیات منحصربه فرد سلولهای بنیادی مزانشیمی شوند، میتواند راهکاری مفید در جهت پیشبرد علم پزشکی به حساب آید. در هدایت سلولهای بنیادی مزانشیمی، اپیژنتیک و همچنین القاء هایپوکسی نقش بسیار مهمی دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر سدیم بوتیرات به عنوان یک ترکیب ایجادکننده تغییرات اپی ژنتیکی (مهارکننده هیستون داستیلاز)، کلرید کبالت II به عنوان ترکیب القاءکننده هایپوکسی و همچنین مخلوط این دو ترکیب بر توانایی بقاء، تکثیر، مهاجرت و تنظیم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی در شرایط آزمایشگاه میباشد. در مورد اثر این ترکیبات روی سلولهای مختلف بررسیهای زیادی صورت گرفته است. ولی تاکنون چنین مطالعهای روی اثر این دو ترکیب و همچنین مخلوط آنها روی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی صورت نگرفته است. در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط این دو ترکیب بر بقاء، تکثیر و تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن(ROS) سلولهای بنیادی مزانشیمی به ترتیب توسط تستهای MTT، تریپان بلو وNBT مورد سنجش قرار گرفت. در ادامه اثر این ترکیبات بر چرخه سلولی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای مورد مطالعه نیز به ترتیب توسط تستهای فلوسایتومتری، ترمیم زخم و RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده گردید که سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط دو ترکیب، بقاء سلولی را کاهش میدهند و باعث افزایش سطح ROS در سلولهای بنیادی مزانشیمی میشوند. همچنین مشاهده شد که سدیم بوتیرات چرخه سلولی را در فاز G0/G1 و G2/M، کلرید کبالت II در فاز G0/G1 و مخلوط دو ماده چرخه سلولی را در فاز G2/M و G0/G1 متوقف میکنند. در ادامه مشاهده شد کلرید کبالت II بر توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی اثر افزایشی دارد ولی سدیم بوتیرات و مخلوط این دو ترکیب چنین اثری ندارند. با توجه به تاثیرات متعددی که این ترکیبات بر MSCs دارند. اثر این ترکیبات در سطح مولکولی مورد بررسی قرار گرفت و بیان ژنهای TLR3، H19،HIF1? ، c-MET، HDAC1 و SOX2 تحت تاثیر این سه ترکیب سنجیده شد. مشاهده شد تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با کلرید کبالت II باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. همچنین در تیماراین سلولها با سدیم بوتیرات مشاهده شد این ماده باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، HIF1?، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. درادامه این مطالعه مشاهده شد تیمار این سلولها با مخلوط دو ترکیب، باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژنهای c-MET و HIF1? میشود. در مجموع این مطالعه نشان میدهد هرسه ترکیب باعث افزایش خاصیت تعدیلکنندگی ایمنی MSCs میشوند و ترکیب کلرید کبالت II نقش بسزایی در تقویت توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی دارد.
-
کشف مهارکنندههای بالقوه برای ناقل MCT1 انسانی در کانفورماسیون باز به داخل به کمک روشهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار
فاطمه جباری نامرودی 1402سلولهای سرطانی به دلیل تکثیر بیشازحد، مقادیر زیادی گلوکز مصرف میکنند. تومورها مسیر گلیکولیز را با سرعت بالایی انجام میدهند که منجر به افزایش غلظت لاکتات میشود. ریز محیط تومور شامل دو نوع سلول سرطانی است: سلولهای گلیکولیزی و اکسایشی. سلولهای گلیکولیزی لاکتات تولید میکنند که توسط سلولهای اکسایشی جذب میشود و در چرخه کربس به پیروات تبدیل میشود. این یک همزیستی متابولیک بین دو نوع سلول ایجاد میکند. خانواده ناقل مونوکربوکسیلات (MCTs) از 14 عضو تشکیلشده است که MCT1-4 ناقلهای جفت شده با پروتون هستند که میتوانند