profile - دانشکده علوم
اعضای هیأت علمی دانشکده علوم
حسین فلاحی
دانشیار / علوم / گروه زیست شناسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| زیست شناسی مولکولی پیشرفته | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مباحثی در ژنتیک | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| اصول و روشهای سلولی و مولکولی | 2 | هرهفته، شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| فاکتورهای رونویسی انکوژنیک | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مبانی زیست فناوری | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| فناوری اطلاعات در ریز زیست فناوری | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 10:15-12:15 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تاثیر رژیم های دمایی مختلف بر پارامترهای زیستی و پروفایل غذایی لارو سوسک زرد آرد Tenebrio molitor Linnaeus, 1758 (Coleoptera: Tenebrionidae)
نگین شاهمرادی علی اکبری 1404سوسک زرد آرد (Tenebrio molitor) بهعنوان یکی از مهمترین گونههای حشرات خوراکی، در سالهای اخیر به دلیل ارزش غذایی بالا، قابلیت پرورش آسان، بازده تولید مناسب و سازگاری با شرایط محیطی، توجه بسیاری از پژوهشگران و صنایع غذایی را به خود جلب کرده است. دمای پرورش یکی از عوامل کلیدی تعیینکننده موفقیت اقتصادی این فعالیت میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چهار تیمار دمایی (??، ??، ?? و ?? درجه سانتیگراد) و سه تکرار انجام گردید. لاروها با جیره پایه سبوس گندم و قطعات هویج تغذیه شدند. پارامترهای زیستی (مدت زمان دوره لاروی و شفیرگی، نرخ بقا و دگردیسی، وزن و طول بدن)، پارامترهای تغذیهای (مصرف غذا، نرخ رشد نسبی، بازده تبدیل غذا) و پروفایل ارزش غذایی (پروتئین، چربی، فیبر، خاکستر و انرژی) بهطور هفتگی اندازهگیری و محاسبه شدند. دادهها با استفاده از نرمافزار و آزمونهای آماری سطح معنیداری ??/? مورد تحلیل قرار گرفتند. تغییر دما تاثیر معنیداری بر ترکیبات شیمیایی بدن لاروها (پروتئین، چربی، فیبر و خاکستر) نداشت (p > 0.05) و میزان این ترکیبات نسبتا پایدار باقی ماند که نشان میدهند ترکیبات شیمیایی بیشتر تحت تاثیر کیفیت بستر غذایی قرار دارند تا دما. در مقابل، شاخصهای زیستی و تغذیهای به شدت تحت تاثیر دما بودند(p < 0.05). با افزایش دما، طول دوره لاروی و شفیرگی بهطور معنیداری کاهش یافت. بیشترین نرخ رشد نسبی و اندازه نهایی لاروها در دمای ?? درجه مشاهده شد. اما بالاترین نرخ بقا (????) و موفقیت در دگردیسی مربوط به دماهای ?? و ?? درجه بود که در دمای ?? درجه به ترتیب به ??/??? و ??/??? کاهش یافت. مصرف غذا و غذای جذبشده با افزایش دما بهطور معنیداری افزایش، اما کارایی تبدیل غذای خوردهشده (ECI) و هضمشده (ECD) کاهش یافت . در نتیجه بایستی گفت که اگرچه دماهای بالاتر (?? و ?? درجه) منجر به تسریع رشد و کوتاهتر شدن چرخه تولید میشوند، اما این مزیت با کاهش نرخ بقا و کارایی تبدیل غذا همراه است. با در نظر گرفتن توام تمامی فاکتورها، محدوده دمایی ?? تا ?? درجه سانتیگراد بهعنوان دمای بهینه برای پرورش لارو T. molitor پیشنهاد میگردد. در این محدوده، تعادل مناسبی بین سرعت رشد، نرخ بقای بالا و کارایی قابل قبول سیستم برقرار میشود.
-
بررسی کموانفورماتیک کرایوپروتکتنت ها در اکستندرهای مایع منی اسب
نسیبه واثقیان یار 1404چکیده
-
پیش بینی miRNAs هدفگیرنده ژنهای TSG6 و PLK4 و مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی MCF7
ملیحه محمدی نیا 1403کوئرستین و تیموکوئینون ترکیبات مهم شیمیایی گیاهی هستند که با مهار مسیرهای سیگنالینگ مختلف و تغییرات اپیژنتیکی، اثرات آنتیاکسیدانی، ضد التهابی و ضد سرطانی متعددی دارند. میکروآرناها نیز گروهی از RNAs کوچک غیرکدکننده هستند که با هدف قرار دادن ژنهای مختلف و تاثیر در مسیرهای سیگنالینگ، نقش مهمی در تنظیم بیان ژن و کنترل علائم سرطان سینه دارند و به عنوان نشانگرهای زیستی برای تشخیص، پیشآگهی و درمان آن مورد استفاده قرار میگیرند. هدف این پژوهش، بررسی اثر همزمان کوئرستین و تیموکوئینون بر بیان ژنهای TSG6، ANO9 و میکروآرناهای هدفگیرنده آنها در سلولهای سرطان سینه MCF-7 است. در این مطالعه، سلولهای MCF-7 کشت و تکثیر و سپس با غلظتهای مختلفی از کوئرستین و تیموکوئینون تیمار شدند. پس از استخراج RNA و میکروآرنا از سلولها و سنتزcDNA، با استفاده از سایتهای بیوانفورماتیکی شامل TargetScan، miRBase و miRDB، میکروآرناهای هدفگیرنده ژنهای مورد مطالعه پیشبینی شد. همچنین با استفاده از سایتهای مذکور و سایت miRNetو نرمافزارهای R و سایتواسکپ بهترین میکروآرناهای هدفگیرنده این ژنها برای تحقیقات آینده پیشبینی شدند. برای بررسی کمی بیان ژنها و میکروآرناها، از روش qRT-PCR استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمار سلولهای MCF-7 به طور همزمان با تیموکوئینون و کوئرستین، بیان ژن TSG6 را کاهش میدهد. زمانی که غلظت کوئرستین یا تیموکوئینون ثابت نگه داشته شد، با افزایش غلظت ماده دیگر بیان ژن به گروه کنترل نزدیک شد. ممکن است کاهش بیان TSG6 تنها در غلظت تیموکوئینون 35 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار میتواند تحت تاثیر hsa-miR-23a-3p باشد و در سایر غلظتها احتمالا در اثر دخالت مسیرها و عوامل دیگر است. همچنین مشخص شد که با افزایش غلظت کوئرستین، در غلظت 20 میکرومولار تیموکوئینون بیان ژن ANO9 مقدار چشمگیری کاهش، اما در غلظت 35 میکرومولار آن بیان ژن به گروه کنترل نزدیکتر و همچنین مثبت شد. بررسی اثر این دو ماده بر بیان has-miR-6789-3p هدفگیرنده این ژن مشخص کرد که افزایش غلظت تیموکوئینون و کوئرستین باعث افزایش بیان و غلظتهای پایین این دو ماده باعث کاهش بیان این میکروآرنا شد. ممکن است این میکروآرنا احتمالا در غلظت تیموکوئینون 20 میکرومولار و کوئرستین 50 میکرومولار، ژن ANO9 را هدف قرار دهد. دادهها نشان داد که بیان has-miR-154-3p با افزایش غلظت این دو ماده بیشتر شد. بنابراین، این دو ترکیب گیاهی نقش ضدسرطانی دارند و با اثر بر بیان ژنها و میکروآرناهای دخیل در سرطان سینه میتوانند در پیشگیری و درمان این بیماری موثر باشند.
-
مطالعه بیوانفورماتیک miRNAs هدف گیرنده ژنهای ANO9 ،IDO1 ،SIRT1 و بررسی اثر تیموکوئینون بر بیان آنها در رده سلولی 7-M
راحیل دانش فر 1403 -
شناسایی miRNA هدفگیری کننده ژنهای TEX10، IDO1 و TSG6 انسانی و بررسی اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) بر بیان آنها در رده سلولی MCF7
سپیده نورائی نصرآبادی 1403سرطان سینه یکی از شایعترین انواع سرطان در زنان است. که تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله فاکتورهای رشد، سیتوکینها، ترکیبات ماتریکس خارج سلولی (ECM) قرار دارد. این عوامل میتوانند موجب تغییرات در مسیرهای سلولی و افزایش رشد و تکثیر سلولهای سرطانی شوند. miRNAs نوعی از RNA کوتاه هستند که در تنظیم بیان ژنها و عملکرد سلولی نقش دارند. در سرطان سینه، تغییرات در بیان miRNA میتوانند نقش مهمی در ایجاد و پیشرفت این نوع سرطان داشته باشند. از جمله نقشهایی که آنها دارند، شامل: تنظیم بیان ژنهای مهم، تنظیم مسیرهای سلولی، مقاومت در برابر درمان، تاثیر بر اندازه و ترکیب تومور و... میباشد. بررسی نقش miRNAs در فرآیندهای سلولی و الگوی تغییرات بیانی آنها، میتواند در درک بیشتر و شناخت عمیق از سرطان سینه و همچنین رویکرد درمانی مناسب با آن بسیار موثر باشد. هایپوکسی یا کمبود اکسیژن، یکی از ویژگیهای مهم محیط تومور است که میتواند بر رشد، پیشرفت و پاسخ به درمان تومورها تاثیر بگذارد. کلرید کبالتII به عنوان یک مدل هایپوکسی مصنوعی در تحقیقات سلولی و سرطانی مورد استفاده قرار میگیرد. در این مطالعه جهت بررسی اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالتII بر بیان ژنهایی مانند TSG6، IDO1 و TEX10 و همچنین miRNAs هدف گیرندهی آنها در سلول های سرطانی سینه، بررسی شد. به همین منظور در نرمافزارهای بیوانفورماتیکی مانند Targetscan، miRDB و miRBase، با بررسی جایگاه اتصال، امتیاز دهی و همپوشانی و تکرار hsa-miR-23a-3p، hsa-miR-6728-3P و hsa-miR-576-3p به ترتیب به عنوان miRNAs هدف گیرندهی ژنهای TSG6، IDO1 و TEX10 شناسایی شدند. در فاز عملی پژوهش ردهی سلولی سرطانی MCF7 در شرایط مناسب کشت و با غلظتهای 75، 150 و 200 میکرومولار از کلرید کبالت II به مدت 24 ساعت تحت تیمار قرار گرفت. و سپس RNA و miRNA، استخراج cDNA سنتز شد. در نهایت بررسی تغییرات بیان ژنها و miRNAs هدف گیرندهی آنها با روش Real-time PCR انجام شد. نتایج حاصل از آنالیز دادههای Real-time PCR با روش لیواک نشان داد، ژن TSG6 در غلظتهای 75 و 150 افزایش یافته که این افزایش تنها در گروه اول نسبت به کنترل معنیدار بوده است که میتواند بیانگر آن باشد که واکنش برخی از ژنها به غلظتهایپوکسی وابسته است. به عبارت دیگر ممکن است در غلظت 75 میکرومولار، مسیرهایی که به بیان این ژن منجر میشوند، به علت شرایط خاص فعالیت بیشتری داشته باشند. miR23a-3p به عنوان miRNA هدف گیرندهی آن، در هرسه غلظت کاهش بیان داشت، اما کاهش معنیدار فقط در غلظت 150 میکرومولار مشاهده شد. همچنین hsa-miR-6728-3P و hsa-miR-576-3p نیز در هر سه غلظت کاهش بیان نشان دادند. که کاهش بیان hsa-miR-6728-3p در غلظتهای 150 و 200 میکرومولار و hsa-miR-576-3p در غلظت 150 میکرومولار معنیدار بود. لازم به ذکر است که ژنهای مورد هدف آنها IDO1 و TEX10 به دلیل عدم کسب نتایج مطلوب و باند غیر اختصاصی حذف گردیدند. بنابراین، نتیجه این تحقیق نشان میدهد که هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت II میتواند تاثیرات مختلفی بر بیان ژنها و miRNAs مورد نظر در سلولهای سرطانی سینه داشته باشد. این نتایج میتواند به درک عمیقتری از فرآیندهای سلولی در سرطان سینه و همچنین به توسعه روشهای درمانی موثرتر کمک کند.
-
بررسی بیوانفورماتیکmiRNAs هدفگیری کننده ژنهای PLK4،SIRT1،ANO9 و مطالعه اثر شرایط نورموکسی و هایپوکسی بر بیان آنها در سلولهای سرطانی سینه
زهرا صمدی شهره 1403سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است، که میتواند به دلایل مختلفی از جمله تغییرات هورمونی، ژنتیکی و عوامل محیطی ایجاد شود. در این سرطان، اختلالات در مسیرهای سیگنالینگ یا نقص در مسیرهای ترمیم DNA میتواند، به رشد و پیشرفت تومور منجر شود. شناخت زیست شناسی مولکولی سرطان سینه، در تشخیص، شخصیسازی درمان و توسعه روشهای درمانی کمک کننده است. یکی از ویژگیهای اکثر تومورهای جامد، هایپوکسی است. به طورکلی، سلولها به شرایط هایپوکسی با واکنشهای سلولی و مولکولی متفاوتی پاسخ میدهند، که به تنظیم متابولیسم، تولید انرژی و بقای سلولها در شرایط کم اکسیژن کمک میکنند. microRNAs (miRNAs)، مولکولهای کوچک و غیرکدکنندهی پروتئین، هستند که نقش مهمی در مکانیسمهای بیولوژیکی مانند آپاپتوز، تمایز سلولی، تکثیر و پاسخ به استرسها از جمله هایپوکسی دارند. در شرایط هایپوکسی، برخی از miRNA میتوانند به عنوان مهارکننده یا فعالکنندههای بیان ژنی عمل کنند. در مطالعات آزمایشگاهی، کلرید کبالت (CoCl2) برای القای شرایط هایپوکسی در سلولها استفاده میشود. در مطالعه حاضر اثر هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) بر بیان ژنهای ANO9، SIRT1 و PLK4 و همچنین miRNAs هدف آنها در سلولهای سرطانی سینه ردهی MCF7، بررسی شد. ابتدا با استفاده از نرمافزارهای بیوانفورماتیکی مختلف، مانند Targetscan، miRDB و miRBase، miRNAs هدف گیرندهی ژنهای مورد بررسی از نظر امتیازدهی، مناسب بودن جایگاه اتصال و همپوشانی در نرمافزارهای دیگر مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت hsa-miR-6789-3P، hsa-miR-154-3p و hsa-miR-3065-5p به ترتیب به عنوان miRNAs هدف گیرندهی ژنهای ANO9، SIRT1 و PLK4 انتخاب شدند. همچنین در این مطالعه، ردهی سلولی سرطانی سینه MCF7 در شرایط مناسب کشت داده شد و با غلظتهای (75، 150 و 200) میکرومولار از کلرید کبالت (II) تیمار شدند. پس از استخراج RNA و miRNA، از نمونهها cDNA سنتز شد. در نهایت به منظور بررسی تغییرات بیان ژنها و miRNAs هدف گیرندهی آنها از روش Real-time PCR استفاده گردید. پس از آن نتایج، با روش لیواک آنالیز و با نرمافزار Graphpad prism تحلیل گردید. نتایج نشان داد که ژن ANO9 در هر سه غلظت به صورت معنیدار افزایش بیان داشته است، اما این افزایش در غلظت 150 میکرومولار کلرید کبالت (II) نسبت به غلظتهای 75 و 200 میکرومولار بیشتر بوده است. این در حالی است که بیان hsa-miR-6789-3P به عنوان miRNA هدف گیرندهی ژن ANO9 با افزایش غلظت کلرید کبالت (II)، به مراتب کاهش یافته است. نتایج حاصل از بررسی بیان ژن SIRT1 نشان داد که با افزایش غلظت کلرید کبالت (II) از 75 به 150 میکرومولار، بیان این ژن ابتدا افزایش معنیدار، سپس با افزایش غلظت به 150 میکرومولار، این افزایش بیان به نسبت کمتری مشاهده شده است. ودر غلظت 200 میکرومولار، بیان ژن به صورت معنیدار کاهش یافته است، در مقابل بیان hsa-miR-154-3p در دو غلظت 150 و 200 میکرومولار افزایش بیان معنیدار داشته است. همچنین hsa-miR-3065-5p با افزایش غلظت ماده کلرید کبالت (II) کاهش مییابد. علیرغم اینکه بیان ژن PLK4 به عنوان ژن مورد هدف آن به دلیل عدم اختصاصیت باند و کسب نتایج مطلوب حذف گردید.