مونوکربوکسیلاتهای کوتاهزنجیر مانند لاکتات و پیرووات را در سراسر غشای سلولی منتقل کند. سلولهای سرطانی بیان بالایی از MCT1 و MCT4 را نشان میدهند. MCT1 ورود لاکتات به سلولهای اکسایشی را تسهیل میکند، درحالیکه MCT4 عمدتاً در سلولهای گلیکولیزی یافت میشود. بیان بیشازحد این ناقلان با بدخیمیهای مختلف مانند سرطان سینه، معده، لنفوم، مغز، ریه، پوست و سرطان بافت نرم همراه بوده و آنها را به اهداف جذابی برای کشف داروهای ضد سرطان تبدیل میکند. با مهار MCT1، میتوان جذب لاکتات توسط سلولهای اکسایشی را متوقف کرد که سپس آنها را مجبور به جذب گلوکز میکند. این فرآیند دسترسی سلولهای گلیکولیزی را به گلوکز کاهش میدهد و درنهایت منجر به مرگ سلولی میشود. برای این پژوهش، از تکنیکهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار برای کشف ترکیبات شیمیایی کوچکی که قادر به مهار ناقل مونوکربوکسیلات 1 هستند استفاده شد. مختصات اتمی پروتئین MCT1 در ساختار باز به داخل از پایگاه داده پروتئین با کد 7CKO تهیه شد و از کتابخانهای از ترکیبات شیمیایی شامل دوازده میلیون مولکول قابل خرید از پایگاه داده زینک و 4683 دارو تایید شده توسط FDA استفاده شد. پس از آمادهسازی کتابخانه، یک رویکرد توافقی با انجام داکینگ مولکولی با سه برنامه AutoDock Vina،Molegro Virtual Docker و DOCK بهکارگرفته شد. لیگاندهای با انرژی اتصال بالا مورد تجزیه و تحلیل بیشتر قرار گرفتند و میانکنش آنها با باقی ماندههای کلیدی جایگاه فعال پروتئین بررسی شد. ترکیباتی که نتایج امیدوارکنندهای را نشان دادند، تحت آنالیز دینامیک مولکولی، ازجمله محاسبات RMSD، RMSF و تجزیهوتحلیل برهمکنشهای لیگاند-پروتئین قرار گرفتند. بر اساس یافتهها، مشخص شد که اناسیدنیب به عنوان داروی خوراکی که برای درمان لوسمی حاد میلوئیدی استفاده میشود، میتواند با باقیماندههای مهمی مانند Tyr34، Lys38 و Ser154 که در محل اتصال لاکتات یافت میشوند، اتصال قوی ایجاد کند. درنتیجه، این پتانسیل را دارد که بهطور موثر پروتئین موردنظر را مهار کند.
-
بررسی اثرات داروی امپاگلیفلوزین بر روی بلوغ آزمایشگاهی تخمک موش
زهرا یارمحمدی 1402تولید مثل از مهمترین رویدادهای صورت گرفته در طول حیات یک جاندار بوده که بقای نسل و انتقال ذخیره ژنتیکی جانداران بدان وابسته است. بلوغ موفقیت آمیز تخمک نقطهی شروعی برای این فرآیند پیچیده بوده که شامل دو بخش بلوغ هسته و سیتوپالسم میشود. بلوغ آزمایشگاهی تخمک فرآیندی مصنوعی و با هدف شروع مکانیسیمهای درون سلولی تخمک در جهت بلوغ کامل در محیط کشت و به شکل vitro in میباشد. الزمه شروع، ادامه و اتمام فرآیند بلوغ تخمک در دسترس بودن انرژی میباشد که این انرژی توسط اندامک میتوکندری برای تخمک فراهم میشود و همچنین کلسیم نیز در بلوغ تخمک نقشی مهم ایفا کرده که توسط میتوکندری هوموستار آن تنظیم میشود، اما در اثر کشت تخمک در محیط خارج از بدن تجمع استرس اکسیداتیو مانعی برای بلوغ تخمک فراهم آورده و سبب کاهش نرخ بلوغ میشود. داروی امپاگلیفلوزین ، دارویی آنتی دیابتیک با خاصیت آنتی اکسیدانی بوده از طرق مختلفی از جمله بهبود متابولیسم انرژی، فعال کردن مسیر AMPK که خود از مسیرهای سیگنالینگ دخیل در آغاز بلوغ تخمک بوده و همچنین با کاهش استرس اکسیداتیو محیط و در نتیجه جلوگیری از آسیب به میتوکندی و به دنبال آن بهبود هوموستاز کلسیم و تامین انرژی سلولی به بلوغ تخمک در محیط کشت کمک خواهد کرد. در این تحقیق تخمک موشهای نژاد NMRI 6-8 هفتهای را با استفاده از سوزن 72 گیج جدا کرده و در قطرات 72 میکرولیتری از محیط کشت MEM آالفا به همراه داروی امیپاگلیفلوزین با دزهای 25 و 055 نانومول، 0 و 05 میکرومول قرار داده و پس از 72 و 28 ساعت از کشت در انکوباتور با دمای 72 درجه سانتی گراد و %2 کربن دی اکسید میزان بلوغ تخمکها زیر میکروسکوپ اینورت بررسی شد و نتایج زیر حاصل شد. جهت ارزیابی تفاوت در معنی داری بین گروه کنترل و آزمایش از آزمون square-Chi استفاده شد. میزان بلوغ تخمکها پس از 72 ساعت در گروههای کنترل و تیمار 25 نانومول، 055 نانومول، 05 میکرومول و 0 میکرومول به ترتیب ،78/76،22/25 ،72/77 70/72 و 72/52 بوده که گروه 25نانومول نسبت به روه کنترل تفاوت معنی داری داشته است ) 0.05? P )و پس از گذشت 28 ساعت از کشت میزان بلوغ تخمکها به ترتیب ،22/25 ،22/72 28/66 ، 26/76 و 72/06 بوده است که گروه 25 نانومول دارای اختالف معنی دار با گروه کنترل بوده است) 0.05?P). یافته های ما در ایـن تحقیـق نشـان داد که امپاگلیفلوزین عاملی موثر بر بلوغ و آزمایشگاهی تخمک می باشد و وابسته به دوز مـی توانـد بـر بلـوغ تخمک و دستیابی آن به مرحله MII و اثر داشته باشد، و بتوان از این داروی به عنوان مکملی در محیط کشت تخمک بهره برد. کلمات کلیدی: بلوغ آزمایشگاهی، امپاگلیفلوزین، تخمک، موش
-
غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار برای کشف مهارکنندههای بالقوه ناقل مونوکربوکسیلات 1 انسانی (hMCT1) در وضعیت کانفورماسیون باز رو به بیرون
مینا برهون 1402در ریزمحیط تومور، تفاوت در دسترسی سلولهای سرطانی به مواد مغذی و اکسیژن، متابولیسم سلولی را تغییر میدهد. سلولهای سرطانی هیپوکسیک برای بقا و تکثیر به متابولیسم گلیکولیزی روی میآورند و مقادیر زیادی لاکتات تولید میکنند که باید به خارج از سلول منتقل شود. طی یک همزیستی متابولیک، سلولهای سرطانی اکسیداتیو لاکتات اضافی را وارد میکنند و از آن به عنوان سوخت ترجیحی به جای گلوکز استفاده میکنند. انتقال لاکتات توسط ناقلین غشایی منوکربوکسیلات (MCTs) متعلق به خانواده ژنی حامل املاح-??، تسهیل میشودکه یک فرآیند وابسته به پروتون است و در تنظیم pH داخل سلولی نقش دارد. خروج لاکتات از سلول عمدتاً توسط MCT4 تسهیل می شود، در حالی که MCT1 واسطه جذب درون سلولی آن است. نشان داده شده است که بیان بیش از حد این انتقال دهندهها با انواع بدخیمیها از جمله سرطان سینه، معده، لنفوم، مغز، ریه، پوست و سرطان بافت نرم مرتبط است و هدف قرار دادن آنها میتواند یک درمان بالقوه برای برخی انواع سرطان باشد. در این مطالعه ما از تکنیکهای مختلف غربالگری مجازی شامل مدلسازی فارماکوفور، داکینگ مولکولی و شبیهسازی دینامیک مولکولی برای شناسایی کاندیدهای دارویی موثر و بالقوه علیه MCT1 انسانی استفاده کردیم. مختصات اتمی پروتئین در کانفورماسیون باز رو به بیرون از بانک داده پروتئین با کد 6LYY دانلود و کتابخانه ترکیبات شیمیایی شامل ?? میلیون مولکول قابل خرید از پایگاه داده ZINC و ???? داروی مورد تایید FDA ساخته شد. پس از انجام مراحل آمادهسازی، محاسبات داکینگ مولکولی طبق یک رویکرد توافقی با استفاده از برنامههای اتوداک وینا، مولگرو و DOCK انجام شد. لیگاندهای با انرژی اتصال بالا در مراحل متوالی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و میانکنش آنها با باقی ماندههای کلیدی جایگاه فعال پروتئین مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، هفت لیگاند که نتایجامیدوارکنندهای را نشان دادند برای مطالعه شبیهسازی دینامیک مولکولی انتخاب شدند. برای هر کمپلکس پروتئین-لیگاند در دو لایه غشایی، محاسبات RMSD ستون فقرات پروتئین، RMSD لیگاند، RMSF، و تجزیه و تحلیل برهمکنشها انجام شد. نتایج نشان داد که المزارتان، یک مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین II، با اتصالی قوی و پایدار میتواند اثر بازدارنده بر MCT1 انسانی داشته باشد و راه را برای مهار این انتقال دهنده هموار کند. از آنجایی که این مطالعه صرفاً مبتنی بر ابزارهای محاسباتی است، ارزیابی بیشتر در شرایط تجربی برای تایید اثربخشی آن ضروری است.