-
سنتز و شناسایی مشتقات جدید سولفونامیدی مبتنی بر کربوکسیلیک اسید و بررسی اثر مهاری آنها بر فعالیت آنزیم کربنیکانیدرازII
فرشید بلانی 1402سولفونامیدها و مشتقات آنها مهارکنندههای کلاسیک کربنیکانیدرازها (CAIs) هستند که در حال حاضر در محیطهای بالینی استفاده میشوند. پژوهشهای زیادی در مورد افزایش کارایی مشتقات سولفونامیدی به عنوان مهارکنندههای قوی کربنیکانیدراز متمرکز است. با این وجود، ترکیبات سولفونامیدی متعددی مهار غیر اختصاصی همه ایزوفرمهای کربنیکانیدراز را نشان میدهند که منجر به کاهش اثربخشی دارو و بروز عوارض جانبی نامطلوب به دلیل مهار غیر هدفمند میشود. در نتیجه، مهارکنندههای غیرکلاسیک کربنیکانیدراز، مانند مهارکنندههای حاوی گروههای کربوکسیلیک اسید، برای هدف قرار دادن انتخابی ایزوآنزیمهای خاص و به حداقل رساندن اثرات نامطلوب استفاده شدهاند. در این مطالعه، ما تعامل بین مشتقات سولفونامید/کربوکسیلیک اسید به عنوان بازدارندههای غیرکلاسیک جدید و hCA II را با استفاده از روشهای مختلف طیفسنجی و داکینگ بررسی کردیم. دادههای سینتیکی نشان میدهند که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی تقریبا مشابهی در برابر hCA II دارند و به طور موثری فعالیت استرازی آن را از طریق یک مکانیسم غیررقابتی با Ki در محدوده مقادیر کم میکرومولار مهار میکنند. اندازهگیریهای فلورسانس نشان داد که ترکیبات سنتز شده، فلورسانس ذاتی hCA II را از طریق یک فرآیند خاموش کردن استاتیک، با یک محل اتصال واحد برای هر ترکیب در ساختار hCA II سرکوب میکنند. تجزیه و تحلیل ترمودینامیکی اهمیت پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای واندروالس را در اتصال این ترکیبات به hCA II برجسته میکند. نتایج Docking نشان داد که هر دو ترکیب 1 و ترکیب 2 به طور موثر ورودی جایگاه فعال hCA II را مسدود میکنند، بدون اینکه تفاوت قابل توجهی در اتصال ترکیبات وجود داشته باشد. در حالی که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی کربنیکانیدراز را کمتر از ترکیبات سولفونامید نشان میدهند، این مطالعه بینشهای ارزشمندی ارائه میدهد که میتواند راه را برای توسعه یک داربست امیدوارکننده برای طراحی مهارکنندههای جدید کربنیکانیدراز هموار کند.
-
مطالعه مهار هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و آپاپتوز یک ردهی سلولی سرطان کولون
غزال پناهی 1402کارسینوم کولورکتال CRC)) یکی از شایعترین سرطانها و از علل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در جهان است. سرطان روده بزرگ معمولاً افراد مسن را تحت تاثیر قرار میدهد. اگرچه ممکن است در هر سنی رخ دهد. مهارکنندههای هیستون داستیلازها(HDACis) مانند سدیم بوتیرات باعث مهار رشد و القاء آپاپتوز در CRC میشود. از سوی دیگر غلظت اکسیژن موجود در بافت، یکی از فاکتورهای مهم در تعیین رفتار و عملکرد سولهای بافت است. کمبود اکسیژن یا هایپوکسی یکی از فاکتورهای القاء کننده در توسعه سرطانها میباشد. کلریدکبالتII با تحریک بیان فاکتور Hif1-? باعث القای هایپوکسی میشود. علیرغم مطالعات قبلی در زمینهی بررسی اثر سدیم بوتیرات و کلریدکبالت بر ویژگیهای سلولی و مولکولی سلولهای سرطان کولورکتال، اما تاکنون مطالعهای در زمینه بررسی اثر همزمان این دو ترکیب و در نتیجه مهار آنزیم هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر سرطان کولورکتال و سلولهای مشتق شده از آن انجام نشده است. بنابراین این مطالعه، به منظور بررسی اثر همزمان آنها بر خصوصیات سلولی و مولکولی یک ردهی سلولی سرطان کولون موشی به نام CT-26 طراحی شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر غلظتهای مختلف کلرید کبالت II، بوتیرات سدیم و مخلوطی از هر دو بر بقا، تکثیر، آپاپتوز، چرخه سلولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای (Oct4، c-Met، Casp-3، Hdac1، Hif1-?، lncRNA H19) در بازههای زمانی مختلف انجام شد. نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که با گذشت زمان، درصد زندهمانی سلولها به صورت وابسته به زمان و دوز کاهش مییابد. همچنین با آزمون NBT مشخص شد که میزان تولید ROS در هر سه تیمارافزایش یافت و با گذشت زمان، نمودار تجمع ROS به طور قابل توجهی کاهش یافت. ارزیابی آزمون مهاجرت سلولها با غلظتهای مختلف از هر دو ترکیب و نیز مخلوط آن دو نشان داد که مهاجرت سلولها با تیمار کلرید کبالت II در بازه زمانی 24 ساعت به مقدار ناچیزی افزایش یافت ولی بعد از گذشت 48 ساعت به مقدار ناچیزی کاهش یافت. اما تیمار سلولها با سدیم بوتیرات و مخلوط دو ترکیب در هر دو بازه زمانی 24 و 48 ساعت، منجر به کاهش مهاجرت سلولی شد. بررسی اثر تیمارها پس از 24 ساعت بر چرخه سلولی در غلظت 05/0 و 15/0 میلیمولار کلرید کبالت II، تجمع سلولها را در مرحله G2/M نشان داد. در حالیکه تیمار سلولها با غلظتهای 1/ 0 و 2/0 میلیمولار سدیم بوتیرات، سلولها به ترتیب در مراحل G2/M و G0/G1 چرخه سلولی تجمع یافتند. در تیمار ترکیبی از هر دو ماده، جمعیت سلولها غالباً در مرحله G2/M متوقف شدند. نتایج به دست آمده از آنالیز بیان ژنها با روش Real-time PCR در نمونههای تیمار شده با کلرید کبالت II نسبت به کنترل بدون تیمار، در بیان ژنهای (Oct-4، c-Met، Casp-3، Hdac1، Hif1-?، lncRNA H19) تغییر بیان معنیداری مشاهده نگردید. اما در گروه تیماری با سدیم بوتیرات، ژن c-Met به میزان 81/7 برابر افزایش بیان و در ژن Hdac1 کاهش بیان 99/4- برابری مشاهده گردید. همچنین در گروه تیماری مخلوط این دو ماده، تغییر بیان در ژن Hdac1 به میزان 62/22- برابر کاهش و در ژن Oct-4 به میزان 67/1 برابر افزایش معنیدار گزارش شد. براساس یافتههای این تحقیق، به طور کلی میتوان بیان کردکه تیمار سلولهای CT-26 با کلرید کبالتII و سدیم بوتیرات با غلظتهای مشخص، منجر به کاهش و یا توقف رشد سلولها وکاهش مهاجرت سلولها میشود. کلمات کلیدی: هیستون داستیلاز، هایپوکسی، بقاء، تکثیر، مهاجرت، آپاپتوز، سرطان کلورکتال.
-
بررسی اثر همزمان مهار آنزیم هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و آپاپتوز در یک رده سلولی سرطان سینه
حدیث یاری 1402سرطان، بیماری است که برخی از سلولهای بدن بهطور غیرقابل کنترلی تکثیر مییابندو به سایر قسمتهای بدن نیز گسترش مییابند. سدیم بوتیرات[1]، ترکیبی با خاصیّت ضدسرطان و یک مهارکننده برای آنزیمهای هیستون داستیلاز (HDAC[2]) است و منجر به آپاپتوز و توقف چرخه سلولى سلولهای سرطانی میشود. هیستون داستیلازها، یکی از اصلیترین آنزیمها در ایجاد تغییرات اپیژنتیک، از طریق القاء تراکم کروماتین و سرکوب رونویسی میباشند. در تومورهای سرطانی، به دلیل کمبود اکسیژن، شرایط هایپوکسی وجود دارد و باعث به راه افتادن مسیرهای منتهی به مقاومت دارویی میشود. کلرید کبالت [3]II، در غلظتهای مختلف با القاء شرایطی مشابه هایپوکسی، منجر به القاء آپاپتوز و جلوگیری از رشد سلولهای سرطانی سینه میشود. در مطالعه حاضر، باهدف بررسی اثر غلظتهای مختلف از کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو بر میزان بقاء، تکثیر، آپاپتوز، چرخه سلولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، مهاجرت سلولها و بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1a[4] , HDAC1 ,c-MET وlncRNA-H19 و Casp-3 در بازههای زمانی متفاوت، رده سلولی MCF-7 تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مطلوب کشت داده شد. نتایج حاصل از تست MTT نشان داد، افزایش غلظت در تیمار با کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و نیز ترکیب این دو با هم، به طور معنادار باعث کاهش بقاء سلولهای MCF-7 میشود. همچنین، با استفاده از تست NBT ثابت شد که با افزایش غلظت در هر سه تیمار مورد نظر، میزان ROSانباشته شده در سلول، افزایش یافت. در حالیکه با گذشت زمان نمودار تجمّع مقدار ROS، بهطور معناداری نزولی شد. ارزیابی مهاجرت با غلظتهای مختلف از هر دو ترکیب و نیز مخلوطی از آن دو انجام گردید. نتایج نشان داد، تیمار با کلرید کبالت II در مقایسه با گروه کنترل، باعث افزایش مهاجرت سلولها گردید. در گروه تیمار با سدیم بوتیرات کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل، مشاهده گردید. همچنین در تیمار مخلوط از هر دو ترکیب، کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. به منظور بررسی چرخه سلولی با استفاده از تکنیک فلوسایتومتری، از کلرید کبالت IIو سدیم بوتیرات و ترکیبی از هردو، تیمار شدند. نتایج حاصل نشان داد، کلرید کبالت II منجر به تجمّع سلولها در مرحله G2/M شد. همچنین سلولهای تیمار شده با سدیم بوتیرات، در مرحله G2/M و گروه تیمار شده با غلظت بیشتری از سدیم بوتیرات، در مرحله G0/G1 تجمّع یافتند. در تیمار ترکیبی از هر دو ترکیب، جمعیت سلولها غالباً در مرحله G2/M متوقّف شدند. همچنین، اثر تیمار با کلرید کبالت II سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو ترکیب، برای بررسی بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1? ,HDAC ,Casp-3 ,c-MET و lncRNA-H19 باتکنیک Real-time PCR سنجیده شد. در تیمار با کلرید کبالت II، میزان بیان ژنهایc-MET و HDAC کاهش بیان ژنهای HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان داشته است. در تیمار با سدیم بوتیرات، بیان ژن HDAC کاهش و ژنهای HIF-1?، H19، c-MET نسبت به گروه کنترل افزایش بیان مشاهده شده است. در گروه تیمار با مخلوط دو ترکیب، دو ژن HDAC و c-MET کاهش بیان و دو ژن HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان نشان دادهاند. [1] Sodium butyrate
-
اولین پایگاه داده فیزیوم و طب شخصی ایرانی: تمرکز بر داروشناسی سنتی استحصال شده از کتاب الصیدنه فی الطب
احسان فیضی 1402طب سنتی یکی از علوم تجربی است که با ظهور و پیدایش علوم مدرن همچنان اهمیت و جایگاه خود را مانند گذشته حفظ کرده است. طب سنتی که در گذشته حاصل کسب تجارب در زمینهی استفاده از روشهای درمانی مختلف بوده است امروزه به صورت آکادمیک و سازمان یافته شده تدریس و مورد بهره برداری قرار میگیرد. طب سنتی بنابر تعریف ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی عبارت است از مجموعهای از مهارتها، دانش و روشهای مبتنی بر تجربه که به منظور پیشگیری، کاهش و درمان انواع بیماریها مورد استفاده قرار میگیرد. کتاب الصیدنه فی الطب (داروشناسی در پزشکی) آخرین اثر ابوریحان بیرونی است که به صورت تنها نسخهی اصلاح نشده به زبان عربی به ما رسیده است. این اثر گرانبها منبعی در داروشناسی سدههای میانهی خاورزمین است که در آن بیش از هزار دارو با منشا گیاهی، حیوانی و معدنی با اشاره به نامهای آنها به بسیاری از زبانها و گویشها توصیف شده است. در صیدنه اثری از مدح و اهدا نامه معمول دیده نمیشود و از هدفهای نوشتن آن نیز مستقیما سخنی نرفته است. بیرونی با درک اهمیت زیاد این مسئله، حدود ???? نام گیاه، حیوان، مادهی معدنی و فراوردههای آنها را به زبانهای عربی، یونانی، سریانی، هندی، فارسی، خوارزمی، سغدی، ترکی و جز اینها گرد آورده و توضیح داده است و بدین ترتیب گام جدیدی در راه تنظیم و ترتیب اصطلاحات دارویی زمان خود برداشته است. با توجه به این که تا کنون یک بررسی جامع در خصوص این کتاب انجام نشده است این پژوهش انجام شد و امیدواریم که در آینده بتوانیم اطلاعات موجود در این کتاب ارزشمند را استخراج و در صورت امکان به صورت یک پایگاه دادهی مناسب درآوریم. واژگان کلیدی: طب سنتی، الصیدنه فی الطب، پایگاه داده. طب سنتی یکی از علوم تجربی است که با ظهور و پیدایش علوم مدرن همچنان اهمیت و جایگاه خود را مانند گذشته حفظ کرده است. طب سنتی که در گذشته حاصل کسب تجارب در زمینهی استفاده از روشهای درمانی مختلف بوده است امروزه به صورت آکادمیک و سازمان یافته شده تدریس و مورد بهره برداری قرار میگیرد. طب سنتی بنابر تعریف ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی عبارت است از مجموعهای از مهارتها، دانش و روشهای مبتنی بر تجربه که به منظور پیشگیری، کاهش و درمان انواع بیماریها مورد استفاده قرار میگیرد. کتاب الصیدنه فی الطب (داروشناسی در پزشکی) آخرین اثر ابوریحان بیرونی است که به صورت تنها نسخهی اصلاح نشده به زبان عربی به ما رسیده است. این اثر گرانبها منبعی در داروشناسی سدههای میانهی خاورزمین است که در آن بیش از هزار دارو با منشا گیاهی، حیوانی و معدنی با اشاره به نامهای آنها به بسیاری از زبانها و گویشها توصیف شده است. در صیدنه اثری از مدح و اهدا نامه معمول دیده نمیشود و از هدفهای نوشتن آن نیز مستقیما سخنی نرفته است. بیرونی با درک اهمیت زیاد این مسئله، حدود ???? نام گیاه، حیوان، مادهی معدنی و فراوردههای آنها را به زبانهای عربی، یونانی، سریانی، هندی، فارسی، خوارزمی، سغدی، ترکی و جز اینها گرد آورده و توضیح داده است و بدین ترتیب گام جدیدی در راه تنظیم و ترتیب اصطلاحات دارویی زمان خود برداشته است. با توجه به این که تا کنون یک بررسی جامع در خصوص این کتاب انجام نشده است این پژوهش انجام شد و امیدواریم که در آینده بتوانیم اطلاعات موجود در این کتاب ارزشمند را استخراج و در صورت امکان به صورت یک پایگاه دادهی مناسب درآوریم. واژگان کلیدی: طب سنتی، الصیدنه فی الطب، پایگاه داده.