-
ارزیابی زیست سازگاری تیتانیوم آنودایز شده در الکترولیت قلیایی
حانیه رستم پور 1401تیتانیوم و آلیاژهای آن با توجه به خواص زیست سازگار مطلوبی که دارند، بهعنوان مواد اولیه محبوب جهت ساخت انواع ایمپلنتها به کار گرفته میشود. ازاینرو کارایی ایمپلنت جهت سازگاری بهتر با بافت بیولوژیکی و افزایش زمان ماندگاری آن در محل کشت، به روشهای مختلف که منجر به ایجاد لایه اکسیدی در سطح میگردد، همواره در حال توسعه است. هدف از این تحقیق بررسی زیست سازگاری تیتانیوم در مورفولوژیهای مختلف به دست آمده از آنودایزینگ در الکترولیتهای قلیایی و اسیدی است
-
بررسی اثر برخی متغیرهای فرایند سندبلاست، اسیدشویی و عملیات حرارتی بر ویژگی های سطحی و پاسخ سلولیتیتانیوم.
داریوش دانیالی تختگاهی 1401در سال های اخیر و با افزایش تعداد افراد مسن در کشورهای مختلف، عرضه و تقاضا برای استفاده از تیتانیوم و آلیاژهای آن در ساخت ایمپلنتهای مورد استفاده در بدن انسان مانند پروتز مفصل ران، تعویض مفاصل، تعویض زانو، تثبیت شکستگی و کاشتنی های دندانی بصورت گسترده افزایش یافته است. درکاربردهای پزشکی علاوه بر خواص معمول آلیاژها، موارد دیگری از قبیل توپوگرافی و انرژی سطح نیز که نقش مهمی در چسبندگی سلول های استخوانی به سطح کاشتنی دارد، در نظر گرفته میشود. درنتیجه سطح مواد نقش مهمی در پاسخ بدن به ماده کاشتنی دارد. هدف این تحقیق بررسی اثر برخی متغیرهای فرایند سندبلاست، اسیدشویی و عملیات حرارتی بر ویژگی های سطحی و پاسخ سلولی تیتانیوم می باشد. بهمنظور اصلاح سطح زیرلایه تیتانیومی ابتدا نمونه ها با استفاده از پودر آلومینا سندبلاست شدند سپس در محلول حاوی اسید نیتریک و اسید سولفوریک به مدت زمان لازم اچ شدند. پس از آن نمونه ها در دما های 300، 400 و 500 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت درون کوره قرار گرفتند یک گروه از نمونه ها بدون عملیات حرارتی کنار گذاشته شدند. بهمنظور اندازهگیری زبری، آبدوستی، بررسی مورفولوژی سطح ، بررسی ترکیبات فازی، سمیت سلولی و زیست سازگاری زیرلایهها، از آزمایش ها و تجهیزات مختلفی شامل زبری سنج، سیستم اندازهگیری زاویه تماس آب، XRD، سمیت سلولی و SEM جهت بررسی موفولوژی سلولی استفاده گردید. نتایج آزمون تفرق اشعه X نشان داد فاز غالب تشکیل شده ، فاز Ti6O میباشد. البته به مقدار کم Ti2O3 نیز تشکیل شده بود. که گروههای فوق از طریق واکنش با مایعات بدن، باعث رسوب بهتر کلسیم میشوند. و نتایج آزمون آبدوستی نشان داد که میزان زاویه ترشوندگی ?mبا افزایش فشار سندبلاست و به خصوص انجام عملیات حرارتی نسبت به نمونه های شاهد کاهش یافت. با این حال در اغلب نمونهها با افزایش دمای عملیات حرارتی به ??? درجه سانتیگراد، زاویه تماس افزایش و ترشوندگی کاهش یافته است. در رابطه با ارزیابی زنده ماندن سلولی، سطوح تولید شده، هیچ نشانهای از سمیت سلولی نشان ندادند. در واقع، زبری سطوح به دست آمده پس ازسندبلاست و اسید اچ قادر به تقویت اتصال و تکثیر سلولهای MG-63 بر روی سطوح آنها بودند.