-
اثر مشتقات (E)-2-(3,1-دیآریل آلیلیدین) مالونونیتریل بر رشد، تکثیر و آپوپتوز سلول های سرطان سینه MCF7
حسنی البرزی 1402 -
اثر مهار شیمیایی آنزیم هیستون داستیلاز و شرایط هایپوکسی بر خصوصیات سلولی و مولکولی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی در شرایط آزمایشگاه
مریم احمدی 1402امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی(MSCs) به عنوان یک روش درمانی مناسب جهت درمان بسیاری از اختلالات در حال افزایش است و به یک موضوع تحقیقاتی پرطرفدار تبدیل شده است. این سلولها به علت خصوصیات منحصربه فردی که در مهاجرت، تکثیر، تمایز و فعالیتهای تعدیلکنندگی ایمنی دارند، در دهههای اخیر جزء پرکاربردترین سلولهای بنیادی به شمار میآیند. از دلایل مورد توجه قرار گرفتن این سلولها میتوان به قابلیت آنها در درمان اختلالات ایمنی و ترمیم بافتهای آسیبدیده اشاره نمود. تیمار این سلولها در شرایط آزمایشگاهی با ترکیبات شیمیایی مختلفی که به نظر میرسد قادرند باعث تقویت خصوصیات منحصربه فرد سلولهای بنیادی مزانشیمی شوند، میتواند راهکاری مفید در جهت پیشبرد علم پزشکی به حساب آید. در هدایت سلولهای بنیادی مزانشیمی، اپیژنتیک و همچنین القاء هایپوکسی نقش بسیار مهمی دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر سدیم بوتیرات به عنوان یک ترکیب ایجادکننده تغییرات اپی ژنتیکی (مهارکننده هیستون داستیلاز)، کلرید کبالت II به عنوان ترکیب القاءکننده هایپوکسی و همچنین مخلوط این دو ترکیب بر توانایی بقاء، تکثیر، مهاجرت و تنظیم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی در شرایط آزمایشگاه میباشد. در مورد اثر این ترکیبات روی سلولهای مختلف بررسیهای زیادی صورت گرفته است. ولی تاکنون چنین مطالعهای روی اثر این دو ترکیب و همچنین مخلوط آنها روی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی صورت نگرفته است. در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط این دو ترکیب بر بقاء، تکثیر و تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن(ROS) سلولهای بنیادی مزانشیمی به ترتیب توسط تستهای MTT، تریپان بلو وNBT مورد سنجش قرار گرفت. در ادامه اثر این ترکیبات بر چرخه سلولی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای مورد مطالعه نیز به ترتیب توسط تستهای فلوسایتومتری، ترمیم زخم و RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده گردید که سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط دو ترکیب، بقاء سلولی را کاهش میدهند و باعث افزایش سطح ROS در سلولهای بنیادی مزانشیمی میشوند. همچنین مشاهده شد که سدیم بوتیرات چرخه سلولی را در فاز G0/G1 و G2/M، کلرید کبالت II در فاز G0/G1 و مخلوط دو ماده چرخه سلولی را در فاز G2/M و G0/G1 متوقف میکنند. در ادامه مشاهده شد کلرید کبالت II بر توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی اثر افزایشی دارد ولی سدیم بوتیرات و مخلوط این دو ترکیب چنین اثری ندارند. با توجه به تاثیرات متعددی که این ترکیبات بر MSCs دارند. اثر این ترکیبات در سطح مولکولی مورد بررسی قرار گرفت و بیان ژنهای TLR3، H19،HIF1? ، c-MET، HDAC1 و SOX2 تحت تاثیر این سه ترکیب سنجیده شد. مشاهده شد تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با کلرید کبالت II باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. همچنین در تیماراین سلولها با سدیم بوتیرات مشاهده شد این ماده باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، HIF1?، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. درادامه این مطالعه مشاهده شد تیمار این سلولها با مخلوط دو ترکیب، باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژنهای c-MET و HIF1? میشود. در مجموع این مطالعه نشان میدهد هرسه ترکیب باعث افزایش خاصیت تعدیلکنندگی ایمنی MSCs میشوند و ترکیب کلرید کبالت II نقش بسزایی در تقویت توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی دارد.
-
غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار برای کشف مهارکنندههای بالقوه ناقل مونوکربوکسیلات 1 انسانی (hMCT1) در وضعیت کانفورماسیون باز رو به بیرون
مینا برهون 1402در ریزمحیط تومور، تفاوت در دسترسی سلولهای سرطانی به مواد مغذی و اکسیژن، متابولیسم سلولی را تغییر میدهد. سلولهای سرطانی هیپوکسیک برای بقا و تکثیر به متابولیسم گلیکولیزی روی میآورند و مقادیر زیادی لاکتات تولید میکنند که باید به خارج از سلول منتقل شود. طی یک همزیستی متابولیک، سلولهای سرطانی اکسیداتیو لاکتات اضافی را وارد میکنند و از آن به عنوان سوخت ترجیحی به جای گلوکز استفاده میکنند. انتقال لاکتات توسط ناقلین غشایی منوکربوکسیلات (MCTs) متعلق به خانواده ژنی حامل املاح-??، تسهیل میشودکه یک فرآیند وابسته به پروتون است و در تنظیم pH داخل سلولی نقش دارد. خروج لاکتات از سلول عمدتاً توسط MCT4 تسهیل می شود، در حالی که MCT1 واسطه جذب درون سلولی آن است. نشان داده شده است که بیان بیش از حد این انتقال دهندهها با انواع بدخیمیها از جمله سرطان سینه، معده، لنفوم، مغز، ریه، پوست و سرطان بافت نرم مرتبط است و هدف قرار دادن آنها میتواند یک درمان بالقوه برای برخی انواع سرطان باشد. در این مطالعه ما از تکنیکهای مختلف غربالگری مجازی شامل مدلسازی فارماکوفور، داکینگ مولکولی و شبیهسازی دینامیک مولکولی برای شناسایی کاندیدهای دارویی موثر و بالقوه علیه MCT1 انسانی استفاده کردیم. مختصات اتمی پروتئین در کانفورماسیون باز رو به بیرون از بانک داده پروتئین با کد 6LYY دانلود و کتابخانه ترکیبات شیمیایی شامل ?? میلیون مولکول قابل خرید از پایگاه داده ZINC و ???? داروی مورد تایید FDA ساخته شد. پس از انجام مراحل آمادهسازی، محاسبات داکینگ مولکولی طبق یک رویکرد توافقی با استفاده از برنامههای اتوداک وینا، مولگرو و DOCK انجام شد. لیگاندهای با انرژی اتصال بالا در مراحل متوالی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و میانکنش آنها با باقی ماندههای کلیدی جایگاه فعال پروتئین مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، هفت لیگاند که نتایجامیدوارکنندهای را نشان دادند برای مطالعه شبیهسازی دینامیک مولکولی انتخاب شدند. برای هر کمپلکس پروتئین-لیگاند در دو لایه غشایی، محاسبات RMSD ستون فقرات پروتئین، RMSD لیگاند، RMSF، و تجزیه و تحلیل برهمکنشها انجام شد. نتایج نشان داد که المزارتان، یک مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین II، با اتصالی قوی و پایدار میتواند اثر بازدارنده بر MCT1 انسانی داشته باشد و راه را برای مهار این انتقال دهنده هموار کند. از آنجایی که این مطالعه صرفاً مبتنی بر ابزارهای محاسباتی است، ارزیابی بیشتر در شرایط تجربی برای تایید اثربخشی آن ضروری است.
-
سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانوذرات منگنز دی اکساید اصلاح شده با آلانین و بررسی اثرات آنها بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و پتانسیل تنظیمایمنی یک رده سلول بنیادی مزانشیمی انسانی
متین رحیمی 1402سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهایی با تواناییهای ویژه مانند چندتوانی، قدرت تکثیر بالا، خود نوزایی، تمایز، گریز از سیستم ایمنی و... هستند و از منابع متعدد و در تمامی سنین به دست میآیند. کاربردهای روز افزون این سلولها در زمینههای مختلف از جمله سلولدرمانی، پزشکی شخصی، پزشکی بازساختی و دارورسانی نشان دهنده پتانسیل بالای این سلولها برای استفاده در بالین است. به دلیل اهمیت بالای سلولهای بنیادی مزانشیمی، شناسایی عوامل و شرایط موثر بر ویژگیهای آنها بسیار حائز اهمیت است. بررسی برهمکنش و اثرات نانومواد بر این سلولها به دلیل دارا بودن پتانسیلهای بالای هر دو زمینه و نیاز به تحقیقات و مطالعات در این حیطه میتواند کمک شایانی به درک بهتر از اثرات نانوذرات و درک پتانسیلهای این مواد بر سلولهای بنیادی کند. فناوریهای نانو به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد و کلیدی نانومواد به سرعت در حال پیشرفت است. نانوذرات منگنز دی اکسید، به دلیل ویژگیهای فیزیکو شیمیایی عالی، پایداری الکتروشیمیایی، مساحت سطحی بالا و وفور منابع، فعالیت نانوزیمی و... یکی از جذابترین نانوذرات در تحقیقات به شمار میرود. از این نانوذرات، جهت از بین بردن شرایط هایپوکسی ریزمحیط سرطانی، افزایش کنتراست در روشهای تصویربرداری مانند MRI ، رساندن دارو و ... استفاده میشود؛ بنابراین بررسی اثر نانوذرات منگنز دی اکسید بر ویژگیها و عملکردهای سلولهای MSC زمینه تحقیقاتی جذابی به وجود میآورد. بهعلاوه میتوان با ایجاد تغییرات سطحی در نانوذرات MnO2، ویژگیها و عملکردهای آن را بهبود بخشید. استراتژیهای متعددی برای بهبود عملکرد و ویژگیهای نانوذرات وجود دارد. تغییرات سطحی با اتصال عوامل مختلف یکی از استراتژیهای مناسب جهت بهبود عملکرد و ویژگیهای نانوذرات است. آمینواسیدها به دلیل دارا بودن گروههای عاملی مختلف و نقشهای متعدد در ارگانیسمها، کاندید مناسبی برای پوششدهی نانوذرات هستند. همچنین مطالعات کافی در زمینه اثر کایرالیته عوامل سطحی بر ویژگیهای نانوذرات وجود ندارد. در این پژوهش نانوذرات MnO2 به روش هیدوترمال سنتز و سپس بهوسیله فرمهای راستگرد و چپگرد آلانین عاملدار شدند. سپس به منظور اطمینان از صحت سنتز و اتصال فرمهای D و L-آلانین، آنالیزهای FT-IR، UV-VIS، DLS، زتا پتانسیل، EDX و SEM صورت گرفت که نشان دهنده سنتز مناسب MnO2 و اتصال فرمهای D و L-آلانین به این نانوذرات بود. سلولهای hTER-MSC از دانشگاه فردوسی (آزمایشگاه دکتر احمدرضا بهرامی) تهیه شد. سپس به کمک تستهای MTT، LDH، تریپان بلو، NBT، PI-فلوسایتومتری، ترمیم زخم در آزمایشگاه و بررسی بیان ژن، به ترتیب اثر این نانوذرات بر بقاء، سمیت سلولی، تکثیر، پرو/آنتی اکسیدانی، توقف چرخه سلولی و بیان ژنهای دخیل در این ویژگیها، تنظیم ایمنی و lncRNA سلولهای MSC بررسی شد. بررسی نتایج حاصل نشان داد که به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که نانوذرات MnO2 سمیت سلولی قابل توجهی ندارند، با توجه به غلظت استفاده شده میتوانند اثرات پرو/آنتی اکسیدانی داشته باشند، بر مهاجرت سلولی و توقف چرخه سلولی اثرگذار نبوده و باعث کاهش بیان lncRNA H19 و TLR3 در سلولهای MSC میشوند. عاملدار کردن این نانوذرات بر اثر پرو/آنتی اکسیدانی و توقف چرخه سلولی بیتاثیر بود؛ اما عاملدار کردن با فرم D-آلانین موجب کاهش سمیت سلولی و ایجاد فنوتیپ پیش التهابی و افزایش مهاجرت سلولی شده و عاملدار کردن با فرم L-آلانین موجب افزایش سمیت سلولی و کاهش بیان H19 میشود. بنا بر یافتههای حاصل، نتایج این مطالعه چشمانداز مناسبی برای تاثیر نانوذرات MnO2 در ابعاد مختلف ویژگیها و عملکردهای سلولهای بنیادی مزانشیمی نشان داده و همچنین استفاده از آمینواسیدها بهعنوان پوشش سطحی بر رفتارهای مختلف سلولی و سمیت نانوذرات را نشان داد. با این حال مطالعات بیشتری برای دستیابی به درک عمیقی از نانوذرات MnO2 و تاثیر پوششدهی آنها موردنیاز است.
-
مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و کلریدکبالت(II) بر خصوصیات سلولی و مولکولی یک رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی در آزمایشگاه
مریم عارف 1401سلولهایبنیادی مزانشیمی MSC)) ویژگیهای مهمی از جمله خودنوسازی و تمایز چند توان، مهاجرت، تکثیر، تمایز و تنظیم ایمنی دارند. امروزه استفاده از ترکیبات طبیعی در درمان بیماریهای مختلف از جمله سرطان بسیار موردتوجه است. از جمله این ترکیبات میتوان به فلانوئیدها که در میوهها و سبزیجات به وفور یافت میشوند اشاره کرد. با توجه به ویژگیها و قابلیتهای سلولهای MSC در سلول درمانی و همچنین اهمیت استفاده از ترکیبات گیاهی و روشهای نوین در درمان بیماریها، بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر رده سلولی MSCs مشتق شده از انسان hTERT-MSCs)) میباشد. برای انجام این مطالعه رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مناسب کشت داده شدند. به منظور بررسی اثر غلظتهای مختلف کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی از تستMTT در بازههای زمانی متفاوت استفاده میشود. سپس سلولها با غلظت مناسب از این ترکیبات تیمار شدند و اثر این تیمار بر چرخه سلولی و نیز مهاجرت سلولها مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین اثر همزمان کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بیان ژنهای (Sox2، H19، Cas-3، c-Met، GAPDH ،TLR3 و HIF-a) مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج نشان داد که ماده کوئرستین در غلظتهای بالا با اثر بر القا تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی منجر به افزایش تعداد سلولها میشود. همچنین نتایج حاصل از تست NBT بیانگر آن بود که کوئرستین به طور وابسته به زمان باعث تولید رادیکالهای آزاد اکسیژن در سلولهای MSC میشود. این ماده در غلظتهای مهاجرت سلولی را القا میکند. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد که غلظت 80 میکرومولار این ماده سبب بیان ژن TLR3 میشود. یافتههای این پژوهش حاکی از این است که کوئرستین برای تقویت تکثیر و حفظ یکپارچگی سلولهای بنیادی، بدون تغییر در ویژگیهای بنیادی سلولها شناخته شده است. در زمان تیمار با ماده کلرید کبالت (II) نتایج نشان داد که غلظت 800 میکرومولار به شکل معناداری باعث کاهش بقاء و تکثیر سلولها شده است. بدین منظور، جهت بررسی اثرات این ماده بر چرخه سلولی، مهاجرت و بیان ژن از غلظتهای پایین تر استفاده شد و نتایج فلوسایتومتری حاکی از اثر مهاری این ماده بر چرخه سلولی و توقف تکثیر سلولی است. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد در غلظت 150 میکرومولار این ماده سبب القا بیان ژنهای TLR3 و HIF-a
-
بررسی اثر عصاره هسته انگور شاهانی ملایر بر القا آپوپتوز در سلول های سرطانی MCF-7
حدیث خوش سودا 1401سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان و دومین عامل مرگ و میر در زنان است. عوامل موثر بر سرطان پستان شامل عوامل محیطی و ژنتیکی می باشد. برای درمان این بیماری از روش جراحی، پرتو درمانی وشیمی درمانی استفاده می شود. اما هرکدام از این روش ها با عوارض و محدودیت هایی نظیر سرکوب سیستم ایمنی کاردیومیوپاتی و افزایش احتمال ابتلا به سرطان اندومتر، مقاومت دارویی و عود مجدد بیماری مواجه هستند، به همین دلیل امروزه به دنبال روش های درمانی جایگزین هستند که استفاده از ترکیبات گیاهی و فیتوکمیکال از جمله روش های موثر در درمان سرطان است که به تنهایی یا به صورت ترکیبی با روش های درمانی قدیمی تر یعنی شیمی درمانی و پرتودرمانی استفاده می شود. میوه ی انگور حاوی ترکیبات فیتوکمیکال است و با توجه به اینکه میزان غلظت ترکیبات فنولی و خاصیت آنتی اکسیدانی هسته ی انگور نسبت به دیگر اجزای انگور بیشتر است، از عصاره ی هسته ی انگور (GSE) در این پژوهش استفاده شد. همچنین پژوهش های پیشین حاکی از آن بود که انگور شاهانی ملایر نسبت به انگور عسگری تاثیر ضدسرطانی بیشتری دارد، بنابراین در این پژوهش از هسته ی انگور شاهانی ملایر استفاده شد. در این مطالعه عصاره گیری هسته ی انگور به کمک اتانول انجام گرفت. سپس سلول های MCF-7 در پلیت 96 خانه کشت داده شد و با غلظت 10، 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر از GSE به مدت 24، 48 و 72 ساعت مورد تیمار قرار گرفت و در ادامه با روش تریپان بلو و تست MTT تاثیر این غلظت ها بر تکثیر رده ی سلولی MCF-7 سنجیده شد. برای بررسی سیکل سلولی از روش فلوسایتومتری استفاده شد و در نهایت به کمک روش Real-Time PCR، تاثیر غلظت های 50 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر بر بیان ژن P53 مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیزبه کمک نرم افزار SPSS، tseuQllec، LinReg PCR، REST 2009 sofware انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غلظت های 50 و 100 میکرو گرم بر میلی لیتر GSE بیشترین تاثیر را بر تکثیر رده ی سلولی MCF-7 دارد، همچنین GSE شاهانی ملایر به صورت وابسته به زمان و غلظت، سبب توقف سیکل سلولی در فاز G0/G1 و القای آپوپتوز به کمک افزایش بیان P53 می شود و غلظت 100 میکروگرم بر میلی لیتر GSE بیشترین تاثیر را در القای آپوپتوز به همراه دارد.
-
بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژن¬های درگیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رت¬های دیابتی شده با آلوکسان
ادریس محمدی 1401محصولات طبیعی، از جمله فرمولهای گیاهی و عصارههای آن، برای درمان بیماریهای انسانی برای هزاران سال استفاده شدهاند، که بهعنوان منابع ارزشمند برای درمان دیابت استفاده میشوند. هدف از این مطالعه بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژنهای درگیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رتهای دیابتی شده با آلوکسان بود. برای انجام این مطالعه ابتدا پس از تهیه رتها، نگهداری آنها و سازگاری با شرایط محیطی گروههای هدف را با تزریق 180 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از ماده شیمیایی آلوکسان دیابتی کرده و پس از اطمینان از دیابتی شدن آنها، تیمار با گاواژ 10 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از یوژنول و تزریق 100 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن اسید آسکوربیک به گروههای هدف تیمار تا 45 روز ادامه یافت. در مرحله بعد رتها را بیهوش و پس از تشریح بافت کبد و پانکراس آنها جدا شده و پس از فریز سریع با نیتروژن مایع در یخچال 80- درجه قرار داده شدند. در ادامه کار RNA از تمامی بافتهای کبد و پانکراس جدا شده و سنتز cDNA برای همهی نمونههای تیمار و کنترل انجام شد. سپس بیان ژنها در بافت پانکراس و کبد با استفاده از روش Real-time PCR بررسی شد. نتایج نشان داد که بیان ژنهای Ins1/2، InsR،Glut2 ، Pdx1 در بافت پانکراس رتهای تیمار شده نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش بیان معنیدار(P?0.05) و بیان ژنTnf? در بافت پانکراس نسبت به گروه کنترل دیابتی کاهش بیان معنیداری را نشان داد. بهعلاوه، در بافت کبد گروه تیمار شده بیان ژنهای Glut1 و Glut2 نسبت به گروه کنترل دیابتی و غیر دیابتی کاهش بیان معنیدار، بیان ژن Tnf? نسبت به گروه دیابتی بدون تغییر معنیدار، نسبت به گروه کنترل غیر دیابتی افزایش بیان معنیداری، بیان ژن InsR نسبت به گروه کنترل دیابتی بدون تغییر معنیدار و نسبت به گروه کنترل غیر دیابتی کاهش بیان معنیداری را نشان داد. بنابراین بررسی اثر همزمان یوژنول و اسید آسکوربیک بر بیان ژنهای در گیر در تنظیم و انتقال گلوکز در رتهای دیابتی شده نشان داد که این محصولات طبیعی بر میزان قند خون اثر داشته و همچنین ظرفیت آنتی دیابتی نمونههای تیمار شده با این محصولات نسبت به نمونههای بافتی کنترل دیابتی افزایش بیان چشمگیر و نسبت به کنترل غیر دیابتی کاهش بیان را نشان دادهاند. کلید واژهها: یوژنول، اسید آسکوربیک، رت، دیابت، انتقال گلوکز
-
بررسی اثر تیمار ویتامین C و یوژنول بر میزان باروری و بیان ژنهای دخیل در خودنوزایی (ژن Gfr?1) و تمایز (ژن C- kit) سلولهای بنیادی اسپرمساز در رت
جعفر زاده صفری 1401چکیده امروزه ناباروری یکی از مشکلات مهم در مردان به شمار میرود، به گونهای که شواهد بالینی و اپیدمیولوژیک افزایش ناباروری در مردان را تائید نمودهاند. عوامل متعددی همچون پرتوهای یونیزان، میدانهای مغناطیسی، استعمال دخانیات و برخی داروها منجر به افزایش ناباروری در مردان میشوند. از طرفی با توجه به موثر بودن برخی داروهای گیاهی و ترکیبات شیمیایی در افزایش میزان باروری مردان، تحقیقات گستردهای برای کشف مواد فعال زیستی که بتوانند بر مشکل ناباروری مردان غلبه کنند، صورت گرفته. همچنین به علت کاربردهای گسترده از سلولهای بنیادی، بهویژه سلولهای بنیادی اسپرمساز و استفاده از مواد طبیعی امید تازهای را برای درمان بسیاری از بیماریها انسان مخصوصاً ناباروری و حفظ باروری در مردان فراهم آورده است. ویتامین C بهواسطه آنزیم گلوتاتیون وابسته به دهیدرو آسکوربیک اسید ردکتاز که مقدار ویتامین Cرا در بافت بیضه در سطح بالایی نگه میدارد در افزایش فعالیت حرکت اسپرمها، افزایش کیفیت مایع منی و باروری رتها نقش مهمی بازی میکند، یوژنول هم ترکیب فنولی مشتق از عصاره میخک است که دارای اثرات آنتیاکسیدان، ضدالتهاب و ضد سرطان بوده، مطالعات اندکی بر روی تاثیر این دو ترکیب بر روی سلولهای بنیادی اسپرم ساز انجام شده است. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی اثر تیمار ویتامین C و یوژنول بر میزان باروری و بیان ژنهای دخیل در خودنوزایی (Plzf، Sox2) و تمایز (Dazl) سلولهای بنیادی اسپرمساز در رت طراحی گردید. برای این منظور بعد از تیمار حیوانات بافت بیضه آنها جدا شد. الگوهای بیان نشانگرهای مولکولی مختلف در بیضه با استفاده از روش های RT-PCR و بررسی های هیستومورفولوژیک بافت بیضه و شمارش سلول های اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید آن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه افزایش در تعداد سلول های اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید در بافت بیضه را نشان داد. بهعلاوه مشخص شد که ژنهای دخیل در خودنوزایی (Plzf، Sox2) و تمایز (Dazl) در سطح رونوشت بیان می گردند. همچنین، این مطالعه حاکی از آن بود که استفاده از یوژنول به تنهایی اثر بیشتری نسبت به تیمار آن با ترکیبات دیگر را داشته، به علاوه مشخص گردید که ویتامین C در بدن با توجه به شرایط محیطی سلول و حضور فلزهای انتقالی آزاد مانند مس و آهن علاوه بر خاصیت آنتی اکسیدانی، اثر پرواکسیدانی هم می تواند داشته باشد. به طور کلی این مطالعه دیدگاه جدیدی را در خصوص تاثیر مواد طبیعی و آنتی اکسیدانت ها بر روی الگوی بیان نشانگرهای مولکولی در سلول های بنیادی اسپرم ساز و افزایش تعداد سلول های پیش ساز اسپرم در بافت بیضه رت را ارائه نموده است. واژگان کلیدی: ویتامین C، یوژنول، خودنوزایی، تمایر، سلولهای بنیادی اسپرمساز، باروری
-
بررسی اثر آسپیرین بر بیان ژن¬های دخیل درتکامل سلول¬های بتای پانکراس وتنظیم انتقال گلوکز در بافت های پانکراس و کبد رت-های مبتلا به دیابت القا شده با آلوکسان
محمدرضا میرزائی 1401چکیده دیابت یک اختلال متابولیکی چند عاملی، مزمن و پیشرونده است که با افزایش قند خون مزمن ناشی از نقص در متابولیسم کربوهیدرات، چربی و پروتئین مشخص میشود. آسپرین که به نام اسید استیل سالیسیلیک (ASA) نیز شناخته میشود، دارویی است که برای کاهش درد، تب یا التهاب استفاده میشود. آسپرین برای کمک به جلوگیری از حملات قلبی بیشتر، سکتههای مغزی ایسکمیک و لخته شدن خون در افراد در معرض خطر، به مدت طولانی استفاده میشود. با توجه به اینکه تاکنون مطالعهای مبنی بر اثر آسپرین بر بیماری دیابت و مسیرهای مرتبط با آن انجام نشده است، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر آسپرین بر بیان ژنهای دخیل درتکامل سلولهای بتای پانکراس وتنظیم انتقال گلوکز در بافتهای پانکراس و کبد رتهای مبتلا به دیابت القا شده با آلوکسان انجام شد. پژوهش حاضر بر روی تعداد 24 سر رت نر بالغ نژاد ویستار انجام گرفت. این حیوانات به 3 گروه 8 تایی شامل کنترل (غیر دیابتی)، رتهای دیابتی شده با آلوکسان و رتهای دیابتی شده که با آسپرین تیمار شدند، تقسیم بندی شدند. جهت بررسی اثر آسپرین، تغییرات وزن، قند خون و بیان ژنهای کاندید شامل Ins1/2 ،Insr،Glut1،Glut2،Pdx1 و Tnfa در کبد و پانکراس انجام شد. نتایج مطالعه حاضرنشان داد تجویز آسپرین سبب کاهش میزان قند خون و وزن در گروههای درمانی نسبت به گروه دیابتی شده است. به علاوه، بیان نسبی ژنها در بافت کبدی، در مقایسه گروه دریافت کننده آسپرین با گروه دیابتی، کاهش بیان داشته است، که این کاهش بیان در همه ژنها به شکل معناداری اتفاق افتاده است. در بافت پانکراس، در مقایسه گروه دیابتی، با گروه دریافت کننده آسپرین، تغییرات بیانی مربوط به Pdx1 و Ins1/2 افزایشی بوده و تغییرات نشان داده شده معنادار است. همچنین، تغییرات بیان مربوط به Insr و Tnfa کاهش بوده که البته کاهش نشان داده شده معنادار نیست. ، به طور کلی نشان داده شد که تجویز آسپرین میتواند علاوه بر تاثیر بر میزان وزن و قند خون، بر مسیرهای سلولی و سیگنالینگهای مختلف دخیل در دیابت اثر گذار باشد. در واقع، تجویز آسپرین با کاهش فاکتورهای التهابی و اثرات مثبت بر بافت پانکراس، سبب افزایش بیان انسولین شده است. همچنین تجویز آسپرین از مقاومت انسولین که توسط ژن Insr ایجاد میشود کاسته و بیان ژنهای Glut را نیز تعدیل کرده است. کلمات کلیدی: دیابت، آسپرین، بیان ژن، پانکراس، کبد
-
بررسی ژنوتیپ های ژن TNF?-308 G/A، TNF?-1031 T/C در بیماران سرطان پستان استان کرمانشاه
شبنم یادگاری 1401 -
سنتز مشتقات آلدوپنتوزی کورکومین و بررسی پتانسیل ضد دیابتی آنها با ارزیابی خصوصیات پایداری، آنتیاکسیدانی و اثرات مهارکنندگی بر آنزیمهای?-آمیلاز و?-گلوکوزیداز
پدرام روتابی 1401 -
بررسی پیش بالینی نانو ذرات مغناطیسی عاملداردر حیوانات آزمایشگاهی با استفاده از نشاندار سازی با گالیوم رادیو اکتیو
میلاد سمیعی متین 1400در علم داروسازی تحویل دارو بخش اساسی در تولید دارو است. فناوری نانو بهعنوان رویکرد جدیدی برای تحویل دارو پدیدار شده است. رادیو داروها یا رادیو ترکیبات دارویی، گروهی از ترکیبهای دارویی حاوی ایزوتوپهای رادیواکتیو هستند. در اینتحقیق نانو ذرات مگنتیت با محلول آهن (III) و آهن (II) را با روش رسوبدهی تهیه و سپس سطح این نانو ذرات با استفاده از تیوگلیکولیک اسید در دمای 37 درجه سانتیگراد در محیط آبی اصلاح شد. سپس با محلول کلرید گالیوم 67 ذرات عاملدار شده، نشاندارسازی شد. نتایج حاصل از تصویربرداری TEM نشان داد که سایز متوسط نانو ذرات 20 نانومتر است که سایز مناسبی برای کاربردهای زیستی است. با استفاده از روش کروماتوگرافی لایهنازک در محیط نرمال سالین پایداری نانو ذرات نشاندار شده بررسی شد و نتایج نشان داد که 98% نانوذرات نشاندارشده پایدار هستند. پس از تعیین ساختار و مشخصات این نانو ذرات، این ذرات اصلاحشده به رت تزریق و نوع جذب و دفع آن در این ساختار زیستی بررسی گردید. شروع گردش کامل این نانو ذرات در بدن با ورود به کبد و دفع از طریق کلیه و سیستم ادراری انجام شد. نتایج نشان داد که نانو ذرات تهیهشده سازگاری کامل و پایداری دارد که درنتیجه آن را گزینه مناسبی برای روشهای تشخیصی بالینی معرفیمینماید. مقایسه نتایج نشان داد که اصلاح سطح نانو ذرات رفتار جذبی و دفعی آنها را کامل متحول میکند زیرا از عامل جدید فعالکننده سطح یعنی تیوگلیکولیک که در این مطالعه از آن استفاده شده است.