-
سنتز و شناسایی مشتقات جدید سولفونامیدی تاموکسیفن و تامسولوسین و بررسی اثر مهارکنندگی آنها بر روی فعالیت آنزیم کربنیک انیدراز II
سجاد شهبازیان 1401 -
سنتز مشتقات آلدوپنتوزی کورکومین و بررسی پتانسیل ضد دیابتی آنها با ارزیابی خصوصیات پایداری، آنتیاکسیدانی و اثرات مهارکنندگی بر آنزیمهای?-آمیلاز و?-گلوکوزیداز
پدرام روتابی 1401 -
سنتز و شناسایی مشتقات جدید از 4-سولفاموئیل فنیل دی آزو کربوکسیلیک اسید و بررسی اثر آنها بر مهار آنزیم کربنیک انیدرازII
نیما فتاحیان باوندپور 1401کربنیک انیدرازها (CAs, EC 4. 2. 1. 1) خانواده ای از متالوآنزیم های حاوی یون روی هستند که واکنش هایحیاتی از جمله تبدیل برگشت پذیر دی اکسیدکربن وآب را به بی کربنات و پروتون کاتالیز می کنند. ایزوزیمهایکربنیک انیدراز در فرآیندهای مختلف فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی نقش دارند و به عنوان اهداف دارویی مهمجهت درمان طیف وسیعی از اختلالات از جمله گلوکوما و انواع سرطان مطرح می باشند. در این پژوهش،ترکیبات جدید سولفونامیدی حاصل از واکنش جفت شوندگی سولفانیل آمید با بنزن و یا ترکیبات مونو، دی وتری کربوکسیلیک اسید آن به صورت شیمیایی سنتز شدند و میان کنش آن ها با ایزوزیم hCA II با استفاده ازتکنیک های مختلف اسپکتروسکوپی بررسی گردید. مطالعات سینتیکی نشان داد که ترکیبات جدید سنتز شدهفعالیت استرازی کربنیک انیدراز II انسانی را به صورت رقابتی برگشت پذیر مهار میکنند. از بین ترکیبات موردمطالعه، ترکیب 4 دارای کمترین میزان 50IC و iK برای ایزوزیم hCA II می باشد. مطالعات فلوئورسانس نشانداد که ترکیبات سنتز شده، فلورسانس ذاتی کربنیک انیدراز II انسانی را با مکانیسم دینامیک خاموش می کنند.علاوه بر این، تجزیه و تحلیل پارامترهای ترمودینامیکی اتصال مشخص نمود که پیوندهای هیدروژنی و میانکنشهای واندروالسی نقش مهمی را در پایداری کمپلکس های دارو-آنزیم ایفا می کنند. بررسی فلوئورسانسکمپلکس فلورسنت DNSA-hCA II در حضور غلظت های مختلف ترکیبات جدید سنتز شده کمترین مقدارثابت تفکیک )d(K را برای ترکیب 4 نشان داد که بیانگر تمایل بیشتر این ترکیب برای اتصال به ایزوزیم hCA II می باشد. در مجموع، افزایش قدرت اتصال و فعالیت مهارکنندگی مشتقات سولفونامیدی مورد مطالعه برایایزوزیم hCA II این مشتقات را برای طراحی مهارکنندههای جدید hCAII مورد توجه قرار میدهد
-
غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار روی بانک داده ZINC جهت انتخاب لیگاند(های) شیمیایی جهت بلوکه کردن ناقل آمینواسید کاتیونی 1 (CAT-1)
پریناز پارسی 1399 -
مطالعه اسپکتروسکوپی و ترمودینامیکی میانکنش بین 1-(4- کلرو بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید و آنزیم کربونیک انیدراز II انسانی
مریم احمدیان 1398کربنیک انیدرازها (4.2.1.1EC ) متالو آنزیمی حاوی یون روی می باشند که هیدراسیون برگشت پذیر دی اکسید کربن به بی کربنات و پروتون را کاتالیز می کنند. این آنزیم ها دارای توزیع متفاوت در بافت های مختلف و موقعیت های زیرسلولی هستند و در آرکی باکتری ها، یو باکتری ها، جانوران وگیاهان وجود دارند. این آنزیم ها در فرآیندهای فیزیولوژیکی حیاتی مرتبط با تنفس و انتقال CO2، ترشح الکترولیت ها در بافت ها و ریه ها، تنظیم pH، هومئوستاز، واکنش های بیوسنتزی (مانند گلوکونئوژنز و لیپوژنز) و کلسیفیکاسیون نقش دارند. مهارکننده های آنزیم کربنیک انیدراز به طور بالینی برای اختلالات متنوع مرتبط با کربنیک انیدرازها از قبیل گلوکوما، ادم، صرع، افزایش فشار داخل جمجمه، میگرن،پارکینسون و غیره مورد استفاده قرار می گیرند و از اینرو