-
مدلسازی الگوهای توزیع و اتصال لکه های زیستگاهی خفاش دم موشی بزرگ (Rhinopoma microphyllum) در ایران
مریم شامحمدی 1400نرخ نابودی تنوع زیستی به دلیل تسلط روزافزون انسان بر اکوسیستمهای طبیعی روندی رو به رشد دارد و این واقعیت زمانی نگرانکننده میشود که تخریبهای ناشی از فعالیتهای انسانی در حال پیشی گرفتن از تلاشهای موجود در راه حفاظت از تنوع زیستی است. خفاشها بهعنوان پستانداران پرنده، دومین راسته بزرگ بعد از جوندگان میباشند. این گروه به خاطر داشتن قدرت پرواز و پژواک جایابی دارای تنوع گستردهای میباشند. استفاده از مدل های مطلوبیت زیستگاه و همچنین شناسایی مسیرهای اتصال لکه های زیستگاهی یا مناطق حفاظت شده پوشش دهنده گستره توزیع به یک رویکرد قابل اتکا تبدیل شده و در صورتی که با داده های میدانی همراه شود می تواند نتایج مهم و قابل اعتماد را ایجاد کند که به عنوان ابزار مورد استفاده مدیران قرار گیرد. این مطالعه با هدف بررسی توزیع و همچنین شناسایی مسیرهای اتصال لکه های زیستگاهی خفاش دم موشی (Rhinopoma microphyllum) در کشور ایران انجام گرفت. 11 متغیر زیستگاهی شامل متغیرهای اقلیمی، توپوگرافی، گیاهی و منابع آب در کنار نقاط حضور گونه به جهت مدلسازی مورد استفاده قرار گرفتند. مدلسازی با استفاده از الگوریتم آنتروپی بیشینه در محیط نرم افزار MaxEnt انجام گرفت اعتبار سنجی مدل و اهمیت متغیرها در مدل نیز به ترتیب توسط مساحت سطح زیر منحنی(AUC) و تحلیل جک نایف محاسبه شد. به منظور انتخاب صحیح نقاط پس زمینه ایجاد شده توسط مدل، از تابع تراکم کرنل تا شعاع 50 کیلومتری نقاط حضور استفاده شد و فایل رستری بایاس برای نفوذ در انتخاب نقاط پس زمینه استفاده گردید. به منظور استفاده از حداکثری از تمام نقاط حضور گونه ، مدل با 10 تکرار به روش اعتبار سنجی متقاطع انجام گرفت و نقشه میانگین 10 اجرا به عنوان نقشه نهایی ارائه گردید. شناسایی مسیرهای اتصال با استفاده از روش تئوری مدار الکتریکی به روش اتصال All-To-One در نرم افزار Circuitscape مدلسازی و تحلیل مسیرهای اتصال با استفاده از متریک های خروجی این نرم افزار انجام گرفت. نقشه هزینه با استفاده از معکوسسازی نقشه مطلوبیت زیستگاه تهیه گردید تا زیستگاه های مطلوب گونه کمترین هزینه جابه جایی و زیستگاه های غیر مطلوب بیشتری هزینه را برای جابه جایی گونه در گستره مطالعه داشته باشند. بلوکهای اتصال که همان لکههای زیستگاهی هستند نیز با استفاده از اعمال حد آستانه (true skill statistic) بر روی نقشه احتمال مطلوبیت شناسایی شدند. بر اساس نتایج مدل در میانگین اجرای های موفق بوده (90/0) و در تمام حد آستانه ها با مدل تصادفی تفاوت دارد (001/0Pvalue<). بر اساس تحلیل جک نایف متغیرهای مربوط به پوشش گیاهی سپس متغیرهای اقلیمی و در نهایت متغیرهای توپوگرافی بر روی توزیع گونه اثر داشته اند. تعداد 30 لکه زیستگاهی شناسایی گردید که مساحت آنها از 04/ 221 کیلومتر مربع به عنوان کوچکترین لکه تا 78/219416 کیلومتر مربع به عنوان بزرگترین لکه متغیر است و در مجموع 9/15 درصد از مساحت کشور را در بر گرفته اند. در مجموع طول کل دالانها 32/8338 کیلومتر محاسبه شد و اکثر مسیرهای ارتباطی در این مطالعه از مناطقی باز و با ارتفاع کم عبور میکردند و تقریبا هیچ مسیر ارتباطی برای اتصال لکه های زیستگاهی از بخش های بیابانی عبور نکرد. نتایج نشان داد که گستره انتشار گونه از وسعت مناسبی برخوردار است و بهترین مسیر اتصال لکه های زیستگاهی گونه در محدوده انتشار آن در بخش های جنوب غربی به سمت غرب کشور قرار دارد. بنا به نتایج این مطالعه پیاده سازی و تلفیق مدلهای مطلوبیت زیستگاه و طراحی مسیرهای اتصال بین لکه های زیستگاهی می تواند در راستای حفاظت از زیستگاه و شناسایی مسیرهای جابه جایی مفید واقع شود.
-
بررسی ارتباط پلی مورفیسمA118G در ژن OPRM1 با دیابت شیرین نوع 2
وفا صفایی 1399در [O1] طی سه دهه گذشته، دو برابر شدن تعداد مبتلایان به دیابت در جهان، این بیماری را به یکی از مهم ترین چالش ها در تمام ملیتها تبدیل کرد. شیوع جهانی دیابت شیرین، به دنبال تغییرات در سبک زندگی به سرعت در حال افزایش است. دیابت شیرین نوع دو، یک بیماری چند عاملی و پیچیده است که به وسیله ی تعاملات بین لوکوسهای ژنتیکی چندگانه و فاکتورهای مختلف محیطی شکل میگیرد. تفاوت در احتمال ابتلا به دیابت نوع دو در بین قومیتهای مختلف، نشان دهنده ی تاثیر استعداد ژنتیکی در ابتلا به آن است. ژن OPRM1 کد کننده گیرنده mu-opioid است که هدف اصلی برای هر دو گروه مخدرهای اندوژن و اگزوژن، در فرآیند تسکین درد است. چندین پژوهش که به بررسی پیوستگی بین دیابت نوع دو و ناحیه 6q24-q27 پرداختهاند، نقشی را برای ژن OPRM1، براساس جایگاه کروموزومی آن، در احتمال ابتلا به این بیماری پیشنهاد کردهاند. همچنین نتایج پژوهش دیگری نشان میدهد که گیرندهmu-opioid ممکن است ژنهای مرتبط با متابولیسم گلوکز را تعدیل کند و منجر به کاهش مقدار گلوکز پلاسمایی شود. شایع ترین پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی در ناحیه کدکننده ژن OPRM1 انسانی، واریانت A118G است که از جایگزینی یک آدنین با یک گوانین ایجاد شده است. گزارش شده است که این واریانت، هم اتصال لیگاند اندوژن (بتااندورفین) و هم سیگنالینگ گیرنده به دنبال این اتصال را تغییر میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط پلی مورفیسم A118G در ژن OPRM1 با دیابت شیرین نوع دو است، زیرا با توجه به مطالب ذکر شده، بررسی پلی مورفیسمهای ژن مذکور میتواند استراتژی جدیدی جهت پیش آگهی از بیماری و بهبود راهکارهای درمانی ارائه دهد. در این تحقیق تعداد 207 فرد دیابتی و 201 فرد غیر دیابتی (به عنوان کنترل) انتخاب شدند و خون گیری از این افراد انجام گرفت. از نمونه خون های گرفته شده برای استخراج DNA استفاده شد. DNA استخراج شده، به منظور بررسی وجود پلی مورفیسم مربوطه، با استفاده ازپرایمرهای از پیش طراحی شده توسط نرم افزار آنلاین primer1 ، PCR شد و سپس محصول PCR برای انجام مطالعات توالی یابی ارسال شد. در نهایت نتایج حاصل از توالی یابی برای بررسی ژنوتیپ در افراد متفاوت مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج به دست آمده از توالی یابی نشان دهنده وجود پلی مورفیسم مربوطه در ژن افراد دیابتی بود، در حالی که در نمونه های کنترل این پلی مورفیسم یافت نشد. در نتیجه با توجه به نقش ژن OPRM1 در متابولیسم گلوکز، شاید بتوان وجود این پلی مورفیسم را با احتمال ابتلا به دیابت نوع دو مرتبط دانست؛ اما نتایج قطعی نیازمند پژوهش های بیشتر است. [O1]در ابتدای هر پاراگراف باید Tab زده شود.
-
مطالعه ی تاثیر داروی تاموکسیفن بر بیان ژن Sufu دررده سلولی MKN-45 سرطان معده
زهراالسادات نقیب زاده 1399 -
بررسی اثر همزمان شرایط هایپوکسی ایجاد شده توسط کلرید کبالت IIو تیمار تیموکوئینون بر بیان ژن Sox2 در رده ی سلولی سرطانی MCF-7
نکیسا قمری 1399سرطان سینه به عنوان شایع ترین سرطان در سراسر دنیادر بین زنان، صرف نظر از سن و نژاد شناخته میشود و از جهات مختلف جسمانی، روانی، اقتصادی و اجتماعی میتواند فرد، خانواده اش، جامعه و سیستم بهداشتی را با مشکلاتی رو به رو نماید. از این رو یافتن هدفهای درمانی جدید، به ویژه در زیرگروههای تهاجمی و مقاوم به درمان سرطان سینه قابل توجه میباشند. هایپوکسی یک پارامتر زیستی تنظیمکننده مهم در پیشرفت سرطان است که منجر به برخی مکانیسمهای مقاومت به درمان میشود. امروزه استفاده از گیاهان دارویی مختلف به دلیل خواص درمانی گسترده و کمترین عوارض جانبی در درمان سرطان سینه مورد توجه قرار گرفتهاند. تیموکوئینون (TQ) به عنوان ترکیب زیستی فعال موجود در سیاهدانه با داشتن خواص درمانی گسترده در درمان سرطان سینه، مورد توجه است. در پژوهش حاضر، جهت بررسی اثر همزمان TQ و هایپوکسی ایجاد شده توسط کلریدکبالت II بر سلولهای سرطانی رده MCF-7، ابتدا سلولها تحت شرایط مناسب تا رسیدن به تراکم مطلوب کشت داده شدند. سپس با غلظت 500 نانوگرم/ میلیلیتر از TQ به همراه غلظت 100میکرومولار کلریدکبالت II به مدت 24 ساعت تحت تیمار قرار گرفتند. در نهایت بررسی بیان ژنهای Sox2، Cdk4،c-Met و Dnmt1در سطح mRNA از طریق Real-time PCR انجام شد. نتایج حاصل از آنالیز دادههای Real-time PCR با روش لیواک و با در نظرگرفتن سطح معناداری FC?1.5 نشان داد که در مقایسه گروه تیمار شده با TQ و کلریدکبالت II به صورت همزمان نسبت به گروه کنترل (تیمار شده با کلریدکبالت II )، بیان تمامی ژنهای مورد مطالعه در بازه زمانی 24 ساعت، کاهش یافته است که این کاهش باتوجه به در نظرگرفتن سطح معناداری بزرگتر یا برابر با 5/1، برای ژنهای Cdk4، c-Met و Dnmt1 معنادار بوده اما برای ژن Sox2 معنادار نمیباشد. نتایج این مطالعه نشان داد که TQ میتواند با اثر بر ژنهای دخیل در مهاجرت و تکثیر سلولهای سرطانی رده MCF-7 با وجود القای شرایط هایپوکسی به عنوان یک مدل مقاوم به درمان، سبب مهار رشد در این سلولها شود. بنابراین با توجه به نقش هایپوکسی در پیشبرد انواع تومورها و ایجاد مقاومت به درمان در آنها، نتایج بدست آمده از این پژوهش میتواند به عنوان یک راهکار جهت یافتن درمانی جدید برای این نوع از تومورها در نظر گرفته شود.
-
بررسی اثر همزمان کلرید کبالتII و تیموکوئینون بر بیان ژن Dnmt1 در رده سلولی فیبروبلاست انسانی
مهران رادک 1399امروزه یافتن روشهای نوین درمانی جهت بهبود زخم با حداکثر کارایی و کمترین عوارض جانبی حائز اهمیت میباشد. در شرایط فیزیولوژیک با ایجاد زخم و التهاب حاصل از آن و ترشح انواع سایتوکاینها، مهاجرت سلولی و تکثیر به خصوص سلولهای فیبروبلاست به منظورترمیم بافت آسیب دیده انجام میشود، اما میتوان با استفاده از ترکیبات مختلف میزان بهبود زخم و سرعت ترمیم بافت آسیب دیده را افزایش داد. تیموکوئینون (TQ)، ترکیب زیستی فعال در سیاه دانه است که دارای خواص درمانی گسترده به خصوص در درمان زخم میباشد. در مطالعه حاضر جهت بررسی اثر همزمان TQ و کلرید کبالت (II) برسلولهای فیبروبلاست، سلولهای فیبروبلاست در شرایط مناسب کشت داده شدند و سپس با غلظت ng/ml 500 از TQ و به همراه کلرید کبالت به مدت 24 ساعت تیمار شدند و درنهایت بیان ژنهای مورد نظر (Dnmt1, c-Met, Cdk4, Sox2) در سطح رونوشت ژن با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد. آنالیز حاصل از دادههای Real-time PCR نشان داد که در مقایسه گروه تیمارشده با کلرید کبالت و TQ نسبت به گروه کنترل در بازه زمانی 24 ساعت، بیان ژنهای Cdk4و c-Met به تریب به میزان 26/1 و 86/1 افزایش بیان داشته که با درنظر گرفتن سطح معناداری 5/1، افزایش بیان ژنc-Met معنادار بوده اما افزایش بیان Cdk4 معنا دارنمیباشد و در بازه زمانی مذکور، بیان ژنهای Sox2 و Dnmt1 در مقایسه گروه تیمار شده با کلرید کبالت و TQ نسبت به گروه کنترل به ترتیب به میزان 28/1- و 32/1-کاهش بیان داشته که این کاهش معنادار نبود. نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که تیمار همزمان سلولهای فیبروبلاست با TQ و کلرید کبالت ممکن است با اثر بر ژنهای دخیل در مهاجرت سلولی سبب افزایش مهاجرت این سلولها در محل زخم و بهبود زخم شود.
-
مطالعه انتقال آمینو اسیدهای کاتیونی از درون ناقل CAT-1 با روش مدل سازی تجانسی و شبیهسازی دینامیک مولکولی
مارال افشین پور 1399آرژنین یک اسیدآمینهی نیمه ضروری است که در بسیاری از مسیرهای متابولیکی از قبیل سنتز نیتریک اکسید، کراتین و اوره شرکت میکند. در دسترس بودن آرژنین بهوسیله یک سری ناقلین غشای پلاسمایی به نام ناقلهای آمینو اسیدهای کاتیونی (CAT) تعیین میشود، که در بسیاری از سرطانها از جمله لوسمی حاد میلوییدی (AML) که یکی از رایجترین سرطانهای خون در بزرگسالان و کودکان است دچار بیشبیان میشوند. بنابراین، این ناقلین به عنوان یک هدف بالقوه در اهداف درمانی و دارویی مدنظر قرار گرفته اند. در پژوهش حاضر، مکانیسم انتقال لیگاند آرژنین از CAT1 و اسیدآمینههای مهم درگیر در این انتقال با استفاده از تکنیکهای شبیهسازی دینامیک مولکولی بررسی میشوند. به این منظور، پروتئین CAT1 پروکاریوتی (p-CAT) با کد PDB برابر با 6F34 از بانک اطلاعات پروتئین (PDB) دریافت شد. به دلیل اینکه ساختار CAT1 یوکاریوتی (e-CAT) تاکنون تعیین نشده است، پروتئین e-CAT با استفاده از نرمافزار MODELLER9.20 از روی CAT پروکاریوتی بهعنوان الگو مدلسازی شد. پس از آن، به علت آنکه پروتئینهای CAT ناقلهای غشایی میباشند، این پروتئینها با استفاده از سرور CHARMM-GUI در غشایی با ترکیبات دلخواه قرار داده شدند. سپس شبیه سازی دینامیک مولکولی به مدت 300 نانوثانیه برای هرکدام از سیستمها اجرا شد. در مرحلهی بعد، لیگاند آرژنین با استفاده از AutoDock VINA علیه هر دو سیستم بهتعادل رسیده داک شد و شبیه سازی دینامیک مولکولی به مدت 600 نانوثانیه برای هر سیستم اجرا شد. جهت محاسبهی انرژی آزاد اتصال لیگاند آرژنین، آنالیز MM/ A برروی تراژکتوری هر دو سیستم p-CAT و e-CAT اعمال شد. بهمنظور تعیین سهم هر ریشهی آمینواسیدی در انرژی اتصال، آنالیز انرژی اتصال به ازای هر رزیدو انجام گرفت. در کمپلکس p-CAT/Arg، ریشههای Ile40، Thr43، Asp111، Glu115، Lys191، Phe231، Ile234 و Asp237 بیشترین سهم را در اتصال به لیگاند آرژنین داشتند و پیوندهای هیدروژنی پایداری با آرژنین تشکیل میدادند. در کمپلکس e-CAT/Arg، ریشههای Ser44، Ala130، Tyr264، Val267، Asp270، Gly353، Ser353 و Arg360 به عنوان اسیدآمینههای کلیدی در اتصال به آرژنین نقش داشتند. بهمنظور ارزیابی فرآیندهای انتقال از درون ناقلین p-CAT و e-CATو همچنین مطالعه دقیقتر نقش آمینو اسیدهای درگیر در فرآیند انتقال، روش نمونهبرداری چتری استفاده شد. آنالیزهای پیوند هیدروژنی نشان داد که رزیدوهای Asp237، GLU115، Ser321، Glu245 و Lys19 در سیستم p-CAT و رزیدوهای Asp270، Glu185، Ser22، Asp20 و Arg27 در سیستم e-CAT، کلیدیترین آمینواسیدهای میانکنشکننده با آرژنین در حین عبور هستند. جهت بررسی اثرلیپیدهای غشایی بر ساختار p-CAT و e-CAT، آنالیزهای غشایی از قبیل میانکش بین لیپید و پروتئین، ارزیابی پارامتر نظم، ضخامت غشا و... برای هر دو سیستم انجام شد و نتایج نشان دادند که لوپهای پروتئینی بهدلیل برهمکنش با لیپیدها دچار کاهش انعطافپذیری شده اند. همچنین، در غشای یوکاریوتی بهدلیل خاصیت نظمدهنده کلسترول پارامتر نظم و ضخامت غشا هم بیشتر میباشد. کلمات کلیدی: آرژنین، پروتئین CAT1، شبیهسازی دینامیک مولکولی، نمونهبرداری چتری
-
تعیین میزان دی ان ا متیله ناحیه پروموتور ژن اینترین آلفا 4 در نمونه های بافتی و مدفوع بیماران مبتلا به سرطان کلورکتال بعنوان بیومارکرمناسب در تشخیص غیر تهاجمی بیماری
حصیبه حیاتی 1399مقدمه تجمع تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی در سلولهای اپیتلیال جدار روده آنها را به سلولهای آدنوکارسینومای بدخیم تبدیل می کند . در سرطان کولورکتال تغییرات اپیژنتیکی همچون متیلاسیون DNA در جزایر CpG ژنها به میزان بالایی رخ میدهد. مطالعات اپیژنتیکی در خصوص تعدادی از ژنها مشخص نموده است که در سرطان کولورکتال متیلاسیون ناحیه پروموتر ژنها باعث خاموشی بیان این ژنها میشود.در این مطالعه به بررسی میزان متیلاسیون DNA ناحیه پروموتری ژن ITGA4 در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و افراد سالم پرداخته شده است. مواد و روشها در این مطالعه میزان متیلاسیون ناحیه پروموتری ژن ITGA4 در نمونه بافتی توموری و بافت سالم مجاور 30 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و همچنین نمونه مدفوع 30 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و 30 فرد نرمال اندازهگیری شده است. DNA استخراج شده از نمونهها پس از مجاورت با بیسولفیت سدیم، به روش MethyLightPCR با بهرهگیری از دو پرایمر و یک پروب TaqMan که بهطور اختصاصی برایDNA کاملاً متیله ناحیه پروموتری ژن ITGA4 طراحی شده بود، و با استفاده از توالی رفرانس جهت نرمالایز کردن DNA اولیه مورد آزمایش قرار گرفت و سپس با استفاده از فرمول [(ITGA4/ALU-C4)sample /(ITGA4/ALU-C4) positive control]x100 درصد متیلاسیون رفرانس(PMR)[1] ژن مورد مطالعه در تمام نمونهها بهطور مشابه با مطالعات قبلی محاسبه شد و در نهایت با استفاده از نرم افزار v24 آنالیز آماری صورت گرفت. یافتهها *** نتایج این مطالعه نشان داد که میانه PMR بین نمونههای بافتی توموری و نرمال بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و همچنین بین نمونههای مدفوع بیماران و افراد سالم دارای اختلاف معنیدار بود. (PValue<0.001). میانه MR مربوط به ژن ITGA4 در نمونههای بافت توموری 8/36 و در نمونههای بافتی نرمال 10 بود. میانه PMR در نمونههای مدفوع توموری 54/2و در نمونههای مدفوع نرمال 01 /0 بود . حساسیت و ویژگی در نمونههای بافتی بهترتیب 63% و 63% و در نمونههای مدفوع به ترتیب 57%و 100% بود. نتیجهگیری سنجش DNAمتیله ناحیه پروموتر ژن ITGA4 در نمونههای مدفوع با استفاده از روش MethLight PCR از حساسیت و ویژگی مناسبی بهعنوان یک روش غیرتهاجمی برای تشخیص سرطان کولورکتال برخوردار میباشد. این پژوهش اولین گزارشی است که درایران درخصوص بررسی متیلاسیون ژن ITGA4 درنمونههای مدفوع در سرطان کولورکتال ارائه می گردد .
-
مطالعه ی اثر داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژنCTNNB1در سلول های سرطان معده رده ی سلولی MKN-45
عبدالحمید میکائیلی 1399سرطان معده یک بیماری تهاجمی و یکی از علل مرگومیر ناشی از سرطان در جهان میباشد که حاصل انباشت عوامل محیطی و تغییرات ژنتیکی است. با وجود بروز فناوریهای نگهداری مواد غذایی، دسترسیبه میوه و سبزیهای تازه و پیشگیری بهتر، سرطان معده همچنان به عنوان سومین علت مرگومیرناشی از سرطان در جهان شناخته میشود. رویکردهای سنتی برای درمان سرطان معده شامل جراحی،نشان میدهندکه این معایب سبب ایجاد رویکردهای درمانی جدید شده است. جایگزینی داروپرتو درمانی و شیمی درمانی است که مقاومت دارویی و عود مجدد بیماری را بعد از یک مدتبا عنوان استفاده از داروهای کشف شده برای کاربردهای جدید، یک استراتژی درمانی برایکاهش زمان و هزینه¬ها میباشد. با توجه به بیان گیرندههای استروژنی در سلولهای سرطانی معده و همچنین ارتباط استروژنبا سرطان¬زایی، در این آزمایش از داروی آنتی استروژنی تاموکسیفن به عنوان یک مهارکنندهی گیرندههایاستروژنی استفاده شد. در این تحقیق تغییر بیان ژن CT 1 به عنوان یکی از ژنهای مهم مسیر سیگنالینگ Wnt/بتا-کاتنین در سلول¬های سرطانی معده، ردهی MKN-45 اندازهگیری شد. سلول¬های سرطانی پس از کشت در شرایط مناسبتکثیر یافتند و سپس با استفاده از تست تریپان بلو غلظت 100 میکرومولار تاموکسیفن در مدت زمان 48 ساعت به عنوان دوز مناسب انتخاب گردید و سپس گروهی از سلول¬ها به عنوان تیمار و از گروهی دیگر بهعنوان کنترل استفاده شد. از سلول¬های کنترل و تیمارRNA استخراج و برای تهیه ی cDNA مورد استفاده قرارگرفت. cDNA حاصل توسط PCR تکثیر و سپس تغییر بیان ژن CT 1 در نمونه¬ها با روش ریل تایم و با استفاده ازپرایمرهای اختصاصی ژن، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ریل تایم کاهش بیان ژن CT 1 تحت تیمار با 100 میکرومولار داروی تاموکسیفنرا نشان داد.