مطالعه در مورد آن ها ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش، میانکنش بین کربنیک انیدراز II انسانی و 1-(4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی –پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید با استفاده از روش های فلورسانس، جذب مرئی- فرابنفش، اسپکتروسکوپی دورنگ نمایی دورانی (CD) و تبدیل فوریه مادون قرمز FT-IR دربافر تریس- سولفات50 میلی مولار با 75/7 pH و همچنین مطالعات داکینگ مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات سینیتیکی نشان داد که داروی 1-(4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی- پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید فعالیت استرازی کربنیک انیدراز II انسانی را به صورت رقابتی خطی مهار می کند. آنالیز داده های فلوئورسانس آشکار ساخت که دارو فلوئورسانس ذاتی آنزیم را با مکانیسم استاتیک خاموش کند. آنالیز ترمودینامیکی فرآیند اتصال نشان داد که پیوندهای هیدروژنی و میانکنش های واندروالس نقش عمده را در پایداری کمپلکس دارو و آنزیم دارند. محاسبه آبگریزی سطحی پروتئین توسط 1- آنیلینو نفتالن -8-سولفونات نشان داد که با اتصال دارو، آبگریزی سطحی آنزیم کاهش یافته است. اکسیداسیون کربنیک انیدراز II انسانی و کمپلکس کربنیک انیدراز II انسانی- دارو N - بروموسوکسینیمید ( ) نشان دهنده کاهش تعداد تریپتوفان های دردسترس آنزیم در حضور دارو می باشد. نتایج اسپکتروسکوپی دورنگ نمایی دورانی در ناحیه فرابنفش دور نشان داد که با اتصال دارو محتوای مارپیچ آلفای آنزیم کربنیک انیدراز II انسانی افزایش یافته، در حالی که آنالیز طیف های CD ناحیه فرابنفش نزدیک آشکار ساخت که در حضور دارو انعطاف پذیری ساختار سوم آنزیم کاهش یافته است. مقایسه پایداری ترمودینامیکی آنزیم با کمپلکس آنزیم- دارو آشکار ساخت که پایداری ترمودینامیکی آنزیم در حضور دارو افزایش یافته است. تجزیه و تحلیل نمودار اشترن- ولمر در آزمایش خاموش شوندگی در حضور آکریل آمید نشان داد که 1- (4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی- پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید موجب کاهش دسترسی خاموش کننده به تریپتوفان های کربنیک انیدراز شده است که نتایج آزمایش را تایید می کند. آزمایش غیرطبیعی شدن توسط گوانیدین هایدروکلراید نشان داد که پایداری ترمودینامیکی کمپلکس آنزیم- دارو در مقایسه با آنزیم تنها، افزایش یافته است. همچنین نتایج آزمایشات FT-IR با نتایج آزمایشات CDدر ناحیه فرابنفش دور به خوبی در تطابق است و نشان داد که دارو موجب القای مقداری افزایش در محتوای مارپیچ آلفای پروتئین می شود. نتایج داکینگ نشان داد که دارو از طریق پیوندهای هیدروژنی به داخل جایگاه فعال آنزیم لنگر می اندازد. به علاوه نتایج غیر فعال شدن گرمایی نیز حاکی از آن است که که کمپلکس آنزیم- دارو در مقایسه با آنزیم تنها پایداری سینتیکی کمتری دارد.با در نظر گرفتن تمامی داده های بالا، می توان چنین نتیجه گرفت که اتصال 1- (4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی - پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید به کربنیک انیدراز II انسانی باعث تغییراتی در عملکرد و همچنین ساختار دوم و سوم پروتئین می شود. لغات کلیدی: 1- (4- کلرو بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید، کربنیک انیدراز II انسانی، مهارکنندگی، پایداری ترمودینامیکی، پایداری سینتیکی، فلوئورسانس، خاموش شوندگی
-
جداسازی، خالص سازی و تعیین خصوصیات یک آنزیم پروتئاز ازیک جنس باسیلوس قلیادوست مقاوم به حلال آلی
شهره محمدی 1397