-
بررسی اثر دما، سطح آب و تراکم بر رشد، تکوین و بقا لارو (Pallas, 1771) Pelophylax ridibundus)دوزیستان: بی دمان
مهری محمدی 1399تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین عوامل تهدیدکنندهی تنوعزیستی میباشند.این مطالعه اثرات متقابل سه عامل حرارت، تراکم و سطح آب روی اندازهی طول پوزه تا مخرج (SVL)، اندازه طول پوزه تا مخرج به هنگام دگردیسی، زمان دگردیسی، درصد دگردیسی، همنوعخواری (کانیبالیسم) و درصد بقای لارو قورباغه سبز لوانت (Pelophylax bedriagae) که قبلا با نام قورباغه مردابی (Pelophylax ridibundus) شناخته می شد، و طی 10 ماه انجام شد، مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه، یک آزمایش 2*3*2 فاکتوری شامل : 2 سطح از تراکم (تراکم کم (LD)= 5، تراکم زیاد(HD)= 25)، 3 سطح از هیدروپریود (سطح آب) (سطح آب کم(LW)= 300 سی سی، سطح آب زیاد(HW)= 1400سی سی، سطح آب کاهشی(DW)= کسر هفته ای 150سی سی) و 2 سطح از حرارت (بالا=22.5 و پایین=18.5 درجه سانتیگراد) طراحی شد. نتایج آزمایش نشان دادکه بیشترین میزان بقا در تیمار تراکم کم/ سطح آب کم/ حرارت پایین با 7/5±33/73 درصد و در مقابل کمترین میزان بقا در تیمار تراکم زیاد/ سطح آب کم/ دمای پایین با 3/3± 3/13 درصد مشاهده شد. بیشترین درصد تفریخ در تیمار تراکم کم/ سطح آب کاهشی/ دمای پایین با 54/11±3/93 درصد و کمترین درصد تفریخ در تیمار تراکم کم/ سطح آب کم/ حرارت پایین با 27/15±5/56 درصد مشاهده شد. نتایج حاصل از آنالیز ANOVA نشان داد، فاکتورهای تراکم ، دما و سطح آب بطور مستقل اثر معناداری روی درصد تفریخ ندارند، اما اثر تعاملی سه فاکتور حرارت و تراکم و سطح آب تاثیر معناداری بر درصد تفریخ نشان داد. (05/0P=). بیشترین میانگین طول پوزه تا مخرج (SVL) به هنگام دگردیسی درتیمار تراکم زیاد/ سطح آب کاهشی/ دمای بالا با 89/1±12/16 میلیمتر و در مقابل کمترین در تیمار تراکم زیاد/ سطح آب کاهشی/ دمای پایین با مقدار 95/8±33/?0 میلیمتر ثبت گردید. نتایج حاصل از آنالیزANOVA نشان داد دما بطور مستقل، اثر معناداری بر اندازه طول پوزه تا مخرج در هنگام دگردیسی دارد اما تراکم و سطح آب بطور مستقل، اثر معناداری بر اندازه طول پوزه تا مخرج در هنگام دگردیسی نشان ندادند. تعامل این سه فاکتور با هم اثر معناداری بر اندازه طول پوزه تا مخرج به هنگام دگردیسی نشان داد (008/0P=). بیشترین درصد دگردیسی در تیمار تراکم کم/ سطح آب زیاد/ دمای بالا با 11/2±40درصد ثبت گردید. درمقابل کمترین درصد دگردیسی در تیمار تراکم زیاد/ سطح آب کاهشی /دمای پایین با 84/3±44/4 درصد ثبت گردید. نتایج حاصل از آنالیز ANOVA نشان داد، سطح آب به طور مستقل (46/0P=) اثر معناداری روی درصد دگردیسی ندارد. درمقابل فاکتورهای تراکم و دما به طور مستقل تاثیر معنادار روی درصد دگردیسی نشان دادند. تعامل این سه فاکتور با هم اثر معناداری بر درصد دگردیسی نشان داد (04/0P=). در این مطالعه بیشترین میانگین زمان دگردیسی (سن دگردیسی) در تیمار تراکم کم/سطح آب کاهشی/دمای پایین با 6/73±33/19 روز ثبت گردید. در مقابل کمترین میانگین زمان دگردیسی در تیمار تراکم زیاد/سطح آب زیاد/ دمای بالا با 94/61±06/71 روز ثبت گردید. نتایج حاصل از آنالیز ANOVA نشان داد که تراکم و دما بطور مستقل اثرمعناداری بر روی زمان (سن) دگردیسی دارند، در مقابل سطح آب (12/0P=) بطور مستقل اثرمعناداری بر روی زمان (سن) دگردیسی نشان نداد. تعامل این سه فاکتور با هم (05/0P=) اثر معناداری بر روی زمان (سن) دگردیسی نشان داد (05/0P=) .نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین میزان همنوعخواری کامل بدن (شامل خورده شدن کامل یا ناپدید شدن نمونه) در تیمار دمای بالا/ سطح آب کم/ تراکم کم (10±30) و کمترین میزان همنوعخواری کامل بدن در تیمار دمای بالا/ سطح آب کاهشی / تراکم زیاد (21±1/1)، بدست آمد. نتایج حاصل از آنالیز ANOVA نشان داد اثر فاکتورهای دما (001/0P=) و تراکم (01/0P=) بطور مستقل بر همنوعخواری کامل بدن معنادار است اما نوسانات سطح آب (9/0P=) بر همنوعخواری کلی بدن اثر معناداری ندارد ولی تعامل هر سه فاکتور دما، تراکم و سطح آب تاثیر معناداری بر همنوعخواری کلی بدن دارد(005/0P=).
-
بررسی اثرات محیط کشت روییِ سلولهای بنیادی مزانشیمی تیمار شده با تیموکوئینون بر رده سلولی سرطانیMCF-7
پوریا حاج مومنی 1398 -
اعتبار سنجی ژن هدف با hsa0miR036105p درگیر در بیماری پارکینسون
شیوا واهب حسین آبادی 1398بیماری پارکینسون یک بیماری آسیب نورونی است که عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز این بیماری نقش دارند. miRNAها توالیهای ریبونوکلئوتیدی هستند که بیان برخی از ژن ها را در سطح پس از رونویسی کنترل می کنند. در بیماری پارکینسون miRNA ها با هدف قرار دادن ژن های مسیرهای مختلف درگیر در بیماری در روند بهبودی و یا پیشروی این بیماری موثر هستند. هدف از این مطالعه، پیشبینی ژنهای هدف hsa-miR-361-5p و اعتبار سنجی برهمکنش میان ژن پیش بینی شدهی مطلوب و hsa-miR-361-5p میباشد. با توجه به مطالعات گذشته hsa-miR-361-5p الگوی بیان کاهشی در خون بیماران مبتلا به بیماریهای آسیب نورونی و به دنبال آن، در مدل سلولی این بیماریها دارد. پس از انتخاب miRNA، جهت انجام این بررسی، با استفاده از پایگاههای دادهی بیوانفورماتیکی معتبر ازجمله Targetscan، mirwalk، ژنهایی که در بیماری پارکینسون نقش داشته و رونوشت آنها مورد هدف hsa-miR-361-5p قرار میگیرند، پیشبینی و شناسایی شدند. سپس یکی از این mRNAها که دارای الگوی بیانی مخالف نسبت به hsa-miR-361-5p نیز بود به عنوان ژن مطلوب برای بررسی انتخاب شد. در آخر اتصال و برهمکنش این miRNA با 3?UTR ژن هدف انتخابی که بیانگر نقش مهاری miRNA بر روی بیان ژن بود در رده سلولی HEK293T با استفاده از تکنیک سنجش ژن گزارشگر لوسیفراز سنجش گردید. واژگان کلیدی: hsa-miR-361-5p، ژن HMOX1، رده سلول HEK293T، اعتبار سنجی
-
بررسی اثر داروی تاموکسیفن بر میزان بیان ژنهای Notch1 و DLL1 در سلولهای سرطانی معده رده سلولی MKN-45
فرانک خانی پویانی 1398 -
اثراسانس پوست لیمو(Citrus limon L.) روی بیوفیلم سودوموناس آئروژینوزا (Pseudomonas aeruginosa) تکمیل شده با داکینگ مولکولی
ارغوان ارجمندی 1397 -
بررسی اثر تاموکسیفن بر روی بیان ژن Wnt1 در مسیر سیگنالینگ Wnt در سلول های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده سلولیMKN-45
طاهره بابائی ریزوندی 1397چکیدهسلول های بنیادی سرطانی[1] به عنوان عامل اصلی بروز سرطان مطرح شده است، به طوری که مقاومت به داروهای شیمی درمانی به وجود این سلول هادر تومور نسبت داده می شود. دلیل اصلی مقاومت دارویی سلول های توموری، عدم فعالیت و تقسیم سلول های بنیادی سرطانی در یک بافت توموری می باشد. این جمعیت سلولی که به صورت غیریکنواخت در درون بافت تومور توزیع شده اند، مانند سلول های بنیادی دارای قابلیت خودنوسازی بوده و مسئول بقای تومور و تفاوت خصوصیات ژنتیکی و متابولیکی آن می باشد. این سلول ها در ابتدا در سال 1997 توسط دیک و همکارانش[2] در لوسمی میلوِیید مزمن[3] و سپس در انواع سرطان ها از جمله سرطان سینه[4] و سرطان معده[5] شناسایی شدند. سلولهای بنیادی معده یک کاندید قوی جهت شکلگیری سرطان معده میباشند. سرطان معده یک بیماری چند عاملی[6] است که به دلیل تعامل بین عوامل ژنتیکی و محیطی در سطح مخاطی معده ایجاد می شود در سلول های بنیادی سرطانی یک یا چند انحراف در مسیرهای مختلف سیگنالینگ مشاهده شده است .برای مطالعه هر چه بهتر مسیرهای سیگنالی در سلولهای بنیادی سرطان، باید آنها را از سلولهای غیربنیادی جداسازی کرد. مطالعات بسیاری بر روی اثر داروهای تعدیل کننده های انتخابی گیرنده استروژن مانند تاموکسیفن به عنوان داروی مناسبی برای پیشگیری و درمان سرطان توجه نشان داده اند. لذا در این مطالعه ما به بررسی اثرات تیمار سلول های بنیادی سرطان معده گرفته شده از رده سلولی MKN-45 بر روی بیان ژن Wnt1 پرداختیم.در این مطالعه سلول های بنیادی سرطان معده را از رده ی سلولیMKN-45 با روش تشکیل اجسام کروی[7] جدا کردیم و میزان بقاء سلول های بنیادی سرطان معده تحت اثر داروی تاموکسیفن در غلظت های 100، 200، 400، 600 و 800 میکرومول پس از گذشت 48 ساعت به کمک آزمون تریپان بلو مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت سلول ها با غلظت 100 میکرومول از تاموکسیفن تیمار داده شدند .بررسی میزان بیان ژن Wnt1 تحت تیمار تاموکسیفن نشان داد بیان این ژن کاهش می یابد. ارزیابی بیشتر سلول های بنیادی سرطان معده نشان داد این سلول ها تحت تیمار تاموکسیفن خاصیت تومورزایی و تشکیل کلنی خود را از دست می دهند. 1.Cancer stem cells2. Dick and coworkers3. Myeloid leukemia4. Breast cancer5. Gastric cancer6. Multifactorial7. Cell differentiation8.Spheroid body formation assay
-
اثر ال- کارنیتین بر هیستولوژی تخمدان در مدل موشی اندومتریوزیس
مرضیه لطفی شکوه 1397اندومتریوزیس یک بیماری شایع است که خانم ها را در سنین باروری گرفتار می کند. علاوه بر درد، اندومتریوزیس می تواند باعث کاهش شانس باروری نیز بشود. دلیل ناباروری در زنان مبتلا به اندومتریوزیس ممکن است به خاطر مشکلات آناتومیکی باشد که منجر می شود به چسبندگی و فیبروز یا مشکلات هورمونی و یا مشکلات مربوط به سیستم ایمنی.در این بیماری بافت اندومتریال در مناطق دیگر بدن در خارج از رحم یافت می شود که در این صورت به آنها کاشته یا ضایعه گفته می شود. شایع ترین مکان های ضایعات اندومتریال در لگن و حفره ی شکمی می باشد که تخمدان ها، لوله ی فالوپ، فاصله ی بین واژن و رکتوم و سطح خارجی رحم و پوشش حفره ی لگن را درگیر می سازد .
-
آناتومی و هیستولوژی دستگاه تولید مثل نردر سوسمار اسکینگ مار شکل مرنجاب Ophiomorus maranjabensis
دریا خالدی 1397 -
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان ژن DLL1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
محسن فرهنگیان 1397 -
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان Notch1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
فروزان آذرافروز 1397 -
بررسی اثر داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن CTNNBIP1 در سلول های بنیادی سرطانی مشتق شده از رده ی سلولیMKN-45
بهاره قدرتی 1397سلولهایبنیادی سرطانی (CSCs) منشابسیاری از سرطانها از جمله سرطان معده هستند. این سلولها دارای ویژگیهایخودنوزایی، تومور زایی و مقاومت به درمان هستند. نتایج حاصل از مطالعات نشاندهندهینقش کلیدی مسیر سیگنالینگ Wnt در کنترل سلولهای بنیادی سرطانی و مقاومت داروییایجادشده توسط این سلولها میباشد، به همین دلیل امروزه بیشتر مطالعات بر روی اینسلولها متمرکز شدهاند. همچنین داروی تاموکسیفن که یک داروی غیراستروئیدی ضداستروژنی است که اثرات ضد توموری آن به اثبات رسیده است. با توجه به این اطلاعاتما به بررسی اثر غلظت مشخصی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن CT IP1 در سلولهای بنیادی سرطانی مشتق شده از ردهی سلولی MKN-45 مربوط به سرطان معده بهعنوان یک پتانسیلدرمانی پرداختیم.
-
بررسی وجود قطعات DNA هسته ای در پلاکتهای خون محیطی و ارتباط آنها با افزایش سن در انسان
مهدی نوده فراهانی 1397 -
مطالعه اثر تیموکوئینون بر مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش در آزمایشگاه
طیبه سردارزاده 1397چکیده امروزه پیشرفت چشمگیر حوزه پزشکی بازساختی، مبتنی بر کاربرد سلولهای بنیادی در این زمینه است. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافتهای مختلف، با داشتن صفات منحصربهفرد، یکی از مفیدترین و کاربردیترین موادخام جهت استفاده در سلولدرمانی و مهندسی بافت هستند. با وجود توانایی ذاتی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs[1]) به سمت مکان آسیب، التهاب یا تومور، همچنان بازده مهاجرت سلولهای کشت شده در آزمایشگاه در مطالعات in vitro و in vivo رضایت بخش نیست؛ در نتیجه دانشمندان همواره در جستجوی روشهایی برای بهبود عملکردهای این سلولها هستند. علاوه بر استفاده از سایتوکاینها و مواد شیمیایی برای افزایش بیان مولکولهای دخیل در فرایند مهاجرت، استفاده از گیاهان دارویی در حوزه زیستی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از گونههای گیاهی مورد استفاده، سیاهدانه و ترکیب فعال آن یعنی تیموکوئینون (TQ) میباشد. با وجود مطالعات فراوان در زمینه کاربردهای درمانی این ترکیب، در رابطه با اثر آن بر مهاجرت MSCها در شرایط آزمایشگاهی تاکنون مطالعهای صورت نگرفته است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی اثر تیموکوئینون بر مهاجرت MSCهای مشتق از مغز استخوان موش و بیان ژنهای دخیل در مهاجرت میباشد. جهت انجام این تحقیق، سلولهای MSC از مغز استخوانهای ران و ساق پای موش جدا شدند. جهت بررسی اثر غلظتهای مختلف TQ (0، 75، 150، 250 و 500 نانوگرم بر میلیلیتر) بر مهاجرت MSC کشت شده در محیط کشت DMEM/F12 فاقد سرم، از تست خراش استفاده شد. مهاجرت سلولها در 24 و 48 ساعت پس از تیمار بررسی شد. پس از تعیین غلظت بهینه TQ و زمان کافی برای ترمیم خراش سلولی در آزمون ترمیم زخم، MSCهای کشت داده شده، به مدت 48 ساعت با TQ (250 نانوگرم بر میلیلیتر) تیمار شدند و جهت بررسی میزان بیان ژنهای دخیل در مهاجرت (c-Met و Ccr1)، استخراج RNA و سنتز cDNA از نمونههای سلولی کنترل و تیمار انجام شد و بیان ژنهای مورد نظر از طریق Real-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تست ترمیم زخم نشان دهنده افزایش معنیدار (P < 0.05) درصد بسته شدن خراش در سلولهای تیمار شده با غلظت 250 نانوگرم بر میلیلیتر تیموکوئینون به مدت 48 ساعت، در مقایسه با کنترل بود. همچنین نتایج بدست آمده از بررسی سطح بیان ژنها در سلولهای تیمار و کنترل نشان دهنده افزایش معنیدار (8/3 برابر) بیان ژن c-Met و همچنین عدم تغییر معنیدار (1/1 برابر) بیان Ccr1 در سلولهای تیمار نسبت به کنترل بود. در مجموع این مطالعه نشان می دهد که TQ باعث افزایش پتانسیل مهاجرت MSCs در in vitro میگردد. بنابراین نتایج این تحقیق، چشم انداز خوبی برای استفاده از TQ جهت بهبود مهاجرت MSC در سلولدرمانی فراهم کرده است. با این وجود، مطالعات بیشتری به منظور بررسی اثر TQ بر بیان سایر ژنهای ضروری و مهم در مهاجرت MSC و همچنین بررسی توانایی مهاجرت سلولهای تیمار شده در شرایط in vivo مورد نیاز است.کلمات کلیدی: موش، سلول بنیادی مزانشیمی، تیموکوئینون، مهاجرت،بیان ژن، تست ترمیم زخم. [1] Mesenchymal stem cells
-
بررسی اثرات آنتی-/ پرو-اکسیدانی تیموکوئینون بر سلول های بنیادی مزانشیمی موش و مطالعه اثر سلول های بنیادی مزانشیمی تیمار شده با این ترکیب بر بیان مارکرهای اختصاصی سلول های سیستم ایمنی موش (RORgt، PLZF، PAX5، FOXP3، TCF4، STAT-1 و STAT-6)
نیلوفر رضایی 1397 -
بررسی اثر مهارhsa-miR-451b بر بیان ژن¬های Kremen1 و CASK در سلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN-45
دیبا برزآبادی فراهانی 1396 -
شناسایی شبکه تنظیم ژنی مرکزی مسئول مرگ سلولی القا شده با استئوروسپورین در رده¬ی سلولی PC12
نفیسه فلسفی 1396 -
شناسایی شبکه¬ی تنظیمژنی مرکزی مسئول تمایز شبه نورونی القاء شده توسط استئوروسپورین در رده¬ی سلولی PC12
طاهره سلیمانی 1396شناسایی شبکهی تنظیمژنی مرکزی مسئول تمایز شبه نورونی القاء شده توسط استئوروسپورین در ردهی سلولی PC12
-
اثر ال- کارنیتین بر رحم موش دارای تخمدان پلی کیستیک
سارا احمدی شکوه 1396 -
اپر پلاسمای سمینال انسان بر هیستومورفولوژی تخمدان پلی کیستیک در موش
مریم حاجیان 1396 -
بررسی اثر مهارhsa-miR-4270 بر ژن¬های مسیر سیگنالی Wnt درسلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN45
بهروز مرادی 1396 -
PLGF بر مسیر پیامرسانی Wnt (Wnt1, CTNNBIP1) در سلولهای بنیادی مشتق شده از سرطان معده
سجاد غالب ابراهیم 1396 -
مطالعه اثر یوژنول برخواص تنظیم کنندگی سیستم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز¬استخوان موش
مریم یزدانی 1395امروزه سلولهای بنیادی، به ویژه سلولهای بنیادی مزانشیمی و استفاده از مواد طبیعی امید تازهای برای درمان بسیاری از بیماریهای انسان فراهم آورده است. در حال حاضر نوید بخشترین سلولها برای درمان مبتنی بر سلول، سلولهای بنیادی مزانشیمی هستند، زیرا به آسانی از بافت بالغ جدا میشوند و دارای ظرفیت تکثیر نامحدود هستند. بعلاوه، MSCs با داشتن ویژگی تنظیم کنندگی ایمنی برجستهترین اثر درمانی خود را از طریق اثر بر روی سیستم ایمنی اعمال میکنند. یوژنول[1] ترکیب فنولی مشتق شده از عصارهی میخک است. دارای اثرات آنتیاکسیدان، ضد میکروبی، ضد درد، ضد التهاب، ضد سرطان، ضد جهشزایی، ضد اسپاسم، ضد قارچ، ضد تشنج و ضد تب میباشد. علیرغم مطالعات گسترده در حیطههای مختلف، هنوز هیچ گونه گزارشی در رابطه با اثر این ترکیب بر ویژگیها و عملکردهای سلولهای MSC به ویژه خواص تنظیم کنندگی سیستم ایمنی آنها، ارائه نشده است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر یوژنول بر بیان ژنهای دخیل در خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنی سلولهای MSC مشتق شده از مغز استخوان موش میباشد. در مطالعه حاضر، سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوانهای فمور و تیبیا موش نژاد NMRI جدا و در محیط کشت حاوی 15 درصد سرم کشت داده شدند. بمنظور اطمینان از ماهیت سلولهای بنیادی مزانشیمی، از تست تمایز به استخوان و چربی استفاده شد. سپس جهت بررسی اثر ترکیب یوژنول بر بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی آزمون MTT [2] در بازههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت انجام شد. پس از تعیین IC50[3] و تعیین غلظتی که در آن حدود 90 درصد سلولها زنده بودند، سلولها با یوژنول تیمار داده شدند. سپس از سلولهای MSC تیمار شده با یوژنول و سلولهای کنترل بدون تیمار، استخراج RNA و سنتز cDNA انجام گرفت. بیان ژنهای مورد نظر (Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3) در نمونهها با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. سلولهای MSC از مغز استخوان جدا شدند و با استفاده از تستهای تمایزی ماهیت آنها تایید شد. نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که در بازههای زمانی 24 و 48 ساعت در غلظتهای بالاتر از 400 میکروگرم بر میلیلیتر و در بازه زمانی 72 ساعت در غلظتهای بالاتر از 200 میکروگرم بر میلیلیتر بیش از نیمی از سلولها از بین میروند. با توجه به اینکه در غلظتهای کمتر مساوی از 5/12 میکروگرم در میلیلیتر حدود 90 درصد سلولها زنده ماندند، بنابراین برای بررسی اثر یوژنول بر بیان ژنهای مورد نظر، سلولها با غلظت 10 میکروگرم در میلیلیتر از یوژنول به مدت 24 ساعت تیمار داده شدند. نتایج بدست آمده از آنالیز بیان ژنها نشان داد در نمونههای تیمار شده نسبت به کنترل بدون تیمار، بیان ژنهای Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3 به ترتیب به میزان 5/1، 8/1، 3/1 و 2/2 برابر افزایش بیان داشتهاند.بر اساس یافتههای این تحقیق، تیمار سلولها با یوژنول منجر به افزایش بیان ژنهای Tlr3، Tlr4، Ccl2 و Ccl3 میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که یوژنول منجر به افزایش خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنی سلولهای MSC از طریق افزایش بیان این ژنها میشود. بنابراین، نتایج این مطالعه نوید بخش انجام مطالعات بیشتر در این زمینه جهت افزایش اثر درمانی سلولهای MSC در سلولدرمانی میباشد. همچنین، میتوان نتیجه گرفت که ممکن است بتوان یوژنول را جهت افزایش خواص درمانی سلولهای MSC در تحقیقات کاربردی استفاده نمود. [1] Eugenol[2] 3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5-diphenyl-tetrazolium bromide[3] The half maximal inhibitory concentration
-
مطالعه اثر یوژنول بر تکثیر و مهاجرت سلول¬های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش.
مژده حیدری 1395طی پانزده سال گذشته تمایل محققین به مطالعه سلولهای بنیادی مزانشیمی[1] (MSCs) افزایشیافته است. با توجه به عملکردها و تواناییهایMSCs، امروزه این سلولها امیدهای تازهای را جهت درمان بسیاری از بیماریها فراهم آوردهاند و بنابراین دانشمندان و پزشکان را به جستجوی پروتوکلهای مناسب جهت القاء و حفظ عملکردهای این سلولها تحت شرایط آزمایشگاهی و در نتیجه بکارگیری آنها در درمان انواع بیماریها ترغیب کرده است. در این ارتباط، امروزه توجه زیادی به تیمار این سلولها با ترکیبات شیمیایی و طبیعی مختلف جهت القاء، حفظ و افزایش عملکردهای این سلولها تحت شرایط آزمایشگاهی میشود. یوژنول[2]، مهمترین ماده تشکیل دهنده عصاره میخک است. این ماده به طور گسترده دارای فعالیت ضد سرطان، ضد عفونت، ضد التهاب، ضد جهشزایی، آنتیاکسیدان، ضد ویروس، ضد قارچ، ضد باکتری و ضد نفخ میباشد. با وجود مطالعات مختلف بر روی اثرات بیولوژیک و درمانی یوژنول در حیطههای مختلف،اما تاکنون در رابطه با اثر آن بر رفتارهای سلولهای بنیادی به ویژه MSCs، مطالعهای انجام نشده است. از آنجا که تکثیر گسترده و مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی لازمه روشهای نوین درمانی بوده و یوژنول دارای خواص متعدد درمانی میباشد، لذا هدف مطالعه حاضر بررسی اثر یوژنول بر خواص مهاجرت و تکثیر سلولهایMSCs جدا شده از مغز استخوان موش تحت شرایط آزمایشگاهی میباشد. در این تحقیق، سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موشهای 8-4 هفتهای (نژاد (NMRI جداسازی شد. جهت تایید هویت این سلولها، پتانسیل تمایزی آنها به سمت سلولهای استخوان و چربی مورد بررسی قرار گرفت. بعد از تایید هویت این سلولها، جهت ارزیابی اثر یوژنول بر بقاء سلولهای MSC از تست MTT[3] در بازههای زمانی 24، 48 و 72 استفاده شد و IC50[4] یوژنول بر سلولهای MSCs تعیین شد. همچنین به منظور بررسی اثر یوژنول بر روی مهاجرت سلولهای MSC از آزمایش ترمیم زخم (خراش) استفاده شد. در ادامه کار جهت بررسی اثر یوژنول بر توانایی تکثیر و مهاجرت سلولهای MSC، اثر این ترکیب بر بیان نشانگرهای (Cxcr4 ، Vla4، Sox2 و Rex1) با استفاده از روش Real-time PCR بررسی شد.[1] Mesenchymal stem cells[2] Eugenol[3] 3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5-diphenyl-tetrazolium bromide[4] The half maximal inhibitory concentration
-
مطالعه اثر تیموکوئینون بر بیان ژنهای دخیل در خواص تنظیمکنندگی سیستم ایمنیسلول¬های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان موش
الهام علیمرادی 1395 -
تاثیر ایبودیلاست بر مرگ سلولی القا شده توسط استئوروسپورین درسلول های pc12
شیوا اسکندرزاده 1395 -
اثر پنتوکسی¬فیلین بر فرارشد نوریتی القا شده با استئوروسپورین در رده ی سلولی PC12
لقمان دیوجان 1395 -
بررسی اثر کاهش بیان PIGE بر بیان ژن های sox2،oct3/4 در رده سلولی سرطان معده
فاطمه محمودی سرتنگی 1392چکیده سرطان معده دومین سرطان رایج وکشنده در جهان است. از مشکلات بیشتر سرطان ها از جمله سرطان معده تکثیر سلولی غیر قابل کنترل ومتاستاز می باشد. از عوامل دخیل در تکثیر سلولی بی رویه و متاستاز می توان به جمعیتی متمایز ونادر از سلول های شروع کننده سرطان(در سرطان های مختلف) به نام سلول های بنیادی سرطانی اشاره کرد که در هر تومور بدخیم باعث رشد تومور? تهاجم موضعی ومتاستاز به بافت های دور دست می شوند.PlGF یک فاکتور رشد جفتی است که نقش آن در رگزایی? متاستاز و تهاجم به غدد لنفاوی به خوبی مشخص شده است ودر مطالعات گوناگون نشان داده شده است که کاهش بیان این ژن باعث کاهش متاستاز? رگ زایی وقدرت تهاجمی در تومور بدخیم می شود. از این رو به نظر می رسد که بیان ژن PlGF در بیان ژن های مارکر سلول های بنیادی سرطانی نقش داشته باشد که این موضوع برای اولین بار در این مطالعه بررسی شد.در این تحقیق ابتدا سلولهایAGS مربوط به آدنوکارسینومای معدهی انسان با غلظتهای مختلف Scrambled siRNA و PlGF- siRNA تیمار داده شدند. در شرایط In vitro و با استفاده از روش تریپان بلو سایتوتوکسیسیتی بررسی شد. بیان ژنهای PlGF,SOX2,OCT3/4,CD44 با روش سنجش کمی Real-time RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از اطمینان از تاثیر ژن PlGF بر بیان ژن های SOX2,OCT3/4,CD44 ? توسط تکنیک heroid colony formation برای اولین بار بدون استفاده ازفاکتور رشد سلول های بنیادی سرطانی از سایر سلول های سرطانی دو رده سلولی AGS و MKN45 جداسازی شد.سپس برای تایید بنیادی بودن سلول های جداسازی شده از تکنیک های تومور زایی، خود تجدیدی، مقاومت دارویی، قدرت تمایز، رگزایی زایموگرافی برای بررسی میزان فعالیت متالوپروتئینازها و همچنین بیان ژن های مارکر سلول های بنیادی سرطانی نسبت به رده های سلول والدی استفاده شد. سلول های بنیادی سرطانی جداسازی شده با غلظت مشخصی از siRNA علیه ژن PlGF تیمار داه شد و بیان ژن های PlGF,SOX2,OCT3/4,CD44?PCNA و Caspase با روش سنجش کمی PCR RT- Real-time برسی شد و همچنین تاثیر مها ژن PlGF بر قدرت رگزایی ، مهاجرت متاستاز تکثیر سلولی و آپوپتوز و قدرت تمایز در سلول های بنیادی سرطان معده بررسی شد.در نتیجه این بررسی مشخص شد که Scrambled siRNA تاثیری در بقای سلول های AGS نداشت اما lGF- siRNAبقای سلولهای AGS را کاهش داد. نتایج حاصل از Real-time PCR RT بیانگر افزایش بیان ژن SOX2 و کاهش بیان ژنهای PlGF، CD44 و OCT3/4 میباشد. همچنین در سلول های بنیادی جداسازی شده از هر دو رده سلولی AGS و MKN45 مهار ژن PLGF باعث افزایش بیانژن SOX2 و کاهش بیان ژن های PlGF,PCNA ,OCT3/4,CD44 شد. همچنین رگزایی، متاستاز تهاجم تکثیر سلولی و قدرت تمایز در این سلول ه نسبت به سلول های بنیادی سطانی کنترل کاهش پیدا کرد ولی مهار ژنPLGF تاثیری در میزان آپوپتوز سلول های بنیادی سرطان معده نداشت. کلمات کلیدی: سرطان معده, سلول های بنیادی سرطانی, PlGF,SOX2,OCT3/4,CD44
-
مطالعه مسیر مولکولی ایبوپروفن بر القای آپوتوس در سلولهای AGS
منصور امین زاده بوکانی 1391 -
آنالیز مقایسه ای بر همکنش کربنیک انیدراز انساتی با داروهای توپیرامات و فیورزماید با استفاده از تکنیک شبیه سازی دینامیک مولکولی
مسعود ورزندیان 1391 -
خالص سازی و تعیین خصوصیات یک آلفا-آمیلاز و یک پروتئاز خارج سلولی حاصل از باسیلوس سوبتیلیس سویه ATCC1254
مهدی امیری 1390 -
مطالعه اثر مهار رگزایی عصاره گیاهان چویل و باریجه در سلول های HUVEC
سمیه میرزااقایی 1390 -
انداز ه گیری فعالیت آنتی اکسیدانی اسانس و عصاره گیاه Ferulago angolata با استفاده از روشهای CAA و FRAPو ORAC
الهام گلعذار 1390